تصویر شاخص نویسنده: هر آنچه نیاز است تا راجع به اختلال وسواس اجباری بدانید

دکتر زارعی ، با شرکت در دوره های مختلف و بروزی همچون جراحی ستون فقرات، آندوسکوپی تومور و … دارای دانش بروزی بوده؛ و از این بابت در جراحی های ایشون میتوان جدیدترین متد ها و تکنیک های جراحی ۲۰۲۴ را مشاهده نمود تا بهترین نتیجه را از انجام انواع جراحی های مغز و اعصاب بدست آورید.

دسته بندی ها: روانپزشک

۳ بهمن ۱۴۰۳ توسط مدیر سایت 0 دیدگاه

هر آنچه نیاز است تا راجع به اختلال وسواس اجباری بدانید

مجموعه ی تخصصی روانپزشکی سایت دکتر با من در خصوص بیماری هایی که در این حوزه وجود داشته و به ویژه اختلال وسواس اجباری که در این مطلب آورده شده است به صورت حرفه ای برای آگاهی و ارتقای سطح زندگی افراد تلاش می نماید و بایستی که بیماران عزیز راجع به این دسته از بیماری ها اطلاع داشته باشند. در واقع هدف از آگاهی افراد این است که به راحتی بتوانند بیماری خود را کنترل و درمان کنند. تا انتهای مقاله همراه ما باشید.

مفهوم و تاریخچه ی اختلال وسواس اجباری

اختلال وسواس فکری-اجباری (OCD) یک وضعیت سلامت روان مزمن است که شامل وسواس، اجبار یا هر دو است. طبق گفته انجمن روانپزشکی آمریکا، در ایالات متحده، حدود 2 تا 3 درصد از افراد به این بیماری مبتلا هستند.

افراد مبتلا به OCD معمولاً وسواس‌ها یا افکار ناخواسته تکراری را تجربه می‌کنند که میل شدید به تکرار یک رفتار خاص را برمی‌انگیزد. سپس آن اصرار یا اجبار را برای کمک به رهایی از افکار وسواسی نشان می دهند.

بسیاری از مردم دوباره چک می کنند تا مطمئن شوند درب ورودی را قفل کرده اند یا اجاق گاز را خاموش کرده اند که خود بیانگر نوعی وسواس است. این عادات ممکن است به شما کمک کند احساس امنیت بیشتری داشته باشید. برای افرادی که با OCD زندگی می کنند، به انتخاب خود آنها نبوده است، بلکه زندگی روزمره برایشان پیچیده و مختل شده است. بسیاری از افراد مبتلا به OCD افکار و عقایدی را که به اجبار آنها دامن می‌زند، غیرمنطقی یا حداقل بسیار بعید می‌دانند. با این حال، آنها این بیماری را درمان میکنند تا پریشانی ناشی از افکار وسواسی مزاحم را تسکین دهند و از تبدیل شدن ترس های مداوم به واقعیت جلوگیری شود.

علائم اختلال وسواس چیست؟

OCD شامل دو نوع علائم اصلی است:

  • وسواس فکری
  • وسواس اجباری

بسیاری از افرادی که با OCD زندگی می کنند، هم وسواس و هم اجبار را تجربه می کنند، اما برخی افراد فقط یکی یا دیگری را تجربه می کنند.

این علائم فقط زودگذر یا کوتاه مدت نیستند. حتی علائم خفیف تر ممکن است حداقل یک ساعت در روز طول بکشد و به طور قابل توجهی بر فعالیت های روزانه شما تاثیر بگذارد.

وسواس یا اجبار ممکن است بر توانایی شما برای توجه کودک در مدرسه یا انجام وظایف در محل کار تأثیر بگذارد. آنها حتی می توانند شما را از رفتن به مدرسه یا محل کار یا هر جای دیگری باز دارند.

اغلب فرد، این افکار را غیرقابل کنترل میداند که بایستی راهنمایی های لازم را از متخصص روانپزشکی یا اعصاب و روان بگیرد.

وسواس چیست؟

وسواس در حوزه های زیادی رایج است که می توان به مهم ترین آنها در موارد زیر اشاره نمود:

  • نگرانی در مورد میکروب، کثیفی یا بیماری
  • ترس از آسیب رساندن به خود یا شخص دیگری
  • ترس از گفتن چیزی توهین آمیز یا زشت
  • همواره وسایل را منظم یا متقارن قرار دادن
  • افکار جنسی صریح یا خشونت آمیز
  • نگرانی بابت دور انداختن اشیا
  • زیر سوال بردن تمایلات یا جهت گیری جنسی شما
  • نگرانی زیاد در مورد سلامت و ایمنی خود یا عزیزانتان
  • وسواس زیاد راجع به تصاویر مختلف، کلمات یا صداهای مزاحم

این افکار ناخواسته و مزاحم، بدون توجه به اینکه چقدر سعی می کنید آنها را نادیده بگیرید یا سرکوب کنید، باز می گردند. پافشاری آن‌ها می‌تواند به این باور قوی‌تر منجر شود که ممکن است درست باشند، یا ممکن است به حقیقت بپیوندند، اگر اقداماتی برای جلوگیری از آنها انجام ندهید.

رفتارهای اجباری در وسواس اجباری شامل چه مواردی است؟

  • شستن دست ها، اشیاء یا بدن
  • سازماندهی یا تراز کردن اشیا به روشی خاص
  • شمردن یا تکرار عبارات خاص
  • چند بار لمس کردن چیزی
  • به دنبال اطمینان زیاد از دیگران بودن
  • جمع آوری اشیاء خاص یا خرید چندین مورد از یک کالا

پنهان کردن اشیایی که می توانید از آنها برای آسیب رساندن به خود یا شخص دیگری استفاده کنید، به طور ذهنی اعمال خود را بررسی کنید تا مطمئن شوید که به شخص دیگری آسیب نرسانده اید.

چه چیزی باعث OCD می شود؟

متخصصان دقیقاً نمی‌دانند چه چیزی باعث OCD می‌شود، اما سابقه خانوادگی این بیماری ممکن است نقش مهمی داشته باشد. اگر یکی از اعضای نزدیک خانواده شما مبتلا به OCD است، شانس بیشتری برای ابتلا به این بیماری دارید.

به گفته منبع معتبر موسسه ملی سلامت روان، رشد نامنظم و اختلال در مناطق خاصی از مغز نیز با این وضعیت مرتبط است. برخی شواهد نشان می‌دهند که OCD ممکن است تا حدی به نحوه پاسخ مغز شما به سروتونین مربوط باشد. سروتونین یک انتقال دهنده عصبی است که به تنظیم خلق و خو و خواب کمک می کند و بسیاری از عملکردهای مهم دیگر را در سراسر بدن شما انجام می دهد.

چه عواملی برای بیماری وسواس اجباری خطرناک است؟

عوامل مهمی مانند ژنتیک شانس ابتلا به این بیماری را افزایش می دهد اما موارد دیگری نیز وجود دارد که احتمال مبتلا شدن را افزایش می دهد. که این موارد شامل:

  1. استرس یا تروما؛ استرس قابل توجه در خانه، مدرسه، محل کار یا در روابط شخصی می تواند احتمال ابتلا به OCD را افزایش دهد یا علائم موجود را بدتر کند.
  2. ویژگی های شخصیت؛ برخی از ویژگی های شخصیتی، از جمله دشواری در کنترل عدم اطمینان در موضوعات، افزایش احساس مسئولیت، یا کمال گرایی، ممکن است در OCD نقش داشته باشند.
  3. سوء استفاده در دوران کودکی؛ کودکانی که تجاوز یا سوء استفاده یا سایر تجربیات آسیب زا در دوران کودکی را تجربه می کنند، مانند قلدری یا بی توجهی شدید، شانس بیشتری برای ابتلا به این بیماری دارند.
  4. علائم حاد عصبی – روانپزشکی دوران کودکی (CANS)؛ برای برخی از کودکان، OCD به طور ناگهانی شروع می شود. پس از عفونت استرپتوکوک، این سندرم به نام PANDAS شناخته می شود که مخفف اختلالات عصبی خودایمنی کودکان مرتبط با استرپتوکوک است. اما سایر عفونت ها یا بیماری ها نیز می توانند علائم ایجاد کنند.
  5. آسیب تروماتیک مغز؛ طبق یک مطالعه در سال 2021، علائم OCD ممکن است برای اولین بار پس از آسیب به سر ظاهر شود.

با این حال، به خاطر داشته باشید که ممکن است سابقه خانوادگی OCD، همراه با سایر عوامل، خطر داشته باشید، اما هرگز خودتان به این بیماری مبتلا نشوید. علاوه بر این، افرادی که هیچ فاکتور خطر شناخته شده ای ندارند همچنان می توانند OCD داشته باشند.

OCD اغلب با سایر شرایط سلامت روان رخ می دهد، از جمله:

  • اختلال نقص توجه و بیش فعالی (ADHD)
  • سندرم تورت
  • اختلال افسردگی اساسی
  • اختلال اضطراب اجتماعی
  • اختلالات اشتها

در واقع، حدود 90 درصد از افراد مبتلا به OCD دارای وضعیت سلامت روان دیگری هستند که شرایط اضطراب شایع‌ترین آنهاست. گفتنی است، داشتن یکی از این شرایط به طور خودکار به این معنی نیست که احتمال ابتلا به OCD بیشتر است.

OCD چگونه تشخیص داده می شود؟

اگر وسواس یا اجبار را تجربه می کنید، یک متخصص بهداشت روان آموزش دیده می تواند به شما در تشخیص و کشف بهترین گزینه های درمانی کمک کند.

از آنجایی که این علائم، اغلب به تدریج شروع می شوند، ممکن است فوراً خیلی قابل توجه نباشند. در واقع، بسیاری از مردم قبل از اینکه به دنبال کمک باشند، سال ها با این بیماری زندگی می کنند.

صحبت در مورد علائم OCD ممکن است دشوار به نظر برسد اما بهتر است با دوستان خود در میان بگذارید.

شاید شما یک فکر وسواسی را با یکی از والدین در میان گذاشتید و توانستید به خوبی آن را کنترل کنید.

یا شاید سعی کرده‌اید به همکارتان که مرتباً لوازم اداری قرض می‌گیرد، توضیح دهید که باید اقلام روی میز خود را به روشی در یک راستا قرار دهد. وقتی یک منگنه را برای قرض گرفتن آن برداشتند و آن را در جای نامناسبی قرار دادند، تا زمانی که آن را در جایی که تعلق داشت قرار ندادند، به شدت احساس ناراحتی خواهید کرد. بعداً ممکن است در راهرو صدای همکارانتان را بشنوید که با شخص دیگری در مورد “عجیب” بودن شما صحبت می کنند. این جای نگرانی ندارد شما بایستی در مورد بیماری خود راحت تر باشید، این شما هستید نه دیگری پس برای خوب شدن مبارزه کنید.

اما در عوض، یک متخصص سلامت روان به شما نمی خندد یا قضاوت نمی‌کند و با دلسوزی به علائم شما گوش می‌دهند و به شما کمک می‌کنند تا به آنها رسیدگی کنید.

آنها با پرسیدن سوالاتی در مورد انواع وسواس یا اجبار هایی که تجربه میکنید شروع می کنند، از جمله:

  • هر روز چقدر زمان می گیرند
  • کاری که شما برای نادیده گرفتن یا سرکوب آنها انجام می دهید
  • آیا باورهای مرتبط با OCD برای شما صادق است یا خیر
  • وسواس و اجبار چه تاثیری بر روابط و زندگی روزمره شما می گذارد
  • آنها همچنین در مورد داروهایی که مصرف می کنید و سایر علائم سلامت روان یا پزشکی که تجربه می کنید برای کمک به رد کردن عوارض جانبی دارو یا سایر شرایط سؤال می کنند.

سایر شرایط سلامت روان می تواند علایمی شبیه OCD داشته باشد:

  1. اختلالات بدشکلی:
    اختلال بدشکلی بدن می تواند شامل افکار ثابت یا رفتارهای تکراری باشد که به ظاهر فیزیکی شما مربوط می شود.
  1. تریکوتیلومانیا شامل اصرار مداوم برای کندن موهای خود است.
  2. افسردگی می تواند شامل حلقه زدن افکار ناخواسته باشد، اما این افکار معمولاً منجر به رفتارهای اجباری نمی شوند.
  3. اختلال احتکار شامل جمع آوری بیش از حد اشیاء غیر ضروری و مشکل در دور انداختن اشیا است، اما این دارایی ها باعث ایجاد ناراحتی نمی شوند. افراد مبتلا به OCD ممکن است فقط به دلیل اجبار برای تکمیل یک مجموعه یا به این دلیل که معتقدند ذخیره نکردن آن موارد ممکن است منجر به آسیب شود، موارد را جمع آوری یا ذخیره کنند.
  4. اختلال اضطراب فراگیر همچنین شامل نگرانی های مکرر و مداوم است. اگرچه این نگرانی ها اغلب به زندگی روزمره مربوط می شود. در حالی که ممکن است شما را به دوری از افراد یا موقعیت‌های خاص سوق دهند، اما معمولاً به اقدامات اجباری منجر نمی‌شوند.
  5. تیک ها یا حرکات ناگهانی و مکرر می توانند با OCD اتفاق بیفتند. غیر معمول نیست که افراد مبتلا به OCD به یک اختلال تیک مانند سندرم تورت نیز مبتلا باشند. اما شما همچنین می توانید بدون داشتن OCD دچار اختلال تیک شوید.

بهتر است برای اینکه تشخیص داده شود شما کدام نوع از بیماری این اختلال را دارید با بهترین روانپزشک ایران در سایت دکتر با من مشورت نمایید.

درمان بیماری ocd چیست؟

دارو

یکی از روش هایی که به شما کمک می کند تا بتوانید درمان شوید استفاده از داروهای مختلفی است که توسط روانپزشکان تجویز می شود:

  1. مهارکننده های انتخابی باز جذب سروتونین (SSRIs)، مانند فلوکستین (پروزاک) یا سرترالین (زولوفت)
  2. کلومیپرامین (Anafranil) ضد افسردگی سه حلقه ای، اگرچه این دارو معمولاً به عنوان خط اول درمان تجویز نمی شود.
  3. داروهای ضد روان پریشی مانند آریپیپرازول (Abilify) یا ریسپریدون (Risperdal) که می توانند اثرات SSRI را افزایش دهند.
  4. ممانتین (نام ندا)، یک آنتاگونیست گیرنده NMDA، که می تواند اثرات SSRI را نیز افزایش دهد.

گاهی اوقات ممکن است 8 تا 12 هفته قبل از اثرگذاری SSRI ها طول بکشد، بنابراین داروهای خود را طبق دستور مصرف کنید حتی اگر بلافاصله متوجه بهبودی نشدید.

برخی از عوارض جانبی ممکن است برای شما رخ دهد، بنابراین از شما همیشه می خواهیم که دکتر خود را از علائم ناخواسته ای که هنگام مصرف دارو تجربه می کنید مطلع کنید. اگر این عوارض جانبی بیشتر از فواید دارو باشد، روانپزشک شما ممکن است روش درمانی دیگری را توصیه کند.

مشاوره با روانشناس و روان درمانگر

یکی از شیوه هایی که شما می توانید به خوبی از آن استفاده و در کنار روان درمانی از آن استفاده نمایید، مشاوره با روانپزشک و روان درمانگر است.

دارو اغلب می تواند به تسکین علائم کمک کند، اما با همکاری با یک درمانگر، می توانید یاد بگیرید که ابزارهایی برای مدیریت افکار ناخواسته و تغییر الگوهای رفتاری غیر مفید و همچنین راهکارهایی برای بهبود آرامش و مقابله با پریشانی عاطفی خود داشته باشید.

رویکردهای درمانی توصیه شده برای OCD عبارتند از:

  • درمان شناختی رفتاری CBT می تواند به شما کمک کند تا الگوهای افکار و رفتارهای ناخواسته یا منفی را شناسایی کرده و مجدداً چارچوب بندی کنید.
  • پیشگیری از مواجهه و پاسخ (ERP)؛ این نوعی CBT است که شامل قرار گرفتن تدریجی در موقعیت‌های ترسناک یا نگرانی‌های ریشه‌ای وسواس یا اجبار است. هدف ERP یادگیری مدیریت وسواس های پریشانی بدون درگیر شدن در رفتارهای اجباری است.
  • درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی.

این درمان شامل یادگیری مهارت های ذهن و آگاهی برای مقابله با پریشانی ناشی از افکار وسواسی است.

Ocd در کودکان به چه صورت است؟

در خصوص OCD در کودکان می توان گفت که حدود نیمی از افراد مبتلا به OCD اولین بار علائم را در دوران کودکی مشاهده کردند.

کودکان ممکن است همیشه علائم OCD را مانند بزرگسالان نشان ندهند. مثلا:

  • آنها ممکن است متوجه نباشند که وسواس یا اجبار شان بیش از حد است.
  • آنها ممکن است بر این باورند که همه افکار و تمایلات مشابهی دارند.
  • وسواس ممکن است کمتر آشکار به نظر برسد. برخی از الگوهای فکری، مانند تفکر جادویی یا ترس از اتفاقات بد برای عزیزان، ممکن است بخشی معمولی از رشد کودک به نظر برسند.

بر اساس مطالعه‌ای که در سال 2014 انجام شد، تیک‌ها اغلب با OCD در دوران کودکی ایجاد می‌شوند. آنها معمولاً علائمی از چندین دسته دارند. همچنین درمان برای کودکان معمولاً مانند بزرگسالان شامل درمان، دارو یا هر دو است.

نتیجه گیری

ما در این مقاله در خصوص بیماری اختلال وسواس اجباری و فکری صحبت کرده ایم تا شما با آگاهی کامل در خصوص بیماری خود مواجه شده و درمان را آغاز نمایید. در واقع هدف این است که بتوانید علاوه بر داشتن اطلاعات کلی از انواع بیماری اعصاب و روان از متخصص روانپزشک یا متخصص اعصاب و روان در سایت دکتر با من نوبت اخذ نمایید.

شیوه ی اخذ نوبت آنلاین به این صورت است که شما وارد سایت شده و سپس اسم دکتر خود را جستجو نمایید. وارد پروفایل وی شده و سپس در آنجا لیست کامل متخصصین را مشاهده خواهید کرد و بر اساس تخصص و روز و ساعات حضور پزشک در مطب از وی نوبت اخذ خواهید نمود.

با آرزوی بهبودی سلامتی و درمان شما بیماران و همراهان عزیز دکتر با من

منابع

۱ بهمن ۱۴۰۳ توسط مدیر سایت 0 دیدگاه

هر آنچه راجع به اختلال راه رفتن در خواب نیاز است که بدانید

یکی از اختلالاتی که ممکن است که در هر سنی برای شخص رخ دهد، اختلال راه رفتن در خواب است که هر چه زودتر درمان آن شروع شود به شخص کمک بزرگی شده است. به همین جهت پیشنهاد می شود تا انتهای مقاله همراه باشید و برای نتیجه گیری بهتر از دکتر روانشناس یا روانپزشک در سایت دکتر با من نوبت اخذ نمایید.

تاریخچه ی بیماری

اختلال راه رفتن در خواب (به انگلیسی: Sleepwalking) یک اختلال خواب است که در آن فرد در حالت خواب، به صورت خودکار و بدون آگاهی از اطرافش، از رختخواب بلند شده و شروع به حرکت می‌کند. این حرکت ممکن است به صورت ساده و محدود به حرکت در اتاق خواب باشد، یا به صورت پیچیده‌تری شامل حرکت خارج از خانه و حتی راندن خودرو باشد.اختلال راه رفتن در خواب از قدیمی‌ترین اختلالات خواب شناخته شده است و در کتاب‌های پزشکی قدیمی نیز اشاره شده است. اما تحقیقات علمی در این زمینه چند دهه اخیر به شکل جدی‌تری آغاز شده است.در سال ۱۸۵۳، این اختلال برای اولین بار توسط جان داروین در کتابش به نام “The Expression of the Emotions in Man and Animals” توصیف شد. در سال ۱۸۸۳، نوبلیست فرانسوی جن باتیست ادوار چارکوفسکی، این اختلال را به عنوان “سومنامبولیسم” (somnambulisme) توصیف کرد.تحقیقات علمی درباره این اختلال در دو قرن اخیر به شکل گسترده‌ای انجام شده است. در سال ۱۹۵۳، آرتور گویترز اولین مقاله علمی درباره راه رفتن در خواب را منتشر کرد. از آن زمان به بعد، تحقیقات بیشتری در این زمینه انجام شده و اختلال راه رفتن در خواب به عنوان یکی از اختلالات خواب شناخته شده است.در دهه ۱۹۶۰، تحقیقات بیشتری درباره روابط این اختلال با دیگر اختلالات روانی انجام شد. در دهه ۱۹۸۰، اختلال راه رفتن در خواب به عنوان یکی از اختلالات رویارویی با خواب شناخته شد و در DSM-III-R (دستورالعمل تشخیصی و آماری اختلالات روانی، نسخه سوم، بازبینی شده) به عنوان یکی از اختلالات خواب آورده شد.اختلال راه رفتن در خواب همچنان یکی از اختلالات خواب شناخته شده است و تحقیقات علمی درباره آن همچنان ادامه دارد. معمولاً این اختلال در کودکان و نوجوانان شایع‌تر است و با رشد سن کاهش می‌یابد، اما ممکن است در بزرگسالان هم رخ دهد. درمان این اختلال معمولاً شامل ترک عادت‌های غلط در خواب، مصرف داروهای آرام‌بخش و در برخی موارد مشاوره روان‌شناسی است.

مفهوم اختلال راه رفتن در خواب

اختلال راه رفتن در خواب یکی از اختلالات خواب است که در آن فرد در حالت خواب، به صورت خودکار و بدون آگاهی از اطرافش، از رختخواب بلند شده و شروع به حرکت می‌کند. این حرکت ممکن است به صورت ساده و محدود به حرکت در اتاق خواب باشد، یا به صورت پیچیده‌تری شامل حرکت خارج از خانه و حتی راندن خودرو باشد.اختلال راه رفتن در خواب معمولاً در طول فاز خواب عمیق رخ می‌دهد و ممکن است به دلیل عوامل مختلفی نظیر استفاده از الکل، مصرف داروها، خستگی بدنی، تنش روحی و … درمان این اختلال ممکن است شامل ترک عادت‌های غلط در خواب، مصرف داروهای آرام‌بخش و در برخی موارد مشاوره روان‌شناسی باشد. همچنین، برخی روش‌های پیشگیری نظیر کاهش استفاده از الکل و داروهای آرام‌بخش، بهبود شرایط خواب و کاهش تنش‌های روحی و روانی می‌توانند به رفع این اختلال کمک کنند.اختلال پاراسومنیا یا خواب پریشی از انواع دیگر اختلالت خواب است که در آن فرد وضعیت عملکردی نامناسبی را تجربه می کند.

علت اختلال راه رفتن در خواب

خستگی بدنی از علل خوابگردی
علت دقیق خوابگردی هنوز به طور کامل مشخص نشده است، اما برخی عواملی که می‌توانند به ایجاد این اختلال کمک کنند عبارتند از:
    • ژنتیک: برخی مطالعات نشان داده‌اند که اختلال راه رفتن در خواب ممکن است به صورت ارثی منتقل شود.
    • خستگی بدنی: خستگی بدنی می‌تواند باعث ایجاد این اختلال شود، به همین دلیل این اختلال در افرادی که ورزش زیادی می‌کنند، کار سنگین انجام می‌دهند و یا در شرایط استرس زیادی هستند، شایع‌تر است.
    • استفاده از الکل وداروها: مصرف الکل و داروهای آرام‌بخش می‌تواند باعث ایجاد این اختلال شود و شدت آن را افزایش دهد.
    • سایر اختلالات خواب: برخی اختلالات خواب مانند اختلال هایپر اکتیویتی خواب (REM) و اختلالات تنفسی در خواب می‌توانند باعث ایجاد اختلال راه رفتن در خواب شوند.
    • شرایط روانی: تنش‌های روانی مانند اضطراب، افسردگی و استرس می‌توانند باعث ایجاد این اختلال شوند.
    • بیماری‌های مرتبط: برخی بیماری‌های مرتبط مانند بیماری پارکینسون، صرع و افتخاذ مغزی می‌توانند باعث ایجاد این اختلال شوند.
در کل، اختلال راه رفتن در خواب می‌تواند به علت ترکیبی از عوامل فوق و یا عوامل دیگری که هنوز مشخص نشده‌اند، ایجاد شود. به هر حال، تشخیص دقیق علت این اختلال نیازمند مطالعات بیشتری است که ممکن است در آینده به علل و ماهیت این اختلال کمک کنند.

آیا این اختلال می‌تواند در طول روز نیز ایجاد شود؟

اختلال راه رفتن در خواب معمولاً در طول شب و در حین خواب رخ می‌دهد و به صورت خودکار و بدون آگاهی از اطراف به وقوع می‌پیوندد. با این حال، در برخی موارد نادر، این اختلال می‌تواند در طول روز نیز ایجاد شود. به عنوان مثال، در برخی افراد، این اختلال می‌تواند در طول خواب در روز (نظیر در ساعات بعد از ناهار) رخ دهد که به آن بازجویی در خواب در روز می‌گویند. با این حال، این نوع از اختلال بسیار نادر است و بیشتر موارد اختلال راه رفتن در خواب مرتبط با فاز خواب عمیق شب می‌باشد.

آیا این اختلال می‌تواند برای افرادی که شب‌ها کار می‌کنند نیز رخ دهد؟

بله، خوابگردی ممکن است برای افرادی که شب‌ها کار می‌کنند نیز رخ دهد. در واقع، برخی از افراد که به شیفت شب کار می‌کنند، این اختلال را در شیفت خود تجربه کرده‌اند. عواملی که ممکن است این اختلال را در افرادی که شب‌ها کار می‌کنند ایجاد کنند، شامل تغییرات در تمرکز و توجه، خستگی بدنی، ناهماهنگی بین روزهای کار و روزهای تعطیل و تغییر ساعت خواب برای تطبیق با شیفت کاری می‌باشد.اگر شما به شیفت شب کار می‌کنید و علائم اختلال راه رفتن در خواب را تجربه می‌کنید، بهتر است با دکتر روانشناس خود مشورت کنید تا راه‌هایی برای بهبود شرایط خواب و کاهش این اختلال پیدا کنید. به عنوان مثال، ایجاد یک روال خواب منظم و بهترین شرایط خواب، کاهش مصرف الکل و داروهای آرام‌بخش، و تغییر ساعت خواب به طور تدریجی و بهبود شرایط کاری می‌تواند به کاهش علائم اختلال راه رفتن در خواب کمک کند.

آیا مصرف قهوه و انرژی‌دهنده‌ها می‌تواند خوابگردی را تشدید کند؟

بله، مصرف قهوه و انرژی‌دهنده‌ها می‌تواند این اختلال را تشدید کند. قهوه و انرژی‌دهنده‌ها حاوی کافئین هستند که یک محرک قوی است و می‌تواند اثرات منفی بر روی خواب داشته باشد. مصرف مقدار زیادی قهوه و انرژی‌دهنده‌ها، می‌تواند باعث ایجاد بیشتر از خستگی، بیداری و بی‌قراری در ساعات خواب شود و در نتیجه، این موجب تشدید علائم خوابگردی می‌شود.بنابراین، بهتر است افرادی که از این اختلال رنج می‌برند، مقدار مصرف قهوه و انرژی‌دهنده‌ها را کاهش داده و در صورت امکان آن‌ها را از رژیم غذایی خود حذف کنند. همچنین، ممکن است بهتر باشد که این افراد قبل از خواب، از مکمل‌های آرامبخش یا گیاهانی مانند آویشن و نعناع استفاده کنند که می‌توانند به خواب آرام و بهتر کمک کنند. به هر حال، بهتر است قبل از هرگونه تغییر در رژیم غذایی و مصرف مکمل‌ها، با روانپزشک خود مشورت کنید.

انواع اختلال راه رفتن در خواب چیست؟

انواع اختلال خوابگردی
انواع اختلال راه رفتن در خواب عبارتند از:
    1. اختلال راه رفتن در خواب ساده: در این نوع اختلال، فرد در طول شب به صورت ناگهانی از رختخواب بلند شده و شروع به راه رفتن در اتاق خود می‌کند. عملکرد فرد در این حالت معمولاً ساده و بی‌هدف است و ممکن است به صورت تکراری رخ دهد.
    1. اختلال راه رفتن در خواب پیچیده: در این نوع اختلال، فرد در طول شب به صورت ناگهانی از رختخواب بلند شده و شروع به حرکت کردن در اتاق خود و حتی خارج از خانه می‌کند. فرد ممکن است در این حالت باهتمامی به موانع و خطرات اطراف نداشته و ممکن است خود و دیگران را به خطر بیندازد.
    1. اختلال مرتبط با فاز خواب عمیق (REM): در این نوع اختلال راه رفتن در خواب، فرد در فاز خواب عمیق REM خود، که معمولاً در ابتدای شب رخ می‌دهد، به صورت ناگهانی از رختخواب بلند شده و شروع به حرکت کردن در اتاق خود می‌کند. عملکرد در این حالت معمولاً پیچیده و بی‌هدف است و ممکن است فرد به صورت تکراری این اختلال را تجربه کند.
    1. اختلالات تنفسی در خواب: در این نوع اختلال، مشکلات تنفسی مانند آپنه شبانه، که موجب اختلال در نوع و کیفیت خواب می‌شود، می‌تواند باعث ایجاد اختلال راه رفتن در خواب شود.
در کل، اختلالات راه رفتن در خواب ممکن است با علائم مختلفی همراه باشند و ممکن است به صورت تکراری رخ دهند. در صورتی که شما به علائم این اختلالات دچار هستید، بهتر است با روانپزشک خود مشورت کنید تا علت دقیق را تشخیص دهید و راه‌های درمانی مناسب را برای کنترل این اختلال در نظر بگیرید.

راه های پیشگیری از بیماری خوابگردی چیست؟

محیط خواب راحت از راه های پیشگیری از خوابگردی
برای پیشگیری از اختلال راه رفتن در خواب، رعایت برخی روش‌های ساده و کم هزینه می‌تواند مفید باشد. برخی از این روش‌ها عبارتند از:
    1. رعایت یک روال خواب منظم: برای رفع اختلال در خواب، بهتر است که به یک روال خواب منظم عادت کنید و همیشه در یک ساعت مشخص به خواب بروید و در همان ساعت هر روز بیدار شوید.
    1. ایجاد یک محیط خواب مناسب: برای بهبود کیفیت خواب، بهتر است در یک محیط خواب مناسب و آرام قرار بگیرید، که شامل تاریکی کامل، دمای مناسب و صدای کم می‌باشد.
    1. کاهش مصرف الکل، دخانیات و مواد مخدر: مصرف الکل، دخانیات و مواد مخدر می‌تواند به موقعیت اختلال راه رفتن در خواب کمک نکند و برعکس، ممکن است علایم را شدت ببخشد. بنابراین بهتر است از این مصرف‌ها خودداری کنید.
    1. محافظت از خود در حین خواب: برای جلوگیری از آسیب در طول راه رفتن در خواب، بهتر است از محافظت‌های مناسب استفاده کنید. به‌عنوان مثال، شما می‌توانید سطح زمین اتاق خود را خالی از هرگونه مانع کنید و از فرش نرم و پوشیدنی استفاده کنید.
    1. تمرین و افزایش تمرین و افزایش فعالیت بدنی: تمرین و فعالیت بدنی منظم می‌تواند به کاهش استرس و افزایش کیفیت خواب کمک کند. بهتر است قبل از خواب، تمرین‌های آرامش بخشی مانند یوگا انجام دهید.
    1. مدیریت استرس: استرس می‌تواند یکی از عواملی باشد که باعث ایجاد اختلال در خواب می‌شود. برای کاهش استرس، می‌توانید از تکنیک‌های تنفسی، ماساژ، موسیقی آرامش بخش و تمرینات ذهنی استفاده کنید.
    1. مصرف مکمل‌های آرامش‌بخش: برخی مکمل‌های آرامش‌بخش مانند آویشن، پروتئین‌های گیاهی مانند تریپتوفان، و عصاره‌های گیاهی مانند آویشن و نعناع، می‌توانند به کاهش علائم اختلال راه رفتن در خواب کمک کنند. قبل از مصرف هرگونه مکمل، بهتر است با پزشک خود مشورت کنید.
در کل، برای پیشگیری از اختلال راه رفتن در خواب، رعایت یک سری اصول برای سلامت جسمی مناسب و مدیریت استرس، ایجاد یک روال خواب منظم و ایجاد یک محیط خواب مناسب، می‌تواند مفید باشد. همچنین، در صورتی که علائم این اختلال را تجربه می‌کنید، بهتر است به پزشک خود مراجعه کنید تا علت دقیق را تشخیص دهید و راه‌های درمانی مناسب را برای کنترل این اختلال در نظر بگیرید.

راه های درمان اختلال راه رفتن در خواب

برای درمان خوابگردی، راه‌های مختلفی وجود دارد، که شامل موارد زیر می‌شوند:
    • درمان علل شناخته‌شده: در برخی موارد، علائم اختلال راه رفتن در خواب ممکن است به علل قابل درمان برمی‌گردد، مانند سندرم پای بیقرار یا اختلالات تنفسی در خواب، بهتر است با روانپزشک خود مشورت کنید تا علت دقیق را تشخیص دهید و روش درمانی مناسب را انتخاب کنید.
    • روش‌های رفع استرس: استرس می‌تواند یکی از عواملی باشد که باعث ایجاد اختلال در خواب می‌شود. برای کاهش استرس، می‌توانید از روش‌های مختلفی مانند تکنیک‌های تنفسی، ماساژ، موسیقی آرامش بخش و تمرینات ذهنی استفاده کنید.
    • درمان دارویی: در برخی موارد، ممکن است روانپزشک شما داروهایی را تجویز کند که می‌توانند به کاهش علائم اختلال راه رفتن در خواب کمک کنند. داروهایی مانند بنزودیازپین‌ها، متوکلوپرامید و آنتیدپرسانت‌ها ممکن است مفید باشند.
    • روش‌های رفع اضطراب: اضطراب می‌تواند یکی از عواملی باشد که باعث ایجاد اختلال در خواب می‌شود. برای کاهش اضطراب می‌توانید از روش‌های مختلفی مانند روان‌درمانی، تکنیک‌های مدیتیشن، تمرینات ریلکسیشن و داروهای ضداضطراب استفاده کنید.
    • روش‌های آموزش خواب: برای بهبود کیفیت خواب، می‌توانید به روش‌های آموزش خواب مانند تکنیک‌های تنفسی عمیق، تمرینات ذهنی و تکنیک‌های ریلکسیشن متمرکز شوید.
    • روش‌های فیزیولوژیک: برخی از روش‌های فیزیولوژیک مانند استفاده از لوازم بهداشتی خاص مانند ماساژ‌ پا، استفاده از دمای مناسب اتاق، تمرینات یوگا و تکنیک‌های تمرینی مانند تحرکات پایین‌دست، می‌توانند به کاهش علائم اختلال راه رفتن در خواب کمک کنند.
در کل، برای درمان خوابگردی، بهتر است با متخصص روانپزشک خود مشورت کنید تا علت دقیق را تشخیص دهید و روش درمانی مناسب را انتخاب کنید. بهتر است از روش‌های درمانی مختلفی استفاده کنید، تا بهبود کامل حاصل شود. همچنین، رعایت روش‌های ساده‌ای مانند رعایت یک روال خواب منظم، ایجاد یک محیط خواب مناسب، کاهش استرس، و افزایش فعالیت بدنی و مدیریت استرس می‌تواند بهبود کیفیت خواب شما را تسریع کند.

نتیجه گیری

خوابگردی یکی از اختلالات شایع در خواب است که می‌تواند باعث ایجاد استرس و اختلال در کارایی روزانه شود. رعایت روش‌های ساده پیشگیری و درمانی مانند رعایت یک روال خواب منظم، ایجاد یک محیط خواب مناسب، کاهش استرس، افزایش فعالیت بدنی، مدیریت استرس و استفاده از روش‌های درمانی مختلف، می‌تواند به بهبود کیفیت خواب کمک کند.با این حال، در صورتی که علائم اختلال راه رفتن در خواب شما بدون تغییر پیدا می‌کند یا برای مدت طولانی ادامه دارد، بهتر است به پزشک روان درمانگر مراجعه کنید تا علت دقیق را تشخیص دهید و روش درمانی مناسب را انتخاب کنید. همچنین، بهتر است از داروها و مکمل‌ها تنها با پیشنهاد روانپزشک خود استفاده کنید. در کل، خوابگردی با شناخت علت دقیق و رعایت روش‌های پیشگیری و درمانی مناسب، می‌تواند کنترل و بهبود پذیر باشد.منابع

۱ بهمن ۱۴۰۳ توسط مدیر سایت 0 دیدگاه

هر آنچه راجع به اختلال تجزیه هویت باید بدانیم

تیم روانپزشکی و اعصاب و روان دکتر با من تا به حال با نگارش مقالات مختلف در این حوزه، نقش مهمی در خصوص آگاهی بخشیدن به افراد جامعه داشته و در این مطلب نیز درباره ی مهمترین بیماری روانپزشکی یعنی بیماری تجزیه هویت صحبت نموده ایم و پیشنهاد می شود که تا انتهای مطلب همراه ما باشید.

تاریخچه اختلال تجزیه هویت

بیماری تجزیه هویت (Dissociative Identity Disorder) که پیشتر به عنوان اختلال شخصیت چندگانه شناخته می‌شود، یکی از اختلالات روانی است که با وجود مطالعات و پژوهش‌های بسیار، هنوز هم بسیار پیچیده به نظر می‌رسد.

این اختلال، به طور کلی، به مجموعه‌ای از علائم و نشانه‌ها اطلاق می‌شود که برای فردی که از این اختلال رنج می‌برد، هویت یا هویت‌های مختلفی به وجود می‌آید که هر یک از آن‌ها دارای ویژگی‌های منحصر به فرد و متمایز هستند. بدین معنی که هر هویت می‌تواند تجربیات، احساسات، واکنش‌ها و حتی ذهنیت متفاوتی داشته باشد.

بیماری تجزیه هویت بیشتر در زنان دیده می‌شود و بیشتر در دوران کودکی و نوجوانی آغاز می‌شود. هر چند که این اختلال قابلیت تشخیص در بزرگسالان نیز دارد، اما به دلیل پوشش دهی غیرعلمی و عامه‌پسند، برخی از تصورات نادرست در مورد آن شایع شده است.

تاریخچه بیماری تجزیه هویت به سال‌های قبل از قرن بیستم بازمی‌گردد، اما تشخیص این اختلال در کتاب راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی (DSM) به عنوان یک اختلال جداگانه در سال ۱۹۸۰ صورت گرفت. پیش از آن، این اختلال به عنوان اختلال «شخصیت دوگانه» (Multiple Personality Disorder) شناخته می‌شد و تا دهه ۱۹۷۰ بیشتر به عنوان یک اختلال کمیاب تلقی می‌شود.

با انتشار DSM-III در سال ۱۹۸۰، اختلال تجزیه هویت به عنوان یک اختلال رسمی شناخته شد. در طول سال‌های بعدی، مطالعات و پژوهش‌های بیشتری درباره این اختلال انجام شد و نسخه‌های بروزرسانی شده DSM، به همراه دیگر کتاب‌های تشخیصی و آماری، بهبودهایی در تشخیص و درمان این اختلال به وجود آورد.

از جمله عواملی که باعث شناخته شدن این اختلال شده است، می‌توان به کتاب “Sybil” اشاره کرد که در سال ۱۹۷۳ منتشر شد و داستان یک زن با اختلال تجزیه هویت را روایت می‌کند. این کتاب تا حد زیادی باعث شد تا این اختلال به عنوان یک موضوع مورد توجه عمومی قرار گیرد و به این ترتیب، بیشتر مورد مطالعه قرار گیرد

مفهوم اختلال تجزیه هویت

اختلال تجزیه هویت یا “انتساب همگن” یک اختلال روانی است که در آن افراد از خود، به طور غیرعادی جدا شده و به شکل جداگانه‌ای از هویت اصلی خود، تجربه می‌کنند. در این اختلال، فرد دارای دو یا بیشتر از یک هویت جانبی است که به طور دور از هم ارتباط برقرار می‌کنند و ممکن است با هم رقابت کنند.

در این اختلال، افراد از خودشان به عنوان یک شخصیت جداگانه به شکل کامل در نظر گرفته می‌شوند. هر شخصیت جانبی دارای نام، رفتارهای خاص و حتی افکار و احساساتی متفاوت از شخصیت اصلی است. در بسیاری از موارد، شخصیت‌های جانبی می‌توانند با هم ازدواج کرده یا دوست داشته باشند و ممکن است در موقعیت‌های مختلف به کار گرفته شوند.

انواع اختلال تجزیه هویت چیست؟

اختلال تجزیه هویت یک اختلال شخصیتی است که معمولاً به دلیل تجزیه شدن هویت فرد به چندین هویت جایگزین به وجود می‌آید. بر اساس نسخه پنجم DSM، سه نوع از این اختلال وجود دارد:

  1. اختلال تجزیه هویت جایگزین (DID): این نوع اختلال به دلیل داشتن دو یا بیشتر از هویت‌های جایگزین برای یک شخصیت اصلی رخ می‌دهد. هر هویت با خود تجربه، رفتار و حتی گاهی اوقات جنسیت مختلفی دارد. هویت‌ها ممکن است با یکدیگر ارتباط برقرار نکنند و در برخی موارد، یکی از هویت‌ها به طور موقت از بین برود و جای خود را به یک هویت دیگر بدهد.
  2. اختلال تجزیه هویت بدون هویت جایگزین (OSDD): در این نوع از اختلال، شخص یک هویت اصلی دارد که اغلب با نام واقعی خودش شناخته می‌شود. اما هنگامی که شخص تحت فشار قرار می‌گیرد یا با شرایطی روبرو می‌شود که احساس تهدید را به وجود می‌آورد، هویت‌های جایگزینی برای هویت اصلی به وجود می‌آیند. در این نوع از اختلال، هویت‌های جایگزین به طور عادی در دسترس شخص نیستند و به دلیل فشار یا استرس به وجود می‌آیند.
  3. اختلال تجزیه هویت محدوده‌ای (DDNOS): در این نوع از اختلال، تجزیه هویت فرد، به چندین هویت جایگزین رخ نمی‌دهد، اما فرد تجربه‌هایی دارد که نشان می‌دهد هویتش در طول زمان تغییر می‌کند.

علل بیماری تجزیه هویت چیست؟

بیماری تجزیه هویت (در جنون اختلال شخصیت چند شخصیتی) یک اختلال روانی است که بر اساس نظریه‌های مختلفی می‌تواند به وجود آید. برخی از علل احتمالی شامل:

  1. تجربه‌های زندگی ناگوار: تجربه‌های ناگواری مانند سوء استفاده جنسی، سوء رفتار، زندگی در یک خانواده ناپایدار، فشارهای زیاد و … ممکن است باعث بروز این اختلال شود.
  2. وراثت: مطالعات نشان داده‌اند که وراثت نقشی در بروز این اختلال دارد. به عنوان مثال، اگر پدر یا مادر یا برادر یا خواهری از فرد این اختلال را دارا باشد، احتمال بروز این اختلال در فرد افزایش می‌یابد.
  3. مشکلات مغزی: مشکلاتی مانند صدمات مغزی، سکته مغزی، سرطان مغز و … ممکن است باعث بروز این اختلال شوند.
  4. سایر اختلالات روانی: برخی از اختلالات روانی مانند اختلالات اضطرابی، افسردگی و اختلالات خوردن همراه با این بیماری می‌تواند باشند و باعث بروز آن شوند.
  5. از دست دادن هویت فردی: فردی که از هویت خود دچار شک و تردید شود، ممکن است به دلیل ناتوانی در شناسایی با خودش، هویت خود را به دست نیاورده و در نتیجه این اختلال را تجربه کند.
  6. نارضایتی از وضعیت فعلی زندگی: فردی که از وضعیت فعلی زندگی خود نارضایت است، ممکن است از این اختلال رنج ببرد. این نارضایتی می‌تواند به علت فشار کاری، مشکلات مالی، نارضایتی در روابط شخصی و … باشد.
  7. عوارض ناشی از مصرف مواد: مصرف برخی از مواد مخدر و الکل ممکن است باعث بروز این اختلال شود.

لازم به ذکر است که هر چند این عوامل ممکن است در بروز این اختلال نقش داشته باشند، اما دقیقاً علت این اختلال هنوز به طور کامل مشخص نشده است.

راه های پیشگیری از بیماری اختلال تجزیه هویت چیست؟

اختلال تجزیه‌ هویت یک بیماری روانی جدی است که نیازمند درمان متخصصان روانشناسی و روانپزشکی است. با این حال، پیشگیری از بیماری و کاهش احتمال ابتلا به آن نیز میسر است.

برخی از راه‌های پیشگیری از بیماری اختلال تجزیه‌ی هویت عبارتند از:

  1. تحریک احساس مثبت: رفع استرس‌ها و احساسات منفی، و تحریک احساسات مثبت و اعتماد به نفس باعث کاهش احتمال ابتلا به بیماری‌های روانی، شامل اختلال تجزیه‌ی هویت می‌شود.
  2. ارتباط برقرار کردن با دیگران: برقراری رابطه‌های اجتماعی مفید و داشتن روابط سالم با دیگران می‌تواند کمک کند تا احساس ایزوله شدن کاهش یابد. این مسئله می‌تواند از ایجاد و تشدید علائم بیماری‌های روانی، شامل اختلال تجزیه‌ی هویت، جلوگیری کند.
  3. ارتباط با خانواده: داشتن ارتباط سالم و نزدیک با خانواده می‌تواند به کاهش احتمال ابتلا به بیماری‌های روانی کمک کند، شامل اختلال تجزیه‌ی هویت.
  4. تحلیل رویاها: رویاها می‌توانند نشانگر مشکلات و مسائل روانی شوند که در زندگی روزمره تجربه می‌شود. تحلیل رویاها و بررسی احتمال ارتباط آن‌ها با مشکلات روانی می‌تواند به کاهش احتمال ابتلا به بیماری‌های روانی، شامل اختلال تجزیه‌ی هویت کمک کند.
  5. مدیریت استرس: کاهش استرس‌ها و اضطراب با تکنیک برای کاهش احتمال ابتلا به بیماری‌های روانی، از جمله اختلال تجزیه‌ی هویت، بسیار مفید است. مدیریت استرس می‌تواند باعث کاهش احتمال ابتلا به بیماری‌های روانی و تحقق روند روانی سالم و مثبت شود.
  6. مراقبت از سلامت جسمی: مراقبت از سلامت جسمی می‌تواند باعث کاهش احتمال ابتلا به بیماری‌های روانی شود. فعالیت‌های ورزشی و رژیم غذایی سالم می‌تواند به بهبود وضعیت روانی کمک کند و احتمال ابتلا به بیماری‌های روانی شامل اختلال تجزیه‌ی هویت را کاهش دهد.
  7. از مصرف مواد مخدر خودداری کنید: مصرف مواد مخدر می‌تواند باعث شدید شدن علائم بیماری‌های روانی شامل اختلال تجزیه‌ی هویت شود و بیشتر افراد را در معرض خطر قرار دهد. به همین دلیل از مصرف مواد مخدر خودداری کردن بسیار حیاتی است.

به طور کلی، انجام فعالیت‌هایی مانند تحریک احساس مثبت، برقراری روابط اجتماعی سالم، مدیریت استرس، مراقبت از سلامت جسمی و خودداری از مصرف مواد مخدر می‌تواند به کاهش احتمال ابتلا به بیماری‌های روانی، شامل اختلال تجزیه‌ی هویت، کمک کند. همچنین در صورت داشتن علائمی شبیه به بیماری‌های روانی، بهتر است به یک دکتر روانکاو و روانپزشک مراجعه کرده و مشاوره دریافت کنید.

تشخیص بیماری اختلال تجزیه هویت به چه صورت است؟

تشخیص بیماری تجزیه‌ای هویت باید توسط یک متخصص روان‌پزشک یا روان‌شناس صورت گیرد. برای تشخیص این بیماری، این تخصص‌ها از معیارهایی مانند DSM-5 و ICD-11 استفاده می‌کنند. برای تشخیص بیماری اختلال تجزیه‌ای هویت، باید حداقل دو شخصیت یا هویت متمایز در فرد وجود داشته باشد که هر یک دارای خصوصیات، هویت، رفتار و روابط مختلف با دیگران هستند.

بیمار با این اختلال، اغلب مواردی را توصیف می‌کند که باعث ناتوانی وی در کنترل و مدیریت هویت خود شده‌اند و احساس می‌کند که او کنترل ندارد و هویتش به طور مستقل عمل می‌کند.

برای تشخیص این بیماری، معمولا از ابزارهایی مانند مصاحبه بالینی، آزمون‌های پرسشنامه‌ای و بررسی تاریخچه پزشکی و روان‌شناختی فرد استفاده می‌شود. همچنین، در برخی موارد، برای تشخیص این بیماری ممکن است به مشاوره با خانواده و اطرافیان فرد نیز نیاز باشد.

در تشخیص بیماری اختلال تجزیه‌ای هویت، باید دقت شود که این بیماری با دیگر بیماری‌های روان‌شناختی هم‌زمان مانند اختلالات اضطرابی، افسردگی، اختلال وسواسی-جبری، اختلالات خوردن و اعتیادها می‌تواند همراه باشد. بنابراین، برای تشخیص صحیح بیماری، باید این بیماری‌ها توسط دکتر روانپزشک با دقت تشخیص داده شوند و اگر هم‌زمانی وجود داشته باشد، باید به شیوه‌هایی متناسب با بیماری‌های هم‌راستا مداخله شود.

بعد از تشخیص بیماری اختلال تجزیه‌ای هویت، باید درمان مناسب برای فرد تعیین و اجرا شود. درمان‌های مختلفی برای این بیماری وجود دارد که ممکن است شامل مصاحبه‌های روان‌درمانی، درمان‌های دارویی، درمان‌های خانوادگی و درمان‌های ترکیبی باشد. هدف از درمان بیماری اختلال تجزیه‌ای هویت، بهبود کنترل و مدیریت هویت، افزایش کیفیت زندگی فرد و کاهش احتمال وقوع مشکلات جدی در آینده است.

درمان این بیماری چیست؟

بیماری تجزیه‌ هویت یا اختلال هویتی یکی از اختلالات شخصیتی است که باعث می‌شود فرد نتواند هویت خود را با دیگران تفکیک دهد و احساس کند که دارای چند شخصیت است. درمان این اختلال شامل مداخلات روان‌شناختی متنوعی است که باید با توجه به شدت اختلال، نیازهای هر بیمار و شرایط شخصی او تعیین شود.

در برخی موارد، داروهای ضدافسردگی، ضد اضطراب و ضد روان‌پریشی هم می‌تواند برای بهبود وضعیت این بیماران مورد استفاده قرار بگیرد. همچنین، مشاوره خانواده و پشتیبانی از بیماران نیز درمان این بیماری را کمک می‌کند.

معمولا درمان اختلال تجزیه‌ای هویت شامل مداخلاتی مانند روان‌درمانی، مشاوره، تحلیل رویاها و روش‌های تغذیه‌ای مناسب است. روان‌درمانی مبتنی بر اثرات دوجنسگرایی و مشکلات شناختی مانند ناتوانی در تمرکز و کنترل عواطف می‌تواند به شدت در بهبود این بیماری موثر باشد. هدف این نوع درمان افزایش آگاهی از هویت و احساسات، ایجاد ارتباط با دیگران، تقویت خودشناسی و تسهیل فرایند تمرکز و توجه است.

به علاوه، ارائه پشتیبانی از بیمار و خانواده او نیز می‌تواند در بهبود وضعیت بیمار مؤثر باشد. پشتیبانی از بیماران شامل ایجاد محیطی پذیرایی و دوستانه، فراهم کردن اطلاعات مرتبط با بیماری و راهکارهای مداوا، پشتیبانی از بیمار در حین تجربه ناگوار شدن هویت و ارائه راهکارهای مقابله با تحولات هویتی ناشی از اختلال تجزیه‌ای هویت است.

در نهایت، درمان اختلال تجزیه‌ای هویت به عنوان یک فرایند طولانی و پیچیده مطرح است و باید با همکاری متخصصان در حوزه روان‌شناسی و پزشکی انجام شود. به طور کلی، پیدا کردن متخصصینی که با این بیماری آشنایی دارند و توانایی درمان آن را دارند، می‌تواند بهبود وضعیت بیمار را تسریع کند.

نتیجه گیری

ما در این مقاله در خصوص بیماری اختلال تجزیه هویت، صحبت کرده ایم تا شما بتوانید آگاهی لازم در این خصوص را داشته باشید تا بتوانید به خوبی از پس بیماری خود برآیید و در نتیجه نزد روانپزشک و متخصص اعصاب و روان بروید.

شما می توانید به سایت دکتر با من مراجعه نمایید و سپس تخصص مورد نظر خود را جستجو نمایید و در زمان و روز خالی وی، نوبت آنلاین خود را ثبت کنید. با آرزوی بهبودی و سلامتی شما بیمار عزیز دکتر با من

منابع

۱ بهمن ۱۴۰۳ توسط مدیر سایت 0 دیدگاه

هر آنچه بایستی در خصوص اختلال خواب ناکافی بدانید

ما در این مقاله در خصوص بیماری اختلال خواب ناکافی صحبت کرده ایم که به شما پیشنهاد می شود در صورت نیاز به پزشک متخصص روانپزشکی مراجعه نمایید، تا هر چه زودتر بهبود یابید. در واقع هدف از این مقاله آشنایی شما با این بیماری است.

تاریخچه بیماری

خواب ناکافی مشکلی است که بشریت از آغاز تاریخ با آن روبرو شده است. در زمان‌های گذشته، نوعی افسردگی به نام “نینا” در مصر با توجه به علائم آن که شامل افسردگی، خواب ناکافی، افزایش تعریق و اضطراب بود، شناخته شده بود. در دوره باستانی یونان، هیپوکرات از نقص خواب به عنوان علامت بیماری خبر می‌داد. همچنین، آریستوتل معتقد بود که خواب، نیازی ضروری برای بازیابی قدرت بدنی است.

در طول قرن های مختلف، رویکردهای متفاوتی برای درمان خواب ناکافی پیشنهاد شده است. در دوره رنسانس، نویسندگانی مانند شکسپیر و سوئیفت به خواب و نیاز آن به توجه بیشتری پرداختند. در سال 1662، رابرت بروس، اولین کتاب راجع به خواب به نام “The Anatomy of Melancholy” را نوشت و روی مهمانی های خود نیز به شیوه ای خاص به خواب پرداخت.

در قرن 20، با پیشرفت تکنولوژی و تغییرات اجتماعی، مشکلات خواب ناکافی افزایش یافت. در دهه 1950، داروهای جدید برای درمان بیماری های روانی مانند اضطراب و افسردگی به بازار عرضه شدند. در دهه 1970، برای اولین بار بحث در مورد اختلالات خواب، اختلالات در ساختار خواب و اثرات آن بر روی سلامتی بدن مطرح شد.

اکنون، با پیشرفت تحقیقات پزشکی و علوم روانشناختی، درمان های مختلفی برای خواب ناکافی وجود دارد. همچنین، فناوری نیز برای کمک به بهبود کیفیت خواب استفاده می شود.

مفهوم اختلال خواب ناکافی

اختلال خواب ناکافی به عنوان یکی از مهم‌ترین مشکلات سلامت روانی و جسمی، در حال حاضر مورد توجه بسیاری از پژوهشگران و پزشکان قرار دارد. این مشکل به معنای عدم دریافت مقدار کافی خواب می‌باشد که به طور مستمر برای تامین نیازهای فیزیکی و روانی بدن به آن نیازمند است. این مشکل می‌تواند به صورت موقت یا مزمن و در برخی افراد با علائم شدید یا خفیف رخ دهد.

افراد مبتلا به اختلال خواب ناکافی معمولاً شامل علائمی همچون خواب در طول روز، افزایش تعریق، خستگی، افزایش تحرک، کاهش تمرکز و توجه، بی قراری و افسردگی می‌شوند. این مشکل می‌تواند بر روی کیفیت زندگی فرد تاثیر بسیار زیادی داشته باشد و در برخی موارد به اختلالات روانی و جسمی بیشتری منجر شود.

عوامل مختلفی می‌تواند موجب ایجاد اختلال خواب ناکافی شود از جمله استرس، اضطراب، افسردگی، بیماری‌های جسمی، تغییرات سنی، مصرف مواد مخدر و الکل، مصرف بیش از حد قهوه و مشروبات الکلی، وضعیت محیط خواب نامناسب، و برخی داروها.

درمان اختلال خواب ناکافی ممکن است شامل تغییرات در سبک زندگی، تغییر در رفتارهای خواب، مصرف داروها، درمان بیماری‌های جسمی و روانی و در برخی موارد درمان با رویکردهای روان‌درمانی و روان‌شناختی باشد.

علت خواب ناکافی چیست؟

علت خواب ناکافی می‌تواند بسیار متنوع باشد و به طور کلی می‌توان آن را به دو دسته عوامل داخلی و خارجی تقسیم کرد.

عوامل داخلی شامل بیماری‌های جسمی و روانی، تغییرات هورمونی، عوامل ژنتیکی و وضعیت محیط داخلی بدن مانند درد و ناراحتی‌های جسمی می‌شود.

عوامل خارجی شامل استرس، اضطراب، افسردگی، مصرف مواد مخدر و الکل، مصرف بیش از حد قهوه و مشروبات الکلی، نورهای شدید در محیط، وضعیت محیط خواب نامناسب، نوع کار و ساعت کاری نامناسب، مسائل مالی و خانوادگی، تغییرات زمانی و سفرهای بین المللی و برخی داروها می‌شود.

همچنین تغییر در روتین خواب، مصرف مواد اعصاب‌گیر و داروهایی که تاثیر منفی بر روی کیفیت خواب دارند نیز می‌توانند علت خواب ناکافی باشند.

در کنار عوامل بالا، عوامل سن، جنسیت، شرایط زندگی، شغل، فرزندآوری و شیوع بیماری‌های خاص نیز می‌تواند تأثیر گذار باشد. به طور کلی شناسایی علت اصلی خواب ناکافی می‌تواند به درمان و بهبودی فرد کمک کند.

انواع اختلال خواب ناکافی

انواع اختلال خواب ناکافی شامل موارد زیر می‌شود:

  1. بی‌خوابی مزمن (Insomnia): که با مشکل در شروع خواب، بیدار شدن در اوایل صبح و کاهش کیفیت خواب همراه است.
  2. نارسایی خواب خودکار (Sleep Apnea): در این اختلال، تنفس فرد در طول شب به صورت مکرر و موقتی قطع می‌شود که منجر به بیدار شدن مکرر و افت کیفیت خواب می‌شود.
  3. اختلال خواب در نوپا (Circadian Rhythm Sleep Disorder): که در آن روتین خواب فرد به دلیل تفاوت در مناطق زمانی، کارهای شبانه‌روزی، سفرهای بین‌المللی و غیره بهم ریخته و مشکلاتی برای خواب به وجود می‌آید.
  4. رست‌خوابی (Restless Leg Syndrome): در این اختلال فرد احساس ناراحتی در پاها و بعضی اوقات دست‌ها دارد که برای رفع آن باید حرکت کند، در نتیجه خواب فرد به شدت مختل می‌شود.
  5. پاراسومنیا (Parasomnia): که شامل اختلالات خواب مانند خواب‌رفتگی، سرگیجه، تکان‌خوردن، خواب‌چرخیدن و سایر اختلالات مرتبط با حرکات خودکار در خواب می‌شود.

تشخیص و درمان این اختلالات به وسیله بهترین روانپزشکان تهران در سایت دکتر با من صورت می پذیرد.

چه افرادی بیشتر دچار اختلال خواب می شوند؟

افرادی که دارای عوامل زیر هستند، بیشتر دچار اختلالات خواب می‌شوند:

  1. افرادی که در سنین بالای 65 سال هستند.
  2. افرادی که دچار اضطراب، افسردگی، استرس و یا مشکلات روانی دیگر هستند.
  3. افرادی که دارای بیماری‌های مزمن مانند دیابت، بیماری قلبی، آرتریواسکلروز، آسم، بیماری های تیروئید و غیره هستند.
  4. افرادی که مصرف الکل، دخانیات و یا داروهایی که بر روی سیستم عصبی مرکزی اثر دارند را ادامه می‌دهند.
  5. افرادی که در شیفت‌های ناقص و غیرمنظم کار می‌کنند.

اگر شما یا عزیزانی از شما دارای عوارض خواب ناکافی هستند، بهتر است توسط متخصص روانپزشک معاینه و درمان شوید.

راه های پیشگیری از اختلال خواب چیست؟

برخی راه‌های پیشگیری از اختلالات خواب عبارتند از:

  1. رعایت روال خواب مطمئن و ثابت، در همان ساعت هر شب.
  2. ایجاد یک محیط خواب مناسب، به مانند ایجاد خلوص هوا، روشنایی‌های کم و آرام و استفاده از تخت خواب و بستر مناسب.
  3. اجتناب از مصرف نوشیدنی‌ها و غذاهایی که دارای کافئین هستند، مانند چای سیاه و قهوه، به ویژه در ساعات بعد از ظهر و شب.
  4. انجام تمرینات و ورزش منظم، به‌خصوص در بعد از ظهر و همچنین ایجاد یک برنامه تمرین منظم.
  5. اجتناب از مصرف الکل و دخانیات، به‌ویژه در ساعات بعد از ظهر و شب.
  6. ایجاد یک روال قبل از خواب، مانند گوش دادن به موسیقی آرامش بخش، آرام کردن روان و بدن و غیره.
  7. رعایت اصول بهداشت روانی، از جمله ایجاد روابط مثبت با دیگران، رفع تنش‌ها و استرس‌ها و غیره.
  8. ممنوعیت استفاده از دستگاه‌های الکترونیکی مانند تلفن همراه و تبلت در ساعات نزدیک به خود را دارد.
  9. رعایت تعادلی در ساعات کار و استراحت و به حداقل رساندن ساعات کاری در شیفت‌های ناقص و غیرمنظم.
  10. توجه به نیازهای بدنی و روانی خود، مانند تغذیه سالم، تحرک کافی، استراحت و دوری از تنش‌ها.
  11. تشخیص و درمان بیماری‌هایی که می‌توانند علت اختلالات خواب باشند، مانند آسم، بیماری‌های قلبی، بیماری‌های تیروئید و غیره.
  12. مراجعه به پزشک متخصص خواب در صورت داشتن علائم اختلال خواب، مانند دشواری در خوابیدن، بیدار شدن زودهنگام، خواب غیرعمیق، خواب همراه با احساس خستگی و غیره.

رعایت این موارد می‌تواند به بهبود کیفیت خواب و جلوگیری از اختلالات خواب کمک کند.

آمار جهانی اختلال خواب ناکافی

بر اساس گزارش سازمان بهداشت جهانی، بیش از 30 درصد از جمعیت جهان با مشکلات خواب مواجه هستند و درصد بالاتری از زنان نسبت به مردان به این مشکلات دچار می‌شوند. همچنین، بر اساس گزارش مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری‌های آمریکا، حدود ۷۰ میلیون افراد در ایالات متحده با مشکلات خواب روبرو هستند.

در کشورهایی با فرهنگی شبانه‌روزی شدید مانند ژاپن، شیوع اختلالات خواب بسیار بالاست و حتی به عنوان یک مشکل بهداشتی مطرح شده است.

برای درمان اختلال خواب ناکافی، روش‌های متنوعی وجود دارد که بهتر است با مشاوره پزشک متخصص سلامت روان تعیین شود.

برخی از روش‌های معمول درمان اختلال خواب عبارتند از:

  1. تغییر شیوه زندگی: اصلاح شیوه زندگی و رعایت تعادلی در ساعات خواب و استراحت، تغذیه، ورزش، تحرک و کاهش تنش‌های روانی می‌تواند بهبود قابل توجهی در کیفیت خواب داشته باشد.
  2. درمان دارویی: استفاده از داروهای خواب‌آور می‌تواند به کاهش دشواری در خواب و بهبود کیفیت خواب کمک کند. اما استفاده از داروهای خواب‌آور باید با مشورت و نظارت پزشک متخصص خواب صورت گیرد.
  3. روش‌های رفع تنش: روش‌هایی مانند ماساژ، تکنیک‌های تنفسی، یوگا و مدیتیشن می‌تواند به کاهش تنش و اضطراب و بهبود خواب کمک کند.
  4. روش‌های درمان رفتاری: مانند درمان شناختی-رفتاری (CBT)، که برای بهبود مسائل خواب تمرکز بر تغییر الگوی فکری و رفتاری است.

به هر حال، درمان بهترین راه برای مقابله با اختلال خواب ناکافی، تشخیص دقیق و درمان سریع و به موقع است که نیاز به مشاوره پزشکی دارد.

علاوه بر این، برخی توصیه‌های دیگری نیز می‌تواند به بهبود کیفیت خواب کمک کند، از جمله:

  1. رعایت زمان خواب منظم: برنامه‌ریزی برای ساعت خواب و بیداری منظم بهبود کیفیت خواب را بهبود می‌بخشد.
  2. رعایت محیط خواب: رعایت محیطی تاریک و خنک و استفاده از تشک و بالشتی مناسب می‌تواند به بهبود کیفیت خواب کمک کند.
  3. رعایت محدودیت مصرف الکل و قهوه: محدودیت مصرف الکل و قهوه در ساعت‌های شب، می‌تواند به بهبود کیفیت خواب کمک کند.
  4. رعایت محدودیت استفاده از گوشی و تبلت در ساعات شب: استفاده از گوشی و تبلت در ساعات شب، می‌تواند به تحریک شبکه‌های عصبی و افزایش بیداری در ساعت‌های شبانه کمک کند که باعث کاهش کیفیت خواب می‌شود.
  5. مصرف مواد مخدر و ترک کنندگان: مصرف مواد مخدر و ترک کنندگان می‌تواند باعث ایجاد مشکلات خواب در برخی افراد شود. لذا توصیه می‌شود که از مصرف این مواد خودداری کنید.
  6. محافظت از سلامت روانی: افرادی که با مشکلات روانی روبرو هستند، ممکن است بیشتر به اختلال خواب ناکافی دچار شوند. لذا حفظ سلامت روانی و مشاوره با متخصصین روانشناسی می‌تواند به بهبود کیفیت خواب کمک کند.

بهتر است در صورت داشتن مشکل در خواب، با پزشک اعصاب و روان مشورت کنید. پزشک شما می‌تواند شما را برای تشخیص و درمان اختلال خواب ناکافی، به یک متخصص خواب ارجاع دهد. به عنوان راهکارهای درمانی، روانپزشک ممکن است به شما داروها، روش‌های متمرکز شده درمان (CBT-I) و دیگر روش‌های درمانی را توصیه کند.

با توجه به اینکه اختلال خواب ناکافی می‌تواند تاثیرات زیادی بر سلامت و کیفیت زندگی شما داشته باشد، لازم است که به بهبود کیفیت خواب خود توجه کنید. با پیگیری منظم و تلاش برای ایجاد شیوه زندگی سالم، شما می‌توانید بهبود قابل توجهی در کیفیت خواب خود داشته باشید.

تشخیص بیماری اختلال خواب ناکافی به چه شکل است؟

تشخیص اختلال خواب ناکافی با توجه به علائم و نشانه‌هایی که بیمار گزارش می‌دهد و بررسی های جسمی و شرایط خواب ایشان تعیین می‌شود. پزشک ممکن است از شما بخشی از سابقه پزشکی شما را بپرسد و از شما درخواست انجام آزمایشاتی مانند آزمایش خون بخواهد تا بررسی کند آیا وجود بیماری هایی مانند بیماری های تیروئید، بیماری های قلبی، سندرم پای بی‌حسابی و … باعث ایجاد اختلال خواب شود.

ممکن است پزشک شما شما را به یک متخصص خواب ارجاع دهد تا با استفاده از ابزارهایی مانند سنجش فعالیت مغزی در طول خواب (پولی‌سومنوگرافی)، ضربان قلب، اکسیمتری و دیگر ابزارهای تشخیصی، به بررسی علت اختلال خواب شما بپردازد. برای تشخیص دقیق تر می‌توان از روش تعیین میزان هورمون‌های خواب (مانند ملاتونین) نیز استفاده کرد.

در کل، تشخیص دقیق اختلال خواب ناکافی نیاز به مشاوره روانپزشک دارد. لذا در صورتی که به هر دلیلی به خواب کافی نمی‌رسیدید، با روانپزشک خود مشورت کنید.

نتیجه گیری

ما در این مقاله در خصوص یکی از بیماری های شایع در روانپزشکی صحبت کرده ایم تا شما آشنایی کافی نسبت به اختلال خواب ناکافی بدست آورید.

علاوه بر این موضوع، سایت پزشکی دکتر با من در زمینه ی نوبت دهی آنلاین پزشکی فعالیت دارد و شما می توانید با جستجوی نام متخصص مدنظر خود، نوبت آنلاین از سایت دکتر با من دریافت کنید.

منابع

۱ بهمن ۱۴۰۳ توسط مدیر سایت 0 دیدگاه

مازوخیسم جنسی چیست و فرد مبتلا به آن چه علائمی دارد

مازوخیسم جنسی یک نوع بیماری است که شخص در رابطه جنسی خود با فرد مقابل، ترجیح میدهد که نوعی آزار و خشونت جنسی را تحمل کند. در واقع او حین این رابطه خشن، لذت جنسی میبرد، اما در واقعیت نه تنها به سلامت جسم و روح خود، آسیب زده بلکه در اجتماع نیز دچار یک سری اختلالات رفتاری با اشخاص مقابل می شود. پس بهتر است بگوییم که این نوع از رابطه به شدت برای فرد مضر و آثار تخریبی زیادی دارد.

افرادی که مبتلا به بیماری آزارخواهی و یا مازوخیسم هستند در گذشته و در زندگی شخصی خود، یک سری از ناملایمات و خشونت های شدید را احساس کرده اند که در حال حاضر خود را لایق این نوع از آزارخواهی می بینند و از طریق آن از رابطه جنسی خود لذت می برند.

یکسری از افراد نیز هستند که در زندگی شخصی خود برخوردهای خشونت آمیز نداشته اند اما تمایل زیادی به آزارخواهی دارند، پس نمی توان به طور صد درصد گفت افرادی که به این بیماری دچار هستند صرفا در محیط بیرون از زندگیِ خود دچار مشکل بوده و آزار های گوناگونی را تجربه کرده اند.

این بیماری دلایل بسیاری دارد که یکی از آنها، سرکوب تمایلات جنسی فرد در زندگی شخصیِ اوست که ممکن است او را درگیر این بیماری نماید.

هرکسی در روابط جنسی خود علایق خاص و تمایلاتی دارد که ترجیح می دهد در رابطه اش وجود داشته باشد. این موضوع با آزارخواهی کاملا متفاوت است و نباید اشتباه گرفته شود. تشخیص این موضوع نیز بر عهده روان درمانگر است.

ریشه بیماری آزارخواهی یا مازوخیسم جنسی چیست؟

آزارگری و آزارخواهی جنسی یک ماهیت مزمن دارد و در حالت بسیار شدید آن حتی ممکن است که فرد در حین رابطه جنسی صدمات بسیار جدی می بیند و حتی موجب مرگ او شود.

در این جا فرد قربانی متصور می شود و ممکن است که به سختی تمام این آثار را از ذهن خود پاک کنند.

یک سری از متخصصین و روانشناس ها بر این باورند که این بیماری ریشه در اتفاقات شخص در زندگی او دارد. برخی دیگر اعتقاد دارند که فرد از نظر روانی چنین تمایلاتی دارد. پس بهتر است که روان درمانگر این موضوع را در نظر بگیرد و با دقت کامل آن را بررسی نمایید.

در این جا فرد از نظر روانی ارضا می شود اما از نظر جسمی آسیب می بیند.

عده ایی دیگر از متخصصان آزارخواهی را ریشه در اتفاقات و خیالات کودکی شخص در نظر میگیرند، بدین شکل که فرد از بچگی تمایل داشته که مورد تجاوز و حوادث وحشتناکی قرار بگیرد و آن را در حال حاضر در روابط جنسی خود پیاده می کند. گفته می شود که این مورد در زنان بسیار بیشتر از مردان است با این حال نمی توان قطعا به این موضوع پاسخ داد.

انواع آزارخواهی یا مازوخیسم چیست؟

  1. مازوخیسم روانی

در این نوع مدل از آزار خواهی، شخص تمایل دارد که مورد اتهام واقع شود و توهین ها و بسیاری از الفاظ رکیک را می شنود و از شنیدن آن نه تنها ناراحت نشده بلکه از نظر روانی نیز ارضا می شود. به همین جهت ممکن است در جامعه به شدت آسیب پذیر باشد و اتفاقات ناگواری را متحمل شود.

2. مازوخیسم فیزیولوژیکی

در مازوخیسم و یا آزارخواهی فیزیولوژیکی، که شخص بیشتر از مورد بالا ضرر می بیند چرا که فرد به شنیدن یک سری از الفاظ کفایت نمی کند و ترجیح می دهد که آسیب های فیزیکی مانند تنبیه بدنی، ضرب و شتم و ضربه های محکم تری را متحمل شود که ممکن است منجر به مرگ او شده و یا اندام جنسی او را به شدت تحت تاثیر قرار می دهد.

3. مازوخیسم احساسی

در این نوع از آزارخواهی، شخص در خیال خود تجسم می کند که این الفاظ و ضربه ها را متحمل می شود و صرفا به روح و روان خود آسیب شدید می رساند. و به صورت فیزیکی به او آسیب نمی رسد.

علائم مازوخیسم یا آزار خواهی چیست؟

  • لذت بردن از درد بسیار شدید
  • از شخص مقابل خود درخواست دارند که به انواع موارد بالا، آنها را شکنجه و اذیت کنند.
  • نابهنجاری های جنسی به فرد لذت می برند.
  • شخص بعد از آزارخواهی احساس ندامت و پشیمانی نمی کند.

و علائم دیگر نیز ممکن است وجود داشت باشد که روان درمانگر بایستی آن را تشخیص دهد و به درمان آن بپردازد.

تفاوت بین سادیسم و آزارخواهی چیست؟

سادیسم نقطه مقابل، آزارخواهی است در واقع سادیسم عبارت است از اینکه به فرد آزار بسیار زیادی برسد بسیار خوشحال می شود، و لذت می برد.

در واقع این شخص به صورت وحشتناکی از این کار لذت می برد و با بی رحمی بسیار رفتار می کند.

روان‌درمانی تحلیلی و رفتاردرمانی، مصرف داروهای روانپزشکی در درمان این اشخاص مفید می باشد. پس در نتیجه در آزارخواهی شخص خود تمایل دارد آسیب ببیند و ضرری به شخص مقابل نمی رساند.

انواع سادیسم به قرار زیر است:

الف: سادیسم ذهنی در ذهن خود به شخص مقابل آزار می رساند، و به صورت فیزیکی آسیبی ندارد.

ب: سادیسم احساسی، این فرد از تحقیر کردن دیگران و استفاده از الفاظ رکیک، لذت می برد و آسیب های جنسی نمی رساند.

ج: سادیسم بدنی که با خشونت جسمی بسیار همراه است و ممکن است طرف مقابل را بکشد. این نوع از سادیسم حتما بایستی تحت درمان قرار بگیرد.

  1. شخص شش ماه از علائمی که گفته شد را به صورت مداوم تکرار کند.
  2. حتما در رابطه جنسی خود ردی از علائم خشونت آمیز باقی بگذارد.
  3. رفتارهای طرفین در رابطه جنسی، صرفا یک میل معمولی نباشد و موارد گفته شده همراه با خشم در او وجود داشته باشد.

آزارخواهی با چه رفتارهایی بروز پیدا میکند؟ و اینگونه افراد در مقابل آن، چه حسی به خود دارند؟

زمانی که از دور به اینگونه افراد نگاه می کنید، هیچگاه متوجه نخواهید شد که آنها به این نوع از بیماری دچار شده باشند، بلکه این اشخاص صرفا از نظر درونی بایستی بررسی شوند، تا روان درمانگر به نتایج مثبت تری برسد. اما به طور کلی در صورت مطلع شدن دوست و آشنایان آن ها، بایستی که با مهربانی و همدردی با افراد مبتلا به آزارخواهی برخورد باشد. در زیر نمونه هایی از رفتارها و حس هایی که افراد خودآزار به خود دارند را آورده ایم:

  • وارد کردن صدمات و آسیب هایی که شخص به بدن خود وارد می کند.
  • قطع کردن قسمت های مختلف بدن خود
  • با اشیای داغ به بدن ضربه زدن
  • سوزن زدن و سوراخ کردن قسمت های متفاوت بدن
  • با استفاده از اشیاء به بدن خود آسیب می رسانند.
  • زخم های جدید بر بدن خود وارد کرده و یا مجددا روی زخم های قدیمی آسیب می زنند.

آزارخواهی در فرد از چه سنی آغاز می شود؟

آزارخواهی در سنین مختلفی رخ می دهد و نمی توان یک زمان مشخص برای آن در نظر گرفت، بلکه ممکن است در هر سنی شخص به این بیماری دچار شود. پس بایستی در صورت مشاهده این علائم در هر سنی، تحت نظر روان درمانگر قرار بگیرید وگرنه دچار آسیب های جبران ناپذیری در سنین بالاتر قرار خواهید گرفت.

آزارخواهی می تواند بیماری های اعصاب و روان جدی تری را در فرد به وجود بیاورد و آنها را تقویت کند. مانند افسردگی و اضطراب که دو بیماری بسیار مهم هستند و بایستی در صورت تشدید حتما شخص تحت درمان قرار بگیرد. محرک هایی مانند مواد مخدر می تواند این گونه بیماری ها را تشدید کند پس بهتر است در صورت مصرف حتما آن ها را قطع و یا آرام آرام ترک نمایید.

آزارخواهی چگونه درمان می شود؟

در درجه اول بایستی که این بیماری و ریشه های درونی آن در شخص به خوبی تشخیص داده شود تا درمانگر با توجه به آن، دارو تجویز کرده و او را تحت درمان قرار دهند. پس در نتیجه می توان گفت که تشخیص بیماری در اینجا امری مهم و ضروری است.

مورد اول، درمان دارویی است که شخص تحت درمان با داروهای روانپزشکی قرار می گیرد و با توجه به آن می توان علائم بهبودی را مشاهده کرد. علاوه بر آن جلسات مشاوره نیز بایستی برای فرد گذاشته شود تا روند بهبودی بهتر و عمیق تر صورت بگیرد.

اما در برخی از افراد به دلیل خفیف بودن این بیماری، صرفا جلسات مشاوره صورت می گیرد و نیازی به درمان دارویی نیست و با جلسات مشاوره و یا سکس تراپ این موضوع حل می شود. ممکن است روند بیماری شما طولانی باشد پس بهتر است که تحمل نمایید و سعی کنید که در طول درمان، انگیزه خود را حفظ کنید تا نتیجه بسیار بهتری دریافت کنید.

کلام آخر

ما در این مقاله در خصوص بیماری آزارخواهی صحبت کرده ایم تا شما با انواع و ویژگی های آن آشنا شوید و سپس در صورت بروز این مشکل هرچه سریعتر به روانپزشک مراجعه کنید تا تحت درمان قرار بگیرید. بیماری آزارخواهی در هر فرد ممکن است که شکل بگیرد، در واقع شخص مبتلا به این بیماری می خواهد که به خود آزار برساند و از طریق آن آزار به لذت جنسی و یا حس خوب برسد.

برخی آزارخواهی ها در روابط جنسی حتی ممکن است به مرگ شخص منجر شود. این موضوع بستگی به این دارد که شخص کدام نوع از این بیماری را مبتلا شده است، که به طور کامل در مقاله توضیح داده شده. پیشنهاد می شود برای کسب اطلاعات بیشتر و ارتباط با متخصصین این حوزه به سایت دکتر با من مراجعه کنید.

۲۹ دی ۱۴۰۳ توسط مدیر سایت 0 دیدگاه

فوق تخصص روانپزشک چه کمکی به بیماران میکند

تنها مشکلات جسمانی ما نیست که به پزشک معالج نیاز دارد، بله روح و روان انسان‌های هزاره سوم بیشتر به درمان نیاز پیدا می‌کند. زندگی سریع و پیشرفته امروز بیش از هر زمان دیگری روان انسان‌ها را مورد هجوم قرار می‌دهد. برای رفع مشکلات روحی و روانی این دوران مراجعه به فوق تخصص روانپزشک، روانشناس، روانکاو یا روان درمانگر توصیه می‌شود.

متاسفانه بسیاری از افراد تفاوت هر یک از تخصص‌ها را با یکدیگر نمی‌دانند. در این مقاله قصد داریم به طور کامل در خصوص روانپزشکی، نوع درمان و تفاوت آن با روانشناسی مطالبی را توضیح دهیم. از شما دعوت می‌کنیم که برای اطلاع از آن ما را تا پایان این متن همراهی کنید.

روانپزشک کیست و چه کمکی به بیماران می‌کند؟

روانپزشکی شاخه‌ای از رشته پزشکی محسوب می‌شود که از اختلالات عاطفی، رفتاری و روانی جلوگیری می‌کند و آن‌ها را تشخیص و درمان خواهد کرد. در حقیقت روانپزشکی تخصصی در حیطه پزشکی به شمار می‌آید که مجوز تجویز دارو دارد.

افراد برای حل مشکلات بسیاری به روانپزشک مراجعه می‌کنند. از جمله این مشکلات می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • حمله وحشت
  • توهمات ترسناک
  • افکار خودکشی
  • شنیدن صدا
  • احساس غم طولانی مدت
  • ناامیدی و اضطراب بیش از حد

علاوه بر این موارد، هر گونه مشکل روانی که زندگی افراد را مختل می‌کند. وظایف فوق تخصص روانپزشک‌ شامل طیف گسترده‌ای می‌شود که برخی از آن‌ها به شرح زیر است:

  • ارائه درمانی فوری برای بیمارانی که به صورت ناگهانی بر اثر بروز حادثه‌ای دچار مشکل روانی شده‌اند.
  • کمک به بهبود و مدیریت اختلال روانی طولانی مدت
  • ارائه مشاوره برای چگونگی تغییر نحوه زندگی
  • ارجاع بیمار به سایر متخصصان در حوزه سلامت روان
  • تجویز دارو و بستری کردن بیمار در بیمارستان

تشخیص بیماری توسط فوق تخصص روانپزشک

روانپزشک‌ها بر خلاف روانشناس‌ها پزشک هستند و دوره 7 ساله عمومی را مانند سایر متخصص‌ها گذرانده‌اند. از این رو می‌توانند انواع آزمایش‌های پزشکی را برای تشخیص بیماری تجویز کنند. علاوه بر این تحصیلات بالینی آن‌ها شرایطی را ایجاب می‌کند که بتوانند رابطه بین بیماری‌های پزشکی با روابط ژنتیک، بیماری‌های عاطفی، سایقه خانوادگی و مواردی این چنینی درک کنند. در نهایت با ارزیابی داده‌ها و اطلاعات به دست آمده بیماری را تشخیص دهند و بهترین راه درمان را برای بیمار در نظر بگیرند.

 

علاوه بر ابزارهای نامبرده در متن فوق مصاحبه با خود و خانواده بیمار، دوستان، آشنایان و اطرفیان او جهت دریافت اطلاعاتی صحیح در خصوص بیمار نقش مهمی دارد. این امر در خصوص بیمارانی که بیماری خود را پنهان کرده و قصد درمان آن را ندارند، اهمیت فراوانی پیدا می‌کند.

فوق تخصص روانپزشک چه بیماری‌ و اختلالات روانی را درمان می‌کند؟

دکتر روانپزشکی اختلالات و مشکلات زیر را در وهله اول تشخیص و سپس درمان می‌کند:

  • روان گسیختگی یا اسکیزوفرنی
  • افسردگی
  • اختلال دوقطبی
  • اختلالات بی‌اشتهایی و پرخوردی
  • اختلال استرس پس از سانحه (PTSD)
  • خودزنی
  • بی‌خوابی و مشکلات خواب
  • اعتیاد به قمار، مواد مخدر، الکل و برخی رفتارها
  • توهم
  • افکار خودکشی
  • افکار وسواسی
  • طغیان‌های خشن
  • احساس تحریک‌پذیری، آشفتگی یا فقدان آرامش
  • افکار منفی
  • عدم توانایی تمرکز
  • مشکلات حافظه
  • بیش فعالی
  • افکار صدمه زدن به دیگران
  • مسائل مربوط به تصویر بدن
  • تفکر خیالی
  • استرس، نگرانی یا اضطراب شدید
  • اختلالات تکاملی عصبی از قبیل اختلال طیف اوتیسم یا اختلال بیش فعالی با کمبود توجه (ADHD)

انواع متخصص روانپزشک

حوزه فوق تخصص روانپزشک تخصص‌های متعددی دارد. در صورتی که در جستجوی متخصص روانپزشک عالی هستید، به شما توصیه می‌کنیم که به سایت دکتر با من مراجعه کنید. در این سایت سعی شده است که لیستی از دکتر روانپزشک عالی در تهران برای شما جمع آوری شود. برای اطلاع از آدرس، شماره‌های تماس و آشنایی با این پزشکان می‌توانید به سایت دکتر با من مراجعه کنید.

 

  • روانپزشکی کودک و نوجوان
  • روانپزشک بزرگسالان
  • روانپزشکی دوران بارداری: دکتر روانپزشک با تخصص دوران بارداری به طور خاص و ویژه بر موضوعاتی که بیشتر مادران در دوران بارداری و اولین سال پس از زایمان مواجه می‌شوند، در ارتباط است.
  • روانپزشکی سالمندان که تنها روی مسائل و مشکلات روانی افراد مسن و سالمند تمرکز دارد.
  • روانپزشک اعتیاد
  • روانپزشکی قانونی که سلامت روان را در سیستم حقوقی مورد ارزیابی و بررسی قرار می‌دهد. فوق تخصص روانپزشک قانونی با افراد محاکمه شده و افرادی که سابقه کیفری دارند، مواجه می‌شوند.

روانپزشک از چه روش‌های درمانی استفاده می‌کند؟

روانپزشک‌ها از انواع مختلف روش‌های درمانی از قبیل داروها، مداخلات روانشناختی، روان‌درمانی، الکتروشوک درمانی و سایر این روش‌ها با توجه به بیماری فرد معرفی شده، استفاده می‌کنند.

روان‌درمانی یا همان گفتار درمانی مشکل و بیماری‌های روانی افراد را از طریق گفتگو حل و درمان می‌کنند. از این روش‌ها برای درمان انواع مشکلات عاطفی و اختلالات روانی کمک می‌گیرند. تعداد جلسات درمان و مشاوره بسته به نوع بیماری و همکاری او از یک تا چند جلسه متفاوت است. این جلسات به صورت فردی، خانوادگی یا گروهی ممکن است تشکیل شود.

روان‌درمانگر در انواع مختلفی وجود دارد. برخی از این روان‌درمانگر‌ها به بیمار کمک می‌کنند که نوع رفتار خود را تغییر دهند و تجربیات استباه گذشته خود را کشف کنند.

داروهای تجویز شده توسط روانپزشکان همانند سایر داروهای مرتبط با جسم مصرف می‌شوند. روانپزشک‌ها پس از ارزیابی‌های فراوان داروهایی را برای حل و درمان اختلالات روانی تجویز می‌کنند. این دارو به عدم تعادل در شیمی مغز کمک خواهند کرد.

بیمارانی که برای طولانی مدت از یک دارو استفاده می‌کنند، باید برای کنترل میزان اثر بخشی و بررسی عوارض جانبی دارو به صورت دوره‌ای با پزشک خود جلساتی را داشته باشند.

داروهای تجویز شده توسط فوق تخصص روانپزشک

داروهای تجویز شده توسط روانپزشک به شرح زیر هستند.

1.داورهای ضد افسردگی

برخی از داروهایی که روانپزشک‌ها برای بیماران خود تجویز می‌کنند، برای درمان افسردگی، اضطراب، وسواس، اختلال شخصیت مرزی، اختلال وحشت، اختلال خوردن و PTSD است.

2.داروهای ضد روان‌پریشی

از این داروها برای درمان علائم اسکیزوفرنی، اختلال دو قطبی و روان‌پریشی استفاده می‌شود.

3.داروهای آرام‌بخش و ضد اضطراب

درمان اضطراب و بی‌خوابی توسط برخی داروها نیز صورت می‌گیرد.

4.داروهای خواب‌آور

بسیاری از افراد در خوابیدن خود با مشکل مواجه هستند که پزشکان برای حل این مشکل در برخی موارد مجبور به تجویز داروهای خواب‌آور می‌شوند. این داروها به بیمار کمک می‌کند که کیفیت خواب خود را حفظ کنند و به راحتی بخوابند.

5.تثبیت‌کننده‌های خلق‌وخو

برای درمان اختلال دوقطبی داروهای تثبیت‌‌کننده‌های خلق‌وخو تجویز می‌شود.

6.محرک‌ها

محرک‌ها جهت درمان ADHD تجویز می‌شوند.

اغلب داروهای معرفی شده در متن فوق به همراه برگزاری جلسات روان‌درمانی تجویز می‌شوند. در حقیقت دارودرمانی مکمل این جلسات است. از دیگر روش‌های درمانی می‌توان به الکتروشوک درمانی یا همان ECT اشاره داشت. در این روش جریان‌های الکتریکی به مغز فرستاده می‌شود.

از این روش درمان در بیشتر موارد برای درمان افسردگی شدید استفاده می‌کنند، البته افسردگی که با سایر روش‌ها درمان نشده است. تحریک عصب واگ (VNS)، تحریک عمیق مغز (DBS) و تحریک مغناطیسی ترانس جمجمه (TMS) نیز از دیگر روش‌هایی هستند که برای درمان اختلالات روانی مورد استفاده قرار می‌گیرند. افسردگی فصلی نیز به کمک نوردرمانی درمان می‌شود.

آیا داروهای روانپزشکی به طور کامل اختلال و بیماری‌های روانی را درمان می‌کنند؟

فوق تخصص روانپزشک و دکتر روانپزشک عالی در تهران برای برخی از بیماری‌های روانی در کنار برگزاری جلسات روان‌درمانی داروهایی را تجویز می‌کنند. این که آیا این داروها منجر به درمان قطعی بیماری می‌شود، به شرایط بیمار وابسته است.

برای برخی از بیماران، روان درمانی اولویت اول شده است و داروهای تجویز شده تنها منجر به کاهش علائم بیماری می‌شود. اما برای بیماری‌هایی از قبیل اسکیزوفرنی، افسردگی ماژور و دو قطبی که در طی زمان علائم آن تشدید می‌شود، باید دارو تجویز کرد. در حقیقت در این سری از بیماری‌ها مصرف نادرست دارو یا برخورد با هر عامل محرکی به معنای تشدید بیماری و علائم آن است.

با این وجود بیماری‌های روانی وجود دارند که ماهیت تشدیدکنندگی نداشته باشند. در این سری از بیماری‌ها در صورتی که دارو به درستی مصرف نشود، بیماری عود می‌کند. به عنوان مثال در برخی از مواقع بیمار با مشاهده اولین علائم بهبودی داروهای خود را قطع می‌کند. در حالی که مغز و بدن او همچنان برای درمان به مصرف دارو نیاز دارد. همچنین مصرف نامنظم دارو نیز منجر به تعویق بروز علائم بهبودی می‌شود.

از طرفی داروهای حیطه فوق تخصص روانپزشک طیف گسترده‌ای از درمان‌های اختلالات را در بر می‌گیرند. از این رو انتخاب دارو و دوز مناسب آن به صبوری بیمار و اطرافیان آن نیاز دارد. به همین خاطر کاملا طبیعی است که در طی درمان دارو و دوز آن تغییر کند. این تغییر برای یافتن بهترین و مناسب‌ترین دوز دارو برای درمان بیماری با بیشترین تاثیر و کمترین عوارض است.

بنابراین در صورتی که در روند درمان با چنین مسائلی رو به رو شدید، به هیچ وجه ناامید نشوید. در طول این مدت نیز بهتر است که بیمار علائم خود را پس از هر بار مصرف دارو یادداشت کند و در خصوص آن با پزشک معالج خود صحبت کند. این گزارش به بهبودی و کاهش عوارض ناشی از مصرف دارو کمک می‌کند.

محیط کار فوق تخصص روانپزشک کجا است؟

روانپزشک‌ها در محیط‌های مختلفی مشغول به فعالیت می‌شوند که در متن زیر به برخی از آن اشاره کرده‌ایم:

  • کلینیک‌ها
  • بیمارستان‌های عمومی
  • بیمارستان‌های روانپزشکی
  • مراکز درمانی دانشگاه‌ها
  • سازمان‌های صنعتی
  • دادگاه‌ها و زندان‌ها
  • سازمان‌های اجتماعی
  • مراکز توان‌بخشی
  • مراکز نظامی
  • اورژانس‌ها

فرق روانشناس و روانپزشک در چیست؟

در ابتدا لازم به توضیح است که فعالیت روانشناسان و روانپزشکان کاملا مکمل یکدیگر است و در خیلی از مواقع آن‌ها بیماران خود را به همکاران خود در حیطه روان‌درمانی ارجاع می‌دهند. با این وجود تفاوت‌های عمده و اساسی بین این دو شغل دیده می‌شود که در ادامه به صورت کامل آن‌ها را مطرح کرده‌ایم.

همان‌طور که در ابتدای متن توضیح دادیم، روانپزشک‌ها تحصیلات پزشکی دارند و به همین دلیل مجوز تجویز دارو را دارند. بیشتر درمان‌هایی که توسط فوق تخصص روانپزشک‌ صورت می‌‌گیرد، بر پایه درمان دارو و روش‌های مطرح شده در متن فوق است.

تمرکز کاری و فعالیت روانشناسان بر پایه درمان رنج عاطفی و بر اساس روان‌درمانی است، البته روانشناسان نیز مجوز انجام برخی از تست‌های روانشناسی را دارند. این تست‌ها در ارزیابی وضعیت روحی و روانی افراد بسیار موثر است.

تحصیلات دانشگاه روانپزشک و روانشناس‌ها نیز با یکدیگر متفاوت است. روانپزشکان باید دوره هفت ساله پزشکی عمومی را مانند سایر پزشک‌ها پشت سر بگذارند و پس از فارغ‌التحصیلی اجازه تخصص گرفتن در این رشته را دارند. آن‌ها تجربه کار در واحد‌های مختلف بیماران را در بیمارستان به عهده دارند، ولی روانشناسان در دوره‌های کاردانی، کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری می‌توانند تحصیل کنند.

البته آن‌ها با فارغ‌التحصیلی در مقطع ارشد مجوز فعالیت را دریافت خواهند کرد. در طول دوره تحصیل دانشجویان رشته روانشناسی با تاریخچه مشکلات و اختلالات روانی و علم تحقیقات روانشناسی آشنا خواهند شد. تحصیلات تکمیلی آن‌ها در خصوص تشخیص اختلالات روانی و روحی در شرایط مختلف است.

پس از گذراندن تحصیلات تکمیلی، دانشجویان رشته روانشناسی موظف به گذراندن دوره کارآموزی هستند. این دوره در حدود دو سال است که شامل موارد زیر می‌شود:

  • نظریه روانشناسی
  • روش‌های درمانی
  • تکنیک‌های حل مسئله
  • تست تحلیلی
  • رفتاردرمانی

فوق تخصص روانپزشک و روانشناسی هر دو برای بهبود سلامت روانی تلاش می‌کنند. در صورتی که در ابتدا برای اختلال روانی به اشتباه یکی از آن‌ها را انتخاب کنید، جای هیچ نگرانی نیست، چرا که پزشک یا روانشناس شما را به درستی راهنمایی می‌کند و به همکار خود ارجاع می‌دهد.

کلام آخر

فوق تخصص روانپزشک از جمله افرادی است که در تیم درمان روان فعالیت می‌کند. در متن فوق سعی کردیم به طور کامل در خصوص این تخصص از پزشکی و کمکی که به جامعه می‌کنند، توضیحات کاملی را ارائه کنیم. امیدواریم که مطالب فوق مورد استفاده شما قرار گرفته باشد.

۲۹ دی ۱۴۰۳ توسط مدیر سایت 0 دیدگاه

علائم و درمان اختلالات عصبی شناختی

ما در سایت دکتر با من مقالات تخصصی در خصوص بیماری های روانپزشکی نگارش نموده ایم تا سطح علمی و آگاهی از بیماری در افراد جامعه نیز افزایش یابد یکی از این بیماری ها، اختلالات عصبی-شناختی است که ما در ادامه این بیماری را به صورت کامل برای شما توضیح داده ایم تا بتوانید به خوبی از تمام جزئیات آن آگاه شوید. پس تا انتهای آن همراه ما باشید.

مقدمه

اختلالات عصبی و شناختی گروهی از شرایط هستند که اغلب منجر به اختلال در عملکرد ذهنی می شوند. سندرم ارگانیک مغز قبلاً اصطلاحی برای توصیف این بیماری بود، اما اختلالات عصبی و شناختی در حال حاضر اصطلاح رایج تر است که برای آن استفاده می شود.

اختلالات عصبی شناختی بیشتر در افراد مسن رخ می دهد، اما افراد جوان نیز ممکن است به آن مبتلا شوند. کاهش عملکرد ذهنی ممکن است شامل موارد زیر باشد:

  • مشکلات حافظه
  • تغییرات در رفتار
  • مشکل در درک زبان
  • مشکل در انجام فعالیت های روزانه

این علائم ممکن است ناشی از یک بیماری تخریب کننده عصبی، مانند بیماری آلزایمر یا زوال عقل باشد. بیماری‌های عصبی باعث تحلیل رفتن مغز و اعصاب در طول زمان می‌شوند و در نتیجه عملکرد عصبی به تدریج از بین می‌رود. اختلالات عصبی شناختی نیز می توانند در نتیجه ی ضربه مغزی یا سوء مصرف مواد ایجاد شود.

پزشکان همچنین، معمولاً می توانند علت اصلی اختلالات عصبی شناختی را بر اساس علائم گزارش شده و نتایج آزمایش های تشخیصی تعیین کنند. علت و شدت اختلالات عصبی شناختی می تواند به ارائه دهندگان مراقبت های بهداشتی کمک کند تا بهترین روش درمانی را تعیین کنند.

آینده افراد مبتلا به اختلالات عصبی شناختی به علت آن بستگی دارد. هنگامی که یک بیماری عصبی باعث اختلال عصبی شناختی می شود، این وضعیت اغلب با گذشت زمان بدتر می شود. در موارد دیگر، کاهش عملکرد ذهنی ممکن است موقتی باشد، بنابراین افراد می توانند انتظار بهبودی کامل را داشته باشند.

علائم اختلالات عصبی شناختی

علائم اختلالات عصبی شناختی بسته به علت این بیماری می تواند متفاوت باشد. علائم زیر مهم ترین نمونه هایی است که افراد مبتلا آن را تجربه می کنند:

  • از دست دادن حافظه
  • احساس گیجی در ناحیه سر
  • اضطراب
  • سردرد، به ویژه در کسانی که مبتلا به آسیب دیدگی مغزی هستند
  • عدم توانایی تمرکز یا تمرکز
  • از دست دادن حافظه کوتاه مدت
  • عدم توانایی در رانندگی
  • مشکل در راه رفتن و تعادل شخص
  • تغییرات در بینایی و کم سو شدن چشم ها

موارد بالا صرفا مهم ترین علائم آن بوده و تشخیص اینکه شما به این بیماری مبتلا هستید صرفا توسط متخصص اعصاب و روان یا روانپزشک در سایت دکتر با من بایستی صورت بگیرد.

علت بیماری اختلالات عصبی شناختی

شایع ترین علت اختلالات عصبی-شناختی یک بیماری عصبی خاص است. بیماری های عصبی که می توانند منجر به ایجاد اختلالات عصبی-شناختی شوند عبارتند از:

  • بیماری آلزایمر
  • بیماری پارکینسون
  • بیماری هانتینگتون
  • زوال عقل
  • بیماری پریون
  • اسکلروز چندگانه

با این حال، در افراد زیر 60 سال، اختلالات عصبی شناختی بیشتر پس از نوع دیگر بیماری های روانی رخ می دهد. گاهی شخص در شرایط و یا بیماری قرار می گیرد که آن بیماری منجر به این اختلال خواهد شد.

  • ضربه مغزی
  • آسیب مغزی تروماتیک که باعث خونریزی در مغز یا فضای اطراف مغز می شود
  • لخته شدن خون
  • مننژیت
  • آنسفالیت
  • سپتی سمی
  • سوء مصرف مواد مخدر یا الکل
  • کمبود ویتامین

در صورت دارا بودن بیماری و علائم بالا حتما به متخصص اعصاب مراجعه نمایید تا پس از تشخیص آن بتوانید درمان شوید.

چه عواملی ریسک ابتلا به بیماری اختلالات عصبی- شناختی را بیشتر می کند؟

خطر ابتلا به اختلالات عصبی شناختی تا حدی به سبک زندگی و عادات روزانه شما بستگی دارد. کار در محیطی که در معرض قرار گرفتن خطرات کار با صنایع سنگین است، احتمال درگیر شدن این بیماری برای فرد وجود دارد و می تواند خطر ابتلا به اختلالات عصبی شناختی را تا حد زیادی افزایش دهد. فلزات سنگین مانند سرب و جیوه می توانند به مرور زمان به سیستم عصبی آسیب برسانند. این بدان معناست که قرار گرفتن مکرر در معرض این فلزات شما را در معرض خطر کاهش عملکرد ذهنی قرار می دهد.

همچنین چنانچه شرایط زیر را دارا هستید، احتمال اینکه به این بیماری دچار شوید بالاتر است:

  • بالای 60 سال سن دارند
  • اختلال قلبی عروقی دارند
  • دیابت دارند
  • سوء مصرف الکل یا مواد مخدر
  • شرکت در ورزش هایی با خطر بالای ضربه به سر، مانند فوتبال و راگبی

پس در این صورت سعی نمایید که همواره در صورت وجود این شرایط در خود به پزشک متخصص اعصاب روان و یا بهترین روانپزشک در سایت دکتر با من مراجعه کنید.

نحوه تشخیص اختلالات عصبی-رشدی

اختلالات عصبی شناختی ناشی از یک اختلال روانی نیست. با این حال، بسیاری از علائم اختلالات عصبی شناختی مشابه علائم برخی بیماری ها، از جمله اسکیزوفرنی، افسردگی و روان پریشی است. برای اطمینان از تشخیص دقیق، متخصصان تست های تشخیصی مختلفی را انجام می دهند که می تواند علائم اختلالات عصبی شناختی را از اختلالات روانی متمایز کند. این آزمایشات اغلب شامل موارد زیر است:

  1. سی تی اسکن جمجمه: این آزمایش از مجموعه ای از تصاویر اشعه ایکس برای ایجاد تصاویری از جمجمه، مغز، سینوس ها و حفره های چشم استفاده می کند. همچنین ممکن است برای بررسی بافت های نرم مغز استفاده شود.
  2. اسکن MRI سر: این تست تصویربرداری از امواج رادیویی برای تولید تصاویر دقیق از مغز استفاده می کند. این تصاویر می توانند نشانه هایی از آسیب مغزی را نشان دهند.
  3. اسکن توموگرافی گسیل پوزیترون (PET): در اسکن PET از رنگ مخصوصی استفاده می شود که حاوی ردیاب های رادیواکتیو است. این ردیاب ها به داخل ورید تزریق می شوند و سپس در سراسر بدن پخش می شوند و نقاط آسیب دیده را برجسته می کنند.
  4. نوار مغزی یا EEG فعالیت الکتریکی مغز را اندازه گیری می کند. این تست می تواند به شناسایی مشکلات مرتبط با این فعالیت کمک کند.

نحوه ی درمان اختلالات عصبی شناختی

درمان اختلالات عصبی شناختی بسته به علت زمینه ای متفاوت است. در برخی شرایط، بیمار ممکن است فقط نیاز به استراحت و دارو داشته باشد. اما بهتر است همواره در کنار درمان دارویی، از یک روانشناس خوب نیز کمک بگیرید.

درمان اختلالات عصبی شناختی ممکن است شامل موارد زیر باشد که تشخیص این موضوع صرفا بر عهده ی پزشک است:

  • استراحت لازم در خانه و زمان گذاشتن کافی برای بهبود جراحات
  • استفاده از داروهای ضد درد، مانند ایندومتاسین، برای تسکین سردرد
  • استفاده از آنتی بیوتیک ها برای از بین بردن عفونت های باقی مانده موثر بر مغز، مانند مننژیت
  • جراحی برای ترمیم هرگونه آسیب شدید مغزی در صورت نیاز
  • روان درمانی برای کمک به توسعه مجدد مهارت های روزمره
  • فیزیوتراپی برای بهبود قدرت، هماهنگی، تعادل و انعطاف پذیری

بیماران مبتلا به اختلال عصبی- شناختی چه آینده ایی را در پیش روی خود دارند؟

آینده ی افراد مبتلا به اختلالات عصبی شناختی به نوع اختلال عصبی-شناختی بستگی دارد که شخص گرفتار آن شده است مانند: زوال عقل یا آلزایمر که تاثیر بسیار زیادی بر روی این بیماری دارد. در واقع به این دلیل است که هیچ درمانی برای آن شرایط وجود ندارد و عملکرد ذهنی به طور پیوسته با گذشت زمان بدتر می شود.

اما به طور کلی جای امیدواری بسیار زیاد است چرا که این شرایط موقتی و قابل درمان هستند. در این موارد، افراد معمولاً می توانند انتظار بهبودی کامل را داشته باشند. پس بهتر است که درمان خود را هرگز به تعویق نیندازید.

نتیجه گیری

ما در مقاله ی بالا هر آنچه که نیاز است راجع به اختلالات عصبی شناختی بیان کرده ایم، برای شما گفته ایم تا بتوانید به خوبی درمان خود را انجام دهید و از علت بیماری و علائم آن نیز به صورت کامل آشنایی پیدا کنید. در نتیجه بهتر است تمامی این موارد را به عهده ی روانپزشک یا پزشک اعصاب و روان خود بگذارید تا درمان به موقع و دقیقی برای شما انجام گیرد و برای این کار بهتر است به سایت دکتر بامن مراجعه و نوبت اینترنتی خود را اخذ کنید.

نحوه نوبت گیری بدین شکل است که شما به سایت دکتر با من مراجعه می نمایید و سپس لیست کامل پزشکان را مشاهده می نمایید تا بتوانید از طریق نوبت دهی آنلاین بر اساس ساعات و روزهای حضور پزشک در مطب نوبت آنلاین خود را ثبت نمایید.

با آرزوی بهبودی و درمان شما همراهان عزیز دکتر با من

منایع

۲۹ دی ۱۴۰۳ توسط مدیر سایت 0 دیدگاه

سندروم کلاین لوین یا زیبای خفته چیست؟

سندروم کلاین لوین یا زیبای خفته یکی از بیماری‌های خفیف و نادر است که تاثیری بر روی سیستم عصبی دارد. این بیماری باعث تغییر در الگوی خواب و بیداری شخص مبتلا می‌شود و این الگوی خواب بسیار شبیه به علائم زیبای خفته است.

مفهوم سندروم کلاین لوین

سندروم کلاین لوین یک بیماری خفیف و نادر از انواع بیماری های اعصاب و روان است که با تغییر در الگوی خواب و بیداری شخص مبتلا به این بیماری همراه است. این بیماری به صورت مکرر و دوره‌ای اتفاق می‌افتد و به مدت چند روز تا چند هفته می‌تواند ادامه داشته باشد.

علائم سندروم زیبای خفته

    • افزایش خواب و خستگی شدید
    • تغییر در رفتار و شخصیت شخص مبتلا
    • افزایش اشتها و خوراکی مصرفی
    • افزایش فعالیت جنسی
    • تغییرات در عملکرد روزانه

علت سندروم زیبای خفته

دلایل بروز سندروم زیبای خفته هنوز به طور دقیق مشخص نشده‌اند، اما برخی از عوامل زیر می‌توانند موجب بروز این بیماری شوند:
    • پیش‌انگیزه‌های ژنتیکی
    • اختلال در عملکرد مغز
    • اختلال در ترشح هورمون‌ها

تشخیص سندروم کلاین لوین

تشخیص سندروم زیبای خفته بر اساس علائم و نشانه‌های شناخته شده توسط روانپزشک و تاریخچه بیماری از طریق مصاحبه با بیمار تعیین می‌شود. همچنین، برای تشخیص این اختلال، ممکن است روانپزشک آزمایش آنالیز خون، آزمایش‌های تصویری مغز و مشاهده‌ی الکتروانسفالوگرافی (EEG) برای ثبت الکتریکی مغز نیز مورد استفاده قرار گیرد.درمان سندروم کلاین لوین برای بهبود علائم و تسکین درد و خستگی شامل مصرف داروهای مختلف است. این داروها شامل دسته‌های زیر هستند:
    • ضدافسردگی
    • ضداضطراب
    • تنظیم‌کننده‌های خواب
درمان سندروم زیبای خفته برای هر بیمار متفاوت است و بسته به شدت بیماری، نیاز به درمان دارویی، فیزیوتراپی در منزل و روان درمانی وجود دارد. برخی داروهایی که برای درمان سندروم کلاین لوین استفاده می‌شود، شامل مهار کننده‌های بتا آمیلوئید و آنتی‌دپرسانت‌ها می‌شود. علاوه بر این، فیزیوتراپی و تمرینات فیزیکی می‌توانند بهبودی بیمار را تسریع کنند. برای برخی بیماران، درمان همراه با روان درمانی، می‌تواند موثر باشد.

تمرینات فیزیکی:

تمرینات فیزیکی می‌توانند بهبود حالت عمومی بیماران با سندروم زیبای خفته را تسریع بخشند.تمریناتی مثل پیاده‌روی، شنا، دوچرخه سواری و یوگا می‌توانند به بیماران کمک کنند. با انجام تمرینات منظم، می‌توان به کاهش تنش و استرس و افزایش روحیه کمک کرد.

روان درمانی:

سندروم کلاین لوین یک بیماری خطرناک است که ممکن است منجر به افزایش تنش و استرس شود. روان درمانی می‌تواند به بیماران کمک کند تا با شرایط خود سازگار شوند و با این بیماری ساکن شوند. با مشاوره با روانشناس و متخصص اعصاب و روان و انجام تمرینات روانی، بیماران می‌توانند از تجربیات دیگران استفاده کنند و از شرایط خود بهتر آگاه شوند.

نوع زندگی سالم:

از آنجا که سندروم زیبای خفته باعث ایجاد تنش و استرس می‌شود، زندگی سالم و متعادلی می‌تواند به کاهش علائم کمک کند.

راه‌های پیشگیری از سندروم کلاین لوین

فعالیت هایی مثل یوگا به پیشگیری از این اختلال خیلی کمک می کند.
هیچ راه‌ حلی برای جلوگیری از بروز سندروم کلاین لوین وجود ندارد. اما انجام فعالیت‌های جسمانی منظم، مراقبت از سلامت جسمی و روانی، تغذیه‌ی سالم و به موقع درمان بیماری‌های همراه می‌تواند بهبود علائم سندروم کلاین لوین را تسریع کند.

نتیجه گیری

سندروم کلاین لوین یکی از بیماری‌های خفیف و نادر است که با تغییر در الگوی خواب و بیداری شخص مبتلا به این بیماری همراه است. علائم این بیماری شامل افزایش خواب و خستگی شدید، تغییر در رفتار و شخصیت شخص مبتلا، افزایش اشتها و خوراکی مصرفی، افزایش فعالیت جنسی و تغییرات در عملکرد روزانه هستند. درمان این بیماری بر اساس بهبود علائم و تسکین درد و خستگی شامل مصرف داروهای مختلف است. هیچ راه‌ حلی برای جلوگیری از بروز سندروم زیبای خفته وجود ندارد.به همین دلیل، پیشگیری از بروز این بیماری با توجه به مراقبت از سلامت جسمی و روحی کمک کند. در نتیجه بهتر است برای درمان خود به یک متخصص روانپزشکی یا روانشناسی مراجعه نمایید. که این کار را می توانید از طریق سایت دکتر با من انجام دهید. بدین شیوه که وارد سایت شده و سپس اسم متخصص را جستجو نموده و بر اساس پروفایل وی نوبت اینترنتی خود را اخذ نماید.

پرسش و پاسخ

در ادامه پرسش و پاسخی راجع به سندروم زیبای خفته آورده شده است:
    1. آیا سندروم کلاین لوین ارثی است؟ خیر، سندروم زیبای خفته ارثی نیست و به‌صورت تصادفی بروز می‌کند.
    1. آیا سندروم زیبای خفته مستقل از بیماری‌های دیگر است؟ بله، سندروم کلاین لوین مستقل از بیماری‌های دیگر است و به‌صورت جداگانه بروز می‌کند.
    1. آیا برای تشخیص سندروم کلاین لوین نیاز به آزمایش خاصی داریم؟ بله، برای تشخیص سندروم کلاین لوین به آنالیز خون، آزمایش‌های تصویری مغز و مشاهده‌ی الکتروانسفالوگرافی (EEG) نیاز است.
    1. آیا سندروم زیبای خفته درمان‌پذیر است؟ بله، علائم سندروم کلاین لوین با مصرف داروهای مختلف از جمله ضدافسردگی، ضداضطراب و تنظیم‌کننده‌های خواب، بهبود پیدا می‌کنند.
    1. آیا این بیماری به‌صورت شایعی در جامعه وجود دارد؟ خیر، سندروم زیبای خفته یکی از بیماری‌های خفیف و نادر است و درصد کمی از افراد به آن مبتلا می‌شوند.
منابع

۲۹ دی ۱۴۰۳ توسط مدیر سایت 0 دیدگاه

سندروم تورت یا بیماری تیک و هر آنچه که نیاز است تا بدانید

تیم تخصصی روانپزشکی دکتر با من در خصوص نوبت دهی آنلاین و معرفی انواع بیماری های مختلف صحبت نموده ایم که یکی از آنها سندروم تورت یا بیماری تیک است. پس پیشنهاد می شود تا انتها همراه ما باشید.

تاریخچه ی سندروم تیک

سندروم تیک یک اختلال عصبی-رفتاری است که با تکرار ناگهانی حرکات ناکنترلی مانند تکان دادن سر یا شانه، پیچیدن گردن یا صورت، بغل کردن و… همراه است. این اختلال بیشتر در کودکان و نوجوانان دیده می‌شود و معمولاً در سنین 7 تا 12 سالگی شروع می‌شود. اما بعضی از افراد نیز در سنین بالاتر این اختلال را دارند.نام “تیک” به معنای حرکات ناخودآگاه و تکراری است. این اصطلاح برای اولین بار توسط “جان دیوید” در سال 1885 به کار گرفته شد. اما مفهوم سندروم تیک به صورت جامع و اختصاصی در سال 1980 توسط انجمن روانپزشکی آمریکا تعریف شد.در گذشته فکر می‌شد که علت این اختلال ناشناخته است. اما اکنون مشخص شده است که برخی عوامل مثل ژنتیک، مشکلات عصبی و شیمیایی مغزی، مصرف داروهای خاص و استرس می‌توانند در ایجاد این اختلال نقش داشته باشند.درمان این اختلال بسته به شدت و نوع حرکات مختلف است. اما علاوه بر درمان دارویی، بهبودی درمانی نیز می‌تواند با کمک تغییرات در سبک زندگی مانند کاهش استرس، افزایش ورزش و تغذیه سالم دست یافتنی باشد.

مفهوم سندروم تیک

بیماری های مرتبط با سندروم تورت
بیماری های مرتبط با سندروم تورت
اختلال تیک یا سندرم تیک‌های مزمن، یک اختلال عصبی است که با حرکات ناخودآگاه، ناشی از انقباضات عضلانی، مشخص می‌شود. این حرکات ممکن است شامل چشمک زدن، حرکات سر، صورت، دهان و گردن باشند و در برخی موارد حرکاتی همچون تکان دادن یا بلند کردن شانه‌ها نیز دیده می‌شود.این اختلال معمولاً در کودکی ظاهر می‌شود و در بیشتر موارد تا سنین نوجوانی کاهش می‌یابد. اما در برخی از موارد، این حرکات به میزان بیشتری ادامه دارند و ممکن است برای فرد و همچنین افراد اطرافش، اختلالاتی ایجاد کند.اختلال تیک بیشتر در پسران دیده می‌شود و علت دقیق آن هنوز مشخص نیست، اما به نظر می‌رسد به عوامل ژنتیکی و عصبی مرتبط باشد. درمان این اختلال معمولاً شامل مداخلات رفتاری، درمان دارویی یا در برخی موارد جراحی نیز توسط دکتر مغز و اعصاب تهران توصیه می شود.

علت سندروم تورت

سندروم تیک به دلایل مختلفی برمی‌گردد. اما به طور کلی، علل زیر می‌توانند در ایجاد این اختلال نقش داشته باشند:
    1. ژنتیک: برخی تحقیقات نشان داده‌اند که ژنتیک می‌تواند در ایجاد سندروم تیک نقش داشته باشد. به عنوان مثال، در برخی خانواده‌ها، این اختلال به صورت وراثتی منتقل می‌شود.
    1. عوامل عصبی: برخی مشکلات عصبی می‌توانند باعث ایجاد سندروم تیک شوند. به عنوان مثال، در برخی افراد با اختلال اضطراب و افرادی که دچار بیماری پارکینسون هستند، این اختلال دیده می‌شود.
    1. شیمیایی مغزی: تحریک بخش‌های مختلف مغز می‌تواند در ایجاد سندروم تیک نقش داشته باشد. به عنوان مثال، کاهش سطح دوپامین، یکی از مهمترین نوروترانسمیترهای مغزی، می‌تواند باعث ایجاد این اختلال شود.
    1. مصرف دارو: برخی داروها می‌توانند در ایجاد سندروم تیک نقش داشته باشند. به عنوان مثال، داروهایی که بر روی سیستم عصبی موثر هستند، مانند متیل‌فنیدات و لیتیوم، می‌توانند در ایجاد این اختلال تأثیرگذار باشند.
    1. استرس: استرس می‌تواند در ایجاد سندروم تیک نقش داشته باشد. به عنوان مثال، استرس ناشی از مسابقات و آموزش مدرسه می‌تواند در برخی افراد باعث ایجاد این اختلال شود.

معرفی انواع سندروم تورت

سندروم تورت یک بیماری ژنتیکی نادر است که با علائمی همچون خلق و خوی غیرعادی، اختلالات قلبی، اختلالات بینایی و اختلالات کلیوی همراه است.برخی از انواع سندروم تورت شامل:
    • سندروم تورت یوبر-اشمیدت: این نوع از بیماری تورت، با اختلال در قلب و چشم همراه است.
    • سندروم تورت مارفان: علاوه بر خلق و خوی غیرعادی، افزایش طول استخوان‌ها، اختلالات بینایی و اختلالات قلبی نیز دیده می‌شود.
    • سندروم تورت ویلیامز: این نوع از بیماری تورت با تاخیر در یادگیری و بلعیدن غذا، اختلالات بینایی، ضعف عضلانی و اختلالات قلبی همراه است.
    • سندروم تورت نونان: در این نوع از بیماری تورت، نارسایی کلیوی و اختلالات بینایی دیده می‌شود.
درمان سندروم تورت معمولاً شامل ترکیبی از درمان دارویی و نورولوژی می‌باشد که توسط یک تیم پزشکی متخصص اعصاب و روان صورت می‌گیرد.

راه پیشگیری از سندروم تورت

با توجه به اینکه سندروم تورت یا بیماری تیک یک بیماری ژنتیکی است، پیشگیری کامل از آن ممکن نیست. با این حال، از برخی راه‌هایی می‌توان برای کاهش خطر ابتلا به این بیماری استفاده کرد، از جمله:
    1. ازدواج با افرادی که در خانواده شان سابقه بیماری تورت وجود ندارد.
    1. بررسی ژنتیکی قبل از ازدواج با مشاوره پزشک متخصص اعصاب و روان
    1. پیشگیری از ابتلا به عفونت‌هایی که می‌توانند ایجاد التهاب در بدن کودک کنند
    1. مراجعه به پزشک نورولوژیست برای تشخیص و درمان اختلالات قلبی و دیگر بیماری‌هایی که با سندروم تورت همراه هستند.
    1. رعایت نکات سلامتی مانند تغذیه سالم، ورزش منظم و جلوگیری از استفاده از مواد مخدر و الکل
با این حال، در مواردی که شما یا عضوی از خانواده‌تان دارای سابقه بیماری تیک هستید، بهتر است با دکتر مغز و اعصاب معالج خود مشورت کنید تا بتوانید برنامه پیشگیری مناسبی را برای خود تدوین کنید.

علائم سندروم تورت یا تیک عصبی چیست؟

علائم سندروم تورت
علائم سندروم تورت ممکن است بین افراد مختلف متفاوت باشد، اما علائم شایع این بیماری عبارتند از:
    • خلق و خوی غیرعادی و اختلالات رفتاری
    • اختلالات بینایی مانند کچلی بصری، مشکلات در قرار گرفتن چشم در جای خاص و کجی چشم‌ها
    • اختلالات قلبی مانند سکته قلبی، نارسایی قلبی و مشکلات مربوط به سیستم عصبی قلب
    • مشکلات کلیوی مانند نارسایی کلیوی، عفونت‌های مکرر و اختلالات در فیلتر کردن خون
    • مشکلات در رشد و تکامل بدنی و شکل‌گیری استخوان‌ها
    • اختلالات در گوش‌ها و شنوایی
    • دیسمورفیسم فک و صورت و مشکلات در قاعده دندان‌ها
    • مشکلات گوارشی مانند چاقی، اسهال و ورم شکم
در صورت تشخیص هرگونه علائمی از بیماری تورت، بهتر است به پزشک متخصص اعصاب و روان مراجعه کنید.

چه افرادی بیشتر در معرض بیماری تیک هستند؟

سندروم تورت یک بیماری ژنتیکی است و به همین دلیل برخی از افراد در خطر بیشتری برای ابتلا به این بیماری هستند. به طور کلی، افرادی که یکی از والدین یا خانواده نزدیکشان دچار سندروم تورت هستند، خطر ابتلا به بیماری تیک را دارند. علاوه بر این، مردان بیشتر از زنان در معرض خطر سندروم تورت هستند. از دیگر عواملی که باعث افزایش خطر بیماری می‌شوند می‌توان به بیماری‌هایی مانند دیابت، چاقی، فشار خون بالا و بیماری‌های قلبی اشاره کرد.

تشخیص سندروم تورت یا بیماری تیک

Portrait of a three-year-old caucasian funny boy with a closed eye.
برای تشخیص سندروم تورت، ابتدا پزشک به دقت، سوابق پزشکی فرد را بررسی می کند و از علائم و نشانه هایی که فرد تجربه کرده است پرسش می کند. سپس، از طریق انجام آزمون هایی مانند آزمون DNA، آزمون های تصویربرداری مغزی، آزمون های عضلانی و آزمون های تعادل بدن، تشخیص نهایی بیماری قطعی می شود. همچنین، ممکن است پزشک برای تایید تشخیص و جلوگیری از بروز علائم بیشتر، آزمایش های دیگری را نیز برای بیمار تجویز کند.

درمان سندروم تورت یا بیماری تیک

سندروم تورت یک بیماری ژنتیکی است که اغلب با خم شدن ستون فقرات و ایجاد تغییرات در شکل جمجمه و چهره همراه است. برای درمان این بیماری باید با پزشک خود مشورت کنید، زیرا درمان به شدت وابسته به شدت بیماری، سن و عوارض همراه آن است.برخی روش‌های ممکن برای درمان سندروم تورت عبارتند از:
    • تمرینات فیزیوتراپی برای تقویت عضلات و بهبود حالت جسمانی
    • استفاده از ادوات پشتی که می‌تواند به کمک فشار دادن به مناطق خاص بدن، کمک به کاهش خمیدگی در ستون فقرات و جلوگیری از پیشرفت بیشتر بیماری شود.
    • درمان هورمونی به کمک هورمون رشد در صورتی که بیماری باعث کوتاهی قد شده باشد
    • جراحی در صورتی که بیماری باعث مشکلات جدی و بیمار از کارکردن روزمره خود با مشکل مواجه شود.
همچنین برای کنترل علائم سندروم تورت و بهبود کیفیت زندگی، باید روی کنترل علائم بیماری تمرکز کرد و نگرانی‌های خود را با پزشک مغز و اعصاب خود در میان بگذارید.

نتیجه گیری

ما در این مقاله در خصوص بیماری تیک صحبت نموده ایم تا شما بتوانید به خوبی آن را بشناسید. علاوه بر این موضوع بهتر است که شما از سایت پزشکی دکتر با من نوبت اینترنتی خود را از دکتر روانپزشک یا متخصص مغز و اعصاب خود نوبت اخذ نمایید و با توجه به پروفایل هر پزشک نوبت خود را دریافت کنید.منابع

۲۹ دی ۱۴۰۳ توسط مدیر سایت 0 دیدگاه

سندروم انفجار سر چیست؟ علت تا درمان

ما در این مقاله در خصوص بیماری انفجار سر که یکی از سندروم های خاص در حوزه ی روانپزشکی است صحبت کرده ایم که پیشنهاد می کنیم برای آگاهی بیشتر تا انتهای مقاله همراه ما باشید.

تاریخچه سندروم انفجار سر

سندرم انفجار سر همراه با تکرار حملات پانیک
سندروم انفجار سر، یک حالت دردناک و شدید سر درد است که ممکن است به طور ناگهانی و بدون هشدار ایجاد شود. این حالت عمدتاً به دلیل تورم و فشار بر روی عصب های مغزی و پوسته های مغزی به وجود می آید.اولین گزارش از این حالت در سال ۱۸۳۶ توسط دکتر روبرت جیمز در کتابش به نام “The Principles of Psychology” ارائه شد. اما این حالت در دهه ۱۹۴۰ به عنوان یک بیماری جداگانه شناخته شد.در سال ۱۹۵۱، نخستین بار توسط دکتر جیمز لندون و همکارانش دریافت شد که این حالت به عنوان یک عارضه جانبی پس از انجام عمل جراحی مغزی در بیمارانی که در زمان عمل از بیهوشی عمومی استفاده می کردند، رخ می دهد.از آن زمان به بعد، سندروم انفجار سر به عنوان یک حالت مستقل شناخته شده است که به طور عمده در افرادی که تحت تأثیر فشارهای روانی و استرس هستند، به وجود می آید. همچنین، برخی از عوامل دیگر نیز می توانند باعث ایجاد این حالت شوند، از جمله مصرف بیش از حد قهوه، الکل و مواد مخدر، و یا عدم خواب و استراحت کافی.

مفهوم بیماری سندروم انفجار سر

سندروم انفجار سر یک حالت شایع و بی خطر است که به عنوان یکی از راه‌های بروز علائم اختلالات عصبی در نظر گرفته می شود. این حالت شامل تجربه شدید صدا و یا حس صدایی می باشد که به طور ناگهانی در سر و گوش شخص ایجاد می شود. در بیشتر موارد، اختلال شنیداری هیپناگوژیک به صورت خودبخودی و بدون نیاز به درمان گذراست و عمدتاً به هیجان یا استرس و نگرانی مرتبط است.این حالت در هر سنی ممکن است رخ دهد، اما بیشتر در بین افراد جوان و میانسال دیده می شود. علت دقیق این حالت هنوز مشخص نیست، اما فرضیه هایی مانند افزایش فشار خون، اختلال در سیستم عصبی و عوامل استرس زا ممکن است نقش داشته باشند. با توجه به اینکه سندروم انفجار سر در برخی افراد به صورت مزاحمت آور و مکرر رخ می دهد، در صورت نیاز ممکن است پزشک اعصاب و روان روش های درمانی مانند داروهای ضد افسردگی و ضد اضطراب را برای کاهش شدت علائم تجویز کند.

علت ایجاد اختلال شنیداری هیپناگوژیک

علت ایجاد سندروم انفجار سر هنوز به طور دقیق مشخص نشده است، اما به طور عمده با فشار بر روی عصب های مغزی و پوسته های مغزی مرتبط است. در برخی از موارد، این فشار ممکن است به دلیل تورم، التهاب یا عفونت در این مناطق به وجود بیاید.علاوه بر این، برخی از عوامل دیگر نیز می توانند باعث ایجاد سندروم انفجار سر شوند، از جمله:
    • استرس و اضطراب: استرس و اضطراب می تواند باعث ایجاد فشار بر روی سیستم عصبی شود و به عنوان یک عامل مستقیم در ایجاد سندروم انفجار سر عمل کند.
    • مصرف بیش از حد قهوه، الکل و مواد مخدر: مصرف بیش از حد مواد محرک مانند قهوه، الکل و مواد مخدر می تواند باعث ایجاد اختلال شنیداری هیپناگوژیک شود.
    • عدم خواب و استراحت کافی: عدم خواب و استراحت کافی می تواند باعث کاهش سطح انرژی و افزایش استرس در بدن شود که در نتیجه می تواند اختلال شنیداری هیپناگوژیک را تحریک کند.
    • بیماری های مرتبط با سیستم عصبی: برخی بیماری های مرتبط با سیستم عصبی مانند صرع و میگرن نیز می توانند باعث ایجاد سندروم انفجار سر شوند.
با این حال، بیشتر موارد اختلال شنیداری هیپناگوژیک بی خطر هستند و به طور معمول با یکبار الی چندین بار در طول عمر فرد رخ می دهد. در برخی موارد، این حالت ممکن است به طور مکرر و مزاحمت آوری رخ دهد و به طور قابل توجهی کیفیت زندگی فرد را تحت تاثیر قرار دهد.

انواع سندروم سر

    1. سندروم میگرن: سندروم میگرن یک حالت دردناک و شدید سر درد است که ممکن است به همراه علائمی همچون تهوع، استفراغ، حساسیت به نور و صدا، و تغییر رنگ پوست صورت همراه باشد.
    1. سندروم تنشی: سندروم سر تنشی یک حالت دردناک و شدید سر درد است که به طور معمول در ناحیه دو طرف سر و در ناحیه گردن ایجاد می شود. این حالت ممکن است به همراه علائمی همچون تنگی نفس و اضطراب همراه باشد.
    1. سندروم انفجار سر: سندروم انفجار سر، همان حالتی است که در پاسخ به سوال شما توضیح داده شد. در این حالت، فرد دچار صدایی شنیداری شبیه به صدای انفجار، بمباران، برخورد یا دیگر صداهای شدید می شود که در سرش به وجود می آید.
    1. سندروم شقیقه: سندروم شقیقه یک حالت دردناک و شدید سر درد است که به طور معمول در یک طرف سر ایجاد می شود و ممکن است به همراه علائمی همچون تهوع، استفراغ، حساسیت به نور و صدا، و تغییر رنگ پوست صورت همراه باشد.
    1. سندروم کلاستر: سندروم کلاستر یک حالت دردناک و شدید سر درد است که ممکن است به همراه علائمی همچون تورم و قرمزی چشم، اشک ریزش، و تنگی نفس همراه باشد.
همچنین، برخی از موارد دیگری نیز وجود دارند که به عنوان سندروم سر شناخته می شوند، مانند سندروم قرنیه ای، سندروم ورم مغزی، و اختلال پست تروماتیک سر. با این حال، بیشتر موارد اختلال شنیداری هیپناگوژیک مربوط به سندروم میگرن و سندروم سر تنشی هستند.

انواع سندروم انفجار سر

سندروم انفجار سر به طور کلی یک حالت دردناک و شدید سر درد است که به طور ناگهانی و بدون هشدار ایجاد می شود و فرد دچار صدایی شنیداری شبیه به صدای انفجار، بمباران، برخورد یا دیگر صداهای شدید می شود که در سرش به وجود می آید.با این حال، برخی از موارد دیگری از سندروم انفجار سر نیز وجود دارند که شامل موارد زیر می شوند:
    1. سندروم انفجار سر یک باره: در این نوع سندروم انفجار سر، فرد تنها یکبار این حالت را تجربه می کند.
    1. سندروم انفجار سر تکراری: در این نوع سندروم انفجار سر، فرد به طور مکرر این حالت را تجربه می کند. این نوع سندروم اغلب به علت استرس، اضطراب، کمبود خواب و یا مصرف بیش از حد قهوه و الکل رخ می دهد.
    1. سندروم انفجار سر شدید: در برخی از موارد، سندروم انفجار سر می تواند به طور شدیدی رخ دهد و باعث شکستگی شیشه ای چشم و یا درد و احساس نیزگی در گوشی شود.
    1. سندروم انفجار سر همراه با علائمی همچون اضطراب، افسردگی یا اختلالات خواب: برخی از افراد ممکن است با اختلال شنیداری هیپناگوژیک سر همراه با علائمی همچون اضطراب، افسردگی یا اختلالات خواب روبرو شوند.
در هر صورت، بیشتر موارد اختلال شنیداری هیپناگوژیک بی خطر هستند و به طور معمول با یکبار الی چندین بار در طول عمر فرد رخ می دهند. در صورتی که این حالت به طور مکرر و مزاحمت آوری رخ دهد و به طور قابل توجهی کیفیت زندگی فرد را تحت تأثیر قرار دهد، بهتر است با پزشک خود مشورت کنید.

چه افرادی مبتلا به سندروم انفجار سر مبتلا می شوند؟

سندروم انفجار سر معمولاً در افرادی که دچار استرس و اضطراب هستند، بیشتر دیده می شود. برخی از عوامل دیگری که می توانند باعث ایجاد این حالت شوند عبارتند از:
    • کمبود خواب: کمبود خواب می تواند باعث کاهش انرژی و افزایش استرس در بدن شود و در نتیجه می تواند اختلال شنیداری هیپناگوژیک را تحریک کند.
    • مصرف بیش از حد قهوه، الکل و مواد مخدر: مصرف بیش از حد مواد محرک مانند قهوه، الکل و مواد مخدر می تواند باعث ایجاد سندروم انفجار سر شود.
    • اضطراب و استرس: استرس و اضطراب می توانند باعث ایجاد فشار بر روی سیستم عصبی شود و به عنوان یک عامل مستقیم در ایجاد سندروم انفجار سر عمل کند.
    • بیماری های مرتبط با سیستم عصبی: برخی بیماری های مرتبط با سیستم عصبی مانند صرع و میگرن نیز می توانند باعث ایجاد سندروم انفجار سر شوند.
    • استفاده از داروهایی که به عنوان عامل جانبی سندروم انفجار سر دیده شده اند: برخی داروهای مانند آمفتامین، لیتیوم و کورتیکواسترئوئیدها ممکن است باعث ایجاد سندروم انفجار سر شوند.
در کل، افرادی که دچار استرس حاد و مزمن و اضطراب هستند و یا با عوامل دیگری که بالاتر ذکر شد، روبرو هستند، در خطر ابتلا به سندروم انفجار سر قرار دارند. با این حال، این حالت در بیشتر موارد بی خطر است و در طول زمان به طور خودبخودی بهبود می یابد.

چگونه می توان از بروز اختلال شنیداری هیپناگوژیک جلوگیری نمود؟

برای جلوگیری از بروز اختلال شنیداری هیپناگوژیک، می توانید اقدامات و روش های زیر را انجام دهید:
    1. مراقبت از بهداشت روزانه: بهداشت روزانه شامل خواب کافی، تغذیه سالم، ورزش منظم و مدیریت استرس است. این اقدامات می توانند به کاهش شدت و فراوانی سندروم انفجار سر کمک کنند.
    1. مدیریت استرس: استفاده از تکنیک های مدیریت استرس مانند یوگا، تمرین تنفس عمیق و یا ماساژ می تواند به کاهش سطح استرس و حفظ آرامش و آرامی در بدن کمک کند.
    1. محدود کردن مصرف مواد محرک: مصرف مواد محرک مانند قهوه، الکل و مواد مخدر را محدود کنید یا از آنها خودداری کنید. این اقدام می تواند به کاهش فراوانی سندروم انفجار سر کمک کند.
    1. مراجعه به پزشک اعصاب و روان: در صورتی که دچار بیماری های مرتبط با سیستم عصبی هستید، بهتر است با پزشک اعصاب و روان مشورت کنید. روانپزشک می تواند شما را راهنمایی کند و در صورت لزوم، درمان مناسب را تجویز کند.
    1. مدیریت درد: در صورت بروز سندروم انفجار سر، استفاده از داروهای مسکن درد می تواند به کاهش شدت درد کمک کند. با این حال، بهتر است قبل از مصرف هرگونه دارویی، با پزشک خود مشورت کنید.
در کل، برای جلوگیری از بروز سندروم انفجار سر، بهتر است به مراقبت از بهداشت روزانه و مدیریت استرس توجه کنید و در صورت بروز این حالت، با روانپزشک خود مشورت کنید.

آمار جهانی سندروم انفجار سر

آمار آسیب های مغزی که منجر به مرگ می شود
در حال حاضر، آمار دقیق در مورد شیوع سندروم انفجار سر در سطح جهانی وجود ندارد زیرا این حالت معمولاً به صورت خودبخودی و بدون نیاز به درمان گذرا است و در بسیاری از موارد به عنوان یک عارضه غیرمهم در نظر گرفته می شود.با این حال، مطالعاتی نشان داده اند که حدود 10 تا 15 درصد از جمعیت جهان دارای حداقل یکبار تجربه سندروم انفجار سر هستند. این حالت در هر دو جنس و در تمام سنین دیده می شود، اما بیشتر در افراد بین 20 تا 40 سال رخ می دهد.تحقیقات نشان داده اند که سندروم انفجار سر در برخی از جامعه های خاص نیز بیشتر دیده می شود. به عنوان مثال، در یک مطالعه انجام شده در کشور تایلند، شیوع سندروم انفجار سر در بین دانشجویان بسیار بالاتر از جمعیت عمومی بود.در کل، بر اساس آمارهای موجود، اختلال شنیداری هیپناگوژیک به عنوان یک حالت شایع و بی خطر در جمعیت دیده می شود و در بیشتر موارد به صورت خودبخودی و بدون نیاز به درمان گذرا است. با این حال، در صورت بروز این حالت به طور مکرر و مزاحمت آور، بهتر است با روانپزشک خود مشورت کنید.

آیا راه‌هایی برای کاهش شدت سندروم انفجار سر وجود دارد؟

بله، برای کاهش شدت اختلال شنیداری هیپناگوژیک و کاهش این حالت می توانید از روش های زیر استفاده کنید:
    • تمرینات تنفسی: تمرینات تنفسی می تواند به کاهش شدت سندروم انفجار سر و بهبود آرامش و آرامی شما کمک کند. تمرین تنفس عمیق و تمرین مربوط به مدیتیشن می توانند این امر را بهبود بخشند.
    • تغییرات در رفتار روزانه: تغییر در رفتار روزانه مانند کاهش مصرف قهوه، الکل و مواد محرک می تواند به کاهش شدت سندروم انفجار سر کمک کند.
    • روش های مدیریت استرس: استفاده از روش های مدیریت استرس مانند یوگا، تمرین مدیتیشن و ماساژ می تواند به کاهش سطح استرس و افزایش آرامش در بدن کمک کند.
    • تغییرات در رژیم غذایی: مصرف موادی مانند شکلات، قهوه و سایر مواد محرک را محدود کنید. در عوض، مصرف موادی مانند موز، بادام، شوید و ماهی را افزایش دهید. این اقدامات می توانند به کاهش شدت سندروم انفجار سر کمک کنند.
    • درمان دارویی: در صورتی که سندروم انفجار سر بسیار شدید و مزاحمت آور باشد، روانپزشک می تواند دارویی مانند آنتی دپرسانت ها، آنتی اضطراب و یا داروهای ضد صرع را تجویز کند.
در کل، با اینکه اختلال شنیداری هیپناگوژیک به طور کلی بی خطر است و در بیشتر موارد به صورت خودبخودی بهبود می یابد، اما اگر شدت و تعداد بروز آن بسیار زیاد باشد و به طور مکرر رخ دهد، بهتر است با پزشک اعصاب و روان مشورت کنید و روش های درمانی مناسب را انتخاب کنید.

راه های تشخیص سندروم انفجار سر

تشخیص سندروم انفجار سر بیشتر بر اساس توصیف علائم و نشانه های بیمار توسط خود بیمار و توصیفات دقیق او از حوادث مشابه اتفاق می‌افتد. با این حال، در برخی موارد، روانپزشک ممکن است برای تایید تشخیص و بررسی علت احتمالی تعدادی از مطالعات تشخیصی را انجام دهد.روش های تشخیصی عبارتند از:
    • مصاحبه با بیمار: دکتر روانپزشک با بیمار مشاوره می کند و در مورد علائم و نشانه هایی که بیمار تجربه می کند، مصاحبه می کند. این مصاحبه شامل جزئیاتی مانند زمان وقوع حمله، شدت درد، علائم همراه و سایر موارد است.
    • بررسی پزشکی: پزشک باید برای بررسی علت احتمالی اختلال شنیداری هیپناگوژیک، از جمله مشکلات عصبی، بیماری های قلبی و عروقی، بیماری های شرایط پزشکی و داروهای مصرفی بیمار، بررسی پزشکی دقیقی را انجام دهد.
    • آزمایش های تشخیصی: در برخی موارد، پزشک ممکن است آزمایش های تشخیصی مانند آزمایش خون و تصویربرداری (مانند اسکن MRI) را برای بررسی علت احتمالی اختلال شنیداری هیپناگوژیک انجام دهد.
در کل، تشخیص سندروم انفجار سر بر اساس توصیف بیمار و مصاحبه با او توسط دکتر اعصاب و روان خوب در تهران صورت می گیرد. با این حال، در برخی موارد، پزشک ممکن است برای بررسی علت احتمالی سندروم انفجار سر، از آزمایش های تشخیصی مانند آزمایش خون و تصویربرداری استفاده کند.

راه های درمان سندروم انفجار سر

درمان سندروم انفجار سر معمولاً به صورت شایع و بدون نیاز به درمان خاصی بهبود می یابد، اما در صورتی که شدت و تعداد بروز آن بسیار زیاد باشد و به طور مکرر رخ دهد، ممکن است نیاز به درمان دارویی داشته باشد.روش های درمانی عبارتند از:
    1. داروهای ضد افسردگی: داروهای ضد افسردگی مانند سرترالین و فلوکستین ممکن است به کاهش شدت اختلال شنیداری هیپناگوژیک کمک کنند.
    1. داروهای ضد اضطراب: داروهای ضد اضطراب مانند آلپرازولام و کلونازپام ممکن است به کاهش شدت سندروم انفجار سر کمک کنند.
    1. درمان تنفسی: در صورتی که سندروم انفجار سر با تنفس نامنظم و ناکارآمد همراه باشد، درمان تنفسی مانند تمرینات تنفسی و ماساژ تنفسی می تواند به کاهش شدت سندروم انفجار سر کمک کند.
    1. مدیریت استرس: استفاده از روش های مدیریت استرس مانند یوگا، تمرین مدیتیشن و ماساژ می تواند به کاهش سطح استرس و افزایش آرامش در بدن کمک کند.
    1. تغییرات در رفتار روزانه: تغییر در رفتار روزانه مانند کاهش مصرف قهوه، الکل و مواد محرک می تواند به کاهش شدت سندروم انفجار سر کمک کند.
در کل، درمان اختلال شنیداری هیپناگوژیک به صورت شایع و بدون نیاز به درمان خاصی بهبود می یابد، اما در صورتی که شدت و تعداد بروز آن بسیار زیاد باشد و به طور مکرر رخ دهد، ممکن است نیاز به درمان دارویی داشته باشد. بهتر است در این موارد با پزشک خود مشورت کرده و روش های درمانی مناسب را انتخاب کنید.

نتیجه گیری

سندروم انفجار سر به عنوان یک حالت شایع و بی خطر در جمعیت دیده می شود. در بیشتر موارد، این حالت به صورت خودبخودی و بدون نیاز به درمان گذرا است. با این حال، در صورت بروز این حالت به طور مکرر و مزاحمت آور، بهتر است با پزشک اعصاب و روان مشورت کنید و روش های درمانی مناسب را انتخاب کنید. روش های درمانی شامل تمرینات تنفسی، تغییرات در رفتار روزانه، روش های مدیریت استرس، درمان دارویی و غیره می باشند. در هر صورت، برای بهبود سلامتی خود، بهتر است از مصرف مواد محرک مانند قهوه و الکل کاسته شود و سبک زندگی سالم و فعالی داشته باشید. برای نتیجه ی بهتر می توانید نوبت روانپزشک یا روانشناس خود را از سایت اینترنتی دکتر با من دریافت کنید.منابع