تصویر شاخص نویسنده: هر آنچه باید راجع به ناتوانی ذهنی بدانید

دکتر زارعی ، با شرکت در دوره های مختلف و بروزی همچون جراحی ستون فقرات، آندوسکوپی تومور و … دارای دانش بروزی بوده؛ و از این بابت در جراحی های ایشون میتوان جدیدترین متد ها و تکنیک های جراحی ۲۰۲۴ را مشاهده نمود تا بهترین نتیجه را از انجام انواع جراحی های مغز و اعصاب بدست آورید.

دسته بندی ها: مغز و اعصاب

۱ بهمن ۱۴۰۳ توسط مدیر سایت 0 دیدگاه

هر آنچه باید راجع به ناتوانی ذهنی بدانید

بالا رفتن سطح آگاهی در جامعه در خصوص بیماری های روانپزشکی هدف ماست. در نتیجه تیم تخصصی روانپزشکی دکتر با من همواره تلاش نموده تا بهترین روانپزشک های تهران و سایر شهرهای ایران را شناخته و با انواع بیماری های روانی نیز آشنا شوید. در این مطلب نیز در خصوص بیماری ناتوانی ذهنی نگارش نموده ایم که پیشنهاد می کنیم تا انتهای مطلب همراه ما باشید.

تاریخچه بیماری

ناتوانی ذهنی یکی از قدیمی‌ترین بیماری‌های شناخته شده در جوامع انسانی است و به عنوان یکی از اختلالات روانی-اجتماعی شناخته می‌شود. تاریخچه این بیماری به دوران باستان بازمی‌گردد و در تمدن‌هایی مانند تمدن‌های یونان باستان، رومی، ایران باستان و هندوستان باستان به عنوان یک بیماری شناخته شده بود.

در دوران قرون وسطی، به ناتوانی ذهنی توجه ویژه‌ای شده و به عنوان یک بیماری شناخته شده بود. در این دوره، مردم به طرق مختلفی به بیماران ناتوانی ذهنی روی می‌آوردند و اغلب این بیماران به عنوان یک نوع از شیاطین تلقی می‌شدند. در اوایل قرن ۱۸، جامعه پزشکی در اروپا شروع به بررسی بیماری‌های روانی کرد و ناتوانی ذهنی را به عنوان یکی از بیماری‌های روانی شناختند.

در قرن ۱۹، فیلیپ پینل، پزشکی فرانسوی، به کشف روش‌های جدید درمان کندذهنان پرداخت و بسیاری از بیماران را درمان کرد. پس از آن، مراکز درمانی و مراکز آموزشی برای ناتوانان ذهنی در سراسر جهان تاسیس شدند و روش‌های مختلفی برای درمان و پشتیبانی از این افراد توسعه یافت.

امروزه، برخی از محققان بر این باورند که بیماری کند ذهنی به عنوان یکی از اختلالات عصبی شناختی شناخته شده و می‌تواند به وسیله روش‌های مختلف درمانی مدیریت شود.

مفهوم بیماری ناتوانی ذهنی

ناتوانی ذهنی به عدم توانایی فرد در انجام وظایف مرتبط با فعالیت‌های ذهنی اشاره دارد. این مشکل ممکن است در حوزه‌های مختلفی مانند یادگیری، توجه، حافظه، پردازش اطلاعات و … بروز کند و معمولا با توجه به شدت آن، می‌تواند برای فرد دچار مشکلات جدی و بزرگی شود. برخی از علائم ناتوانی ذهنی شامل اِشکال در یادگیری و تفکر، کاهش حافظه، عدم تمرکز، ناتوانی در حل مسائل و … می‌باشند. معمولا این مشکل با تمرینات و روش‌های آموزشی مختلف قابل بهبود و کاهش است.

به عنوان مثال، برای بهبود یادگیری و تفکر، فرد می‌تواند از تمریناتی مانند حل مسائل منطقی، بازی‌های ذهنی، خواندن و نوشتن استفاده کند. همچنین، استفاده از روش‌هایی مانند تکرار و تمرین مکرر نیز بهبود بخشیدن به حافظه و یادگیری کمک می‌کند. برای افزایش تمرکز نیز می‌توان از روش‌های مختلفی مانند مدیتیشن، تمرین‌های تنفسی و یا روش‌های تمرینی دیگر استفاده کرد.

در موارد شدیدتر ناتوانی ذهنی، بهتر است با بهترین دکتر فوق تخصص مغز و اعصاب در سایت دکتر با من و یا روانپزشکان مشورت کرد تا راه‌های مناسب برای درمان این مشکل پیدا شود. همچنین، از اهمیت بالایی برای جلوگیری از بروز ناتوانی ذهنی در سالمندان، کودکان و افرادی با بیماری‌های ذهنی برخوردار است.

به همین دلیل، رعایت سبک زندگی سالم و انجام فعالیت‌های ذهنی مختلف به منظور تحریک و بهبود عملکرد مغز، بسیار مهم است.

علت بیماری ناتوانی ذهنی چیست؟

علت این بیماری معمولاً به عوامل مختلفی برمی‌گردد. برخی از این عوامل شامل مشکلات ژنتیکی، آسیب به مغز در دوران جنینی یا در دوران کودکی، عفونت‌های مغزی، مصرف مواد مخدر توسط مادر در دوران بارداری، نقص تغذیه، بیماری‌های مزمن و مشکلات پزشکی دیگر می‌باشد.

در برخی موارد، علت بیماری عقب ماندگی ذهنی مشخص نیست و احتمالاً به عوامل مختلفی مانند محیطی و ژنتیکی بازمی‌گردد. از آنجا که عقب ماندگی ذهنی یک بیماری چند عاملی است، شناسایی دقیق علل آن می‌تواند چالش برانگیز باشد.

بیماری ناتوانی ذهنی در افرادی که از آن رنج می‌برند، می‌تواند باعث محدودیت‌های جدی در زندگی روزمره شان شود. این بیماری می‌تواند تاثیر بسیاری بر روی روابط اجتماعی، تحصیلی، شغلی و روانی افراد داشته باشد. برخی از افراد ناتوان ذهنی ممکن است نیاز به کمک دائمی در تمامی زمینه‌های زندگی داشته باشند، در حالی که برخی دیگر می‌توانند به طور مستقل در برخی از فعالیت‌های روزمره شرکت کنند.

مدیریت و درمان این بیماری بسته به شدت و نوعِ آن متفاوت است. در برخی موارد، ترکیبی از درمان‌های دارویی و روش‌های غیر دارویی می‌تواند موثر باشد. همچنین، برخی از افراد نیاز به پشتیبانی در تمامی زمینه‌های زندگی خود دارند. این پشتیبانی‌ها ممکن است شامل خدمات آموزشی، کمک درمانی، پشتیبانی خانوادگی و توانبخشی باشد.

در کنار مدیریت و درمان بیماری ناتوانی ذهنی، توانمندسازی این افراد و افزایش اعتماد به نفس شان از اهداف اصلی درمان است. به کمک روش‌های مختلفی مانند آموزش مهارت‌های اجتماعی و تحصیلی، توانمندی این افراد بهبود یافته و آن‌ها را قادر به شرکت بیشتر در فعالیت‌های روزمره و اجتماعی خود می کند.

راه های پیشگیری از ناتوانی ذهنی چیست؟

اگر چه عوامل بسیاری می‌توانند به بروز این بیماری منجر شوند، اما برخی از این عوامل قابل پیشگیری هستند. به عنوان مثال:

  1. پیشگیری از عفونت‌های مغزی: بهداشت و بهداشت عمومی، واکسیناسیون، ایمنی مسلمانه، ایجاد فضاهای بهداشتی مناسب و استفاده از مواد ضدعفونی کننده می‌توانند به پیشگیری از بروز عفونت‌های مغزی که از جمله عوامل بروز بیماری ناتوانی ذهنی هستند، کمک کنند.
  2. ارائه مشاوره به زنان باردار: مصرف مواد مخدر و الکل توسط زنان باردار می‌تواند منجر به بروز بیماری کند ذهنی در فرزندان شان شود. بنابراین، ارائه مشاوره به زنان باردار در خصوص مصرف این موارد دقت کنند.

انواع مدل های مختلف ناتوانی ذهنی

ناتوانی ذهنی شامل چندین نوع می‌شود که در ادامه به آن‌ها اشاره خواهیم کرد:

  1. اختلال نارسایی توجه / بیش فعالی: افرادی که در این گروه قرار می‌گیرند، دچار مشکلاتی مانند ناتوانی در تمرکز، فراموشی، بی‌انضباطی و بی‌حوصلگی هستند.
  2. اختلال یادگیری: این نوع ناتوانی ذهنی شامل مشکلات در فرایند یادگیری است. برخی از این مشکلات شامل ناتوانی در خواندن، نوشتن، حساب کردن، درک مطلب و یادداشت‌برداری است.
  3. اختلال اضطراب اجتماعی: افرادی که دچار این نوع اختلال هستند، مشکلاتی مانند ترس و نگرانی در مواجهه با اجتماع، عدم رضایت از خود و احساس شرم و ترس از نقد دیگران را تجربه می‌کنند.
  4. اختلال افسردگی: افرادی که در این گروه قرار می‌گیرند، احساس ناراحتی، افسردگی، ناامیدی و نارضایتی زیادی دارند.
  5. اختلال اضطراب عمومی: افرادی که در این گروه قرار می‌گیرند، در مواجهه با موقعیت‌های مختلف اضطراب زیادی تجربه می‌کنند و این اضطراب باعث تغییر در رفتار و عملکرد آن‌ها می‌شود.
  6. اختلال دوقطبی: افرادی که در گروه اختلال دوقطبی قرار می‌گیرند، تغییرات شدید در حالت خلقی و افکارشان تجربه می‌کنند که به دو صورت افسردگی شدید یا هیجان زیاد و پرشوری رخ می‌دهد.
  7. اختلال اسکیزوفرنی: این نوع ناتوانی ذهنی شامل مشکلاتی مانند از دست دادن ارتباط با واقعیت، تصورات غلط و عجیب و غریب، تفکر پریودیک، شنیدن صداها و دیدن تصاویر واقعیت‌پردازانه است.
  8. اختلالات خوردن: اختلال خوردن شامل مشکلاتی مانند بی‌اشتهایی، اضطراب در مورد وزن و شکل بدن، خوردن بیش از حد و ترکیبات غذایی غلط است.
  9. اختلالات خواب: افرادی که در این گروه قرار می‌گیرند، مشکلاتی مانند بی‌خوابی، خواب آلودگی، بیداری شبانه، خواب‌آوری نهایتا و خواب بیش از حد دارند.
  10. اختلالات اعتیاد: این نوع ناتوانی ذهنی شامل اعتیاد به مواد مخدر، الکل، دخانیات، بازی‌های رایانه‌ای و اینترنت است.
  11. اختلالات رفتاری: این نوع ناتوانی ذهنی شامل مشکلاتی مانند بی‌احترامی به دیگران، تعارض با قوانین و مقررات، تعارض با دیگران، خشونت و خصومت است.

این فهرست نیز کامل نیست و نوعی دیگر از ناتوانی ذهنی نیز وجود دارد. همچنین برخی از افراد ممکن است دارای چند نوع ناتوانی ذهنی باشند. برای تشخیص و درمان هر نوع ناتوانی ذهنی، نیاز به مشاوره و درمان از جانب متخصصین دارید.

مراحل بیماری ناتوانی ذهنی

ناتوانی ذهنی یک بیماری پیچیده است که ممکن است در طول زمان تغییر کند. این بیماری به طور معمول در دوران کودکی تشخیص داده می‌شود ولی ممکن است به دلیل عوامل مختلف، مانند صدمه مغزی، بیماری‌های ژنتیکی و… در هر سنی رخ دهد. در ادامه مراحل بیماری ناتوانی ذهنی شرح داده شده است:

  1. در این مرحله، علائم ناتوانی ذهنی تشخیص داده می‌شوند. ممکن است مشاهده شود که کودک در حرکاتش عقب مانده است، برای صحبت کردن کلمات را به هم می‌ریزد یا به خودش آسیب می‌رساند.
  2. مرحله تشخیص: در این مرحله، با انجام آزمون‌ها و ملاحظات بالینی، بیماری ناتوانی ذهنی تشخیص داده می‌شود. در این مرحله، نوع و شدت ناتوانی ذهنی مشخص می‌شود.
  3. مرحله تداوم: در این مرحله، نیاز به درمان و مراقبت‌های خاصی برای فرد مبتلا به ناتوانی ذهنی وجود دارد. این درمان‌ها شامل ترکیبی از مشاوره و درمان دارویی شوید.

علائم ناتوانی ذهنی

علائم این بیماری ممکن است شامل موارد زیر باشد:

  • مشکل در تمرکز و توجه
  • کاهش قدرت حافظه و عملکرد شناختی
  • افزایش خستگی و کاهش انگیزه
  • عدم توانایی در حل مسائل و انجام کارهای روزمره
  • افسردگی، اضطراب و تنش روانی
  • عدم توانایی در برقراری روابط اجتماعی و احساس انزوا
  • مشکل در ارتباط و ارائه ایده ها به دیگران
  • کاهش عملکرد در محیط کار و تحصیلی

لازم به ذکر است که این علائم می توانند ناشی از عوامل مختلفی مانند استرس، فشار روانی، نداشتن تعادل در زندگی، بیماری های روانی و … باشند. برای بهبود این وضعیت ، نیاز به تحلیل دقیق و شناخت علت آن داریم و در این راستا می توان از مشاوره روانشناسی استفاده کرد.

آمار جهانی بیماری ناتوانی ذهنی

متاسفانه در مورد این بیماری آمار دقیقی در جهان در دسترس نیست. با این حال، بر اساس تخمین های سازمان بهداشت جهانی، حدود ۱۰ درصد از جمعیت جهان با مشکلات روانی و کندذهنی مواجه هستند.

البته باید توجه داشت که این تخمین ها بر اساس اعلام خود افراد و گزارش کشورها محاسبه شده است و برخی موارد ممکن است به دلیل عدم گزارش و عدم تشخیص بیماری به درستی، این تخمینات دقیق نباشند. همچنین میزان ناتوانی ذهنی در کشورها و مناطق مختلف، بستگی به عوامل مختلفی دارد.

تشخیص بیماری ناتوانی ذهنی به چه صورت است؟

تشخیص این بیماری معمولاً توسط یک تیم از متخصصین بهداشت روانی و پزشکان تعیین می‌شود. این تیم برای تشخیص بیماری از روش‌های مختلفی استفاده می‌کند، از جمله:

  1. مصاحبه با بیمار: پزشک با بیمار صحبت کرده و از او سوالاتی در مورد تاریخچه بیماری، علائم، علل و دلایل آن می‌پرسد.
  2. ارزیابی روانشناختی: برای تشخیص بیماری، برخی از آزمون‌های روانشناختی مانند آزمون IQ، آزمون خلاقیت و آزمون مهارت‌های اجتماعی انجام می‌شود.
  3. آزمایش‌های پزشکی: پزشک نیاز به انجام برخی آزمایش‌های پزشکی دارد تا مشخص شود که آیا بیمار دچار بیماری مرتبط با ناتوانی ذهنی است یا خیر. به عنوان مثال، آزمایش‌های تصویربرداری مغز، آزمایش‌های خون و آزمایش‌های اندوکرین ممکن است انجام شود.
  4. ارزیابی توسط متخصصین: بعضی از تخصص‌های پزشکی مانند روان‌شناس، مشاور اجتماعی و متخصص تربیت و توانبخشی بیمار، نیز برای ارزیابی و تشخیص کندذهنی در بیمار مشاوره می‌دهند.

در کل، تشخیص ناتوانی ذهنی معمولاً با ترکیبی از مصاحبه‌های بالینی، آزمون‌های روانشناختی و آزمایش‌های پزشکی تعیین می‌شود.

راه های درمان اختلال یادگیری

ناتوانی ذهنی یا اختلال یادگیری، مشکلی است که برخی افراد با آن مواجه هستند و می‌تواند تحصیلات، کار و روابط شخصی را تحت تاثیر قرار دهد. برای درمان اختلال یادگیری، راهکارهای زیادی وجود دارد که در ادامه به برخی از آن‌ها اشاره می‌کنیم:

  1. ارائه پشتیبانی آموزشی: برخی از افراد با اختلال یادگیری به دلیل عدم درک صحیح مطالب، می‌توانند در تحصیلات خود مشکل داشته باشند. در این صورت، ارائه پشتیبانی آموزشی می‌تواند به آن‌ها کمک کند. مثلا می توانید با استفاده از کلاس‌های خصوصی، آموزشگاه‌های تقویتی و یا استفاده از نرم افزارهای آموزشی، به افراد با اختلال یادگیری کمک کنید تا مواردی که برایشان سخت است را به طور صحیح درک کنند.
  2. مشاوره روانشناختی: مشاوره روانشناختی به شخص با ناتوانی ذهنی کمک می کند تا مشکلاتش را شناسایی و درمان کند. مشاوره روانشناختی می‌تواند به شخص با کندذهنی کمک کند تا بهترین روش‌های مدیریت مشکلات خود را انتخاب کند.
  3. مصرف داروها: برخی داروها می‌توانند به شخص با ناتوانی ذهنی کمک کنند تا مشکلاتش را کاهش دهد. این داروها ممکن است شامل داروهای روان‌شناسی مانند مهارکننده‌های ADHD یا داروهای ضد افسردگی باشند.
  4. تغییر در سبک و روش زندگی: برخی از تغییرات در روش زندگی می‌تواند به شخص با ناتوانی ذهنی کمک کند تا بهتر با مشکلاتش مقابله کند. برای مثال، تغییراتی مانند بهبود تغذیه، ورزش، خواب به موقع، کنترل استرس و افزایش تمرکز می‌تواند به شخص با ناتوانی ذهنی کمک کند.
  5. پشتیبانی اجتماعی: حمایت از شخص با ناتوانی ذهنی توسط خانواده، دوستان و مربیان می‌تواند اثربخش باشد. این پشتیبانی می‌تواند شامل تشویق و ارائه امکاناتی مانند کلاس‌های خصوصی، نرم‌افزارهای آموزشی و غیره باشد.
  6. استفاده از تکنولوژی: برخی از برنامه‌های کامپیوتری و نرم‌افزارهای موجود می‌توانند به شخص با ناتوانی ذهنی کمک کنند تا مشکلاتش را حل کند. به عنوان مثال، نرم‌افزارهایی مانند Dragon Dictate می‌توانند به شخص با ناتوانی ذهنی کمک کنند تا صحبت خود را به متن تبدیل کنند و به همین دلیل، کمک می‌کنند تا روی مسائل آکادمیک بهتر برایشان تمرکز کنند.

در کل، درمان این اختلال می‌تواند با استفاده از روش‌های مختلف صورت گیرد و می‌تواند به شخص کمک کند تا بهترین عملکرد را در تحصیلات، شغل و روابط شخصی خود داشته باشد.

نتیجه گیری

ما در این مقاله در خصوص بیماری ناتوانی ذهنی صحبت نموده ایم که صرفا به جهت آگاهی شما بیماران عزیز است. در واقع هدف این است که بتوانید بهترین دکتر روانپزشک در تهران و سایر شهرهای ایران را پیدا کنید و معالجه خود را هر چه سریعتر آغاز و روند بهبودی را شروع نمایید.

علاوه بر این لازم به ذکر است که بدانید به دلیل وجود سایت دکتر با من ما این کار را برای شما آسان تر کرده ایم و می توانید با مراجعه به سایت و جستجوی نام پزشک مدنظر خود و یا تخصص مربوطه، پزشک را پیدا نموده و نوبت آنلاین را رزرو نمایید. با آرزوی بهبودی و سلامتی شما بیمار عزیز دکتر با من

منابع

۱ بهمن ۱۴۰۳ توسط مدیر سایت 0 دیدگاه

مفهوم بیماری اختلال هماهنگی رشدی یا حرکتی

تیم تخصصی روانپزشکی دکتر با من در زمینه ی پزشکی و سلامت و درمان فعالیت دارد که علاوه بر اینکه شما را با انواع بیماری های این حوزه آشنا می سازد امکان نوبت دهی آنلاین را نیز فراهم کرده است. ما در این مطلب در خصوص بیماری اختلال هماهنگی رشدی صحبت کرده ایم که پیشنهاد می کنیم تا انتها همراه ما باشید.

تاریخچه اختلال هماهنگی رشدی یا DCD

اختلال هماهنگی رشدی (یا همان سندرم هماهنگی رشدی) یک بیماری ژنتیکی است که در آن رشد بدن ناهماهنگ است و معمولاً با کوتاه قامتی همراه است. این بیماری برای اولین بار توسط دکتر هنری ترنر در سال ۱۹۳۸ شناسایی شد.

در آن زمان، دکتر ترنر به دنبال درمان بیمارانی بود که کوتاه قامت بودند ولی هیچ بیماری قابل شناسایی دیگری نداشتند. او متوجه شد که این بیماران دارای یک کروموزوم اضافی هستند، که امروزه به آن به عنوان “کروموزوم ترنر” معروف است.

در سال ۱۹۵۹، پژوهشگران دیگر نیز به شناسایی این بیماری پرداختند و آن را به عنوان یک بیماری ژنتیکی بررسی کردند. با گذشت زمان، تحقیقات بیشتری انجام شد و از مکانیزم عملکرد کروموزوم ترنر و روند رشد بیماران با این بیماری بهتر آگاه شد.

اکنون، درمان‌هایی برای کمک به بهبود رشد بیماران با اختلال حرکتی وجود دارد، که شامل هورمون درمانی است و در بسیاری از موارد بهبود قابل توجهی در رشد بیماران ایجاد می‌کند.

مفهوم بیماری اختلال هماهنگی رشدی

اختلال هماهنگی رشدی (Growth Hormone Deficiency) یا همان نقص هورمون رشد، بیماری‌ای است که در آن بدن فرد نمی‌تواند مقدار کافی هورمون رشد را تولید کند. هورمون رشد، هورمونی است که توسط غده هیپوفیز در مغز ترشح می‌شود و نقش مهمی در رشد و تکامل بدن در دوران کودکی و نوجوانی دارد.

علائم این بیماری شامل رشد نامناسب، کوتاهی قد، تاخیر در رشد دندان‌ها، ضعف عضلانی، خستگی و ناتوانی در تمرکز هستند. این بیماری ممکن است از طریق تست‌های خونی و عکسبرداری مغز تشخیص داده شود و با تزریق هورمون رشد به بیمار درمان می‌شود.

علت اختلال هماهنگی رشدی

علت بیماری اختلال حرکتی یا DCD ممکن است به دلیل عوامل مختلفی مانند اختلالات ژنتیکی، عفونت‌ها، نقص تغذیه، اختلالات هورمونی، استفاده از داروهای خاص، بیماری‌های مزمن، تروماها و سایر عوامل مرتبط با سلامتی باشد. در بسیاری از موارد، علت دقیق این بیماری مشخص نیست و برای تشخیص آن باید به متخصصین مغز و اعصاب مراجعه کرد.

علائم اختلال رشدی

اختلال هماهنگی رشدی یک حالت نادر و جدی است که ممکن است تأثیر گسترده‌ای بر رشد کودک داشته باشد.

برخی از علائم مشترک این اختلال عبارتند از:

  1. تاخیر در شروع یادگیری حرکات بنیادی مانند تکان دادن سر، نشستن، خزیدن و راه رفتن.
  2. عدم توانایی در کنترل حرکات بدن و عضلات، به عنوان مثال ناتوانی در راندن یا کشیدن چیزها.
  3. کندی در پیشرفت حرکتی و توسعه مهارت‌های اجتماعی و ارتباطی.
  4. عدم توانایی در هماهنگی دید و حرکت، به عنوان مثال ناتوانی در انجام بازی‌های تعاملی و ورزشی.
  5. مشکلات در تعامل با همسالان و عدم توانایی در ارتباط با دیگران.
  6. مشکلات در یادگیری زبان و درک مفاهیم انتزاعی مانند شمارش و زمان.

اگر به هر دلیلی مشکوک به وجود این اختلال در کودک خود هستید، بهتر است به روانپزشک یا متخصص روان‌شناسی مراجعه کنید.

چه افرادی دچار اختلال هماهنگی رشدی هستند؟

افرادی که به دلیل مشکلات جسمی، عصبی یا روانی، نمی‌توانند به طور طبیعی در رشد فیزیکی و شناختی خود پیشرفت کنند، دچار اختلال حرکتی هستند. این افراد ممکن است به دلیل مشکلات ژنتیکی، نقص مغزی، کم‌خونی، کم‌توانی جسمانی، اختلالات روانی، ناتوانی شناختی و… در معرض خطر بالایی از اختلالات رشدی باشند.

چگونه از اختلال هماهنگی رشدی جلوگیری کنیم؟

اختلال هماهنگی رشدی معمولا به دلیل مشکلات مرتبط با تغذیه و سلامتی بدنی به وجود می‌آید.

برای جلوگیری از این اختلال، می‌توانید از راه‌های زیر استفاده کنید:

  1. تغذیه سالم: مصرف غذاهایی که حاوی مواد مغذی اصلی مانند پروتئین، ویتامین و مواد معدنی هستند، به رشد و سلامتی بدن کمک می‌کند.
  2. ورزش منظم: ورزش منظم و فعالیت‌های بدنی می‌تواند به رشد و تقویت عضلات و استقامت بدن کمک کند.
  3. مراقبت از سلامت روانی: استرس و نگرانی می‌تواند به رشد بدن و سلامت روانی آسیب برساند. بنابراین، نیاز است تا برای حفظ سلامت روانی خود از روش‌هایی مانند مدیتیشن و یوگا استفاده کنید.
  4. بررسی وضعیت سلامتی: برای جلوگیری از اختلالات رشدی، نیاز است که وضعیت سلامتی خود را به صورت دوره‌ای بررسی کنید و در صورت وجود هرگونه مشکل سلامتی، به دکتر مراجعه کنید.
  5. رعایت بهداشت شخصی: رعایت بهداشت شخصی مانند شستشوی دست‌ها و محیط زیست سالم،می‌تواند به جلوگیری از ابتلا به بیماری‌های عفونی و سایر مشکلات سلامتی کمک کند.

معرفی انواع اختلال هماهنگی رشدی

این بیماری به مجموعه‌ای از اختلالات ارتباطی و رفتاری گفته می‌شود که برای اولین بار در سنین کودکی ظاهر می‌شوند و با علائمی همچون مشکل در ارتباط با دیگران، کنش‌های مکرر و تکراری، عدم توانایی در تعامل اجتماعی و مشکلات در حوزه‌های تحصیلی و شغلی همراه است.

انواع اختلال هماهنگی رشدی عبارتند از:

  1. اختلال هماهنگی رشدی یادگیری: در این نوع اختلال، کودکان دچار مشکلات در یادگیری اطلاعات اولیه هستند و علائم آن شامل مشکل در مطالعه و نوشتن، ناتوانی در حل مسائل ریاضی و ناتوانی در توجه به درس‌های درسی است.
  2. اختلال هماهنگی رشدی حرکتی: در این نوع اختلال، کودکان دچار مشکلات در کنترل حرکتی بدن خود هستند و علائم آن شامل مشکل در تعادل، کنترل حرکات دست‌ها و پاها، ناتوانی در ورزش و بازی و مشکل در ترکیب حرکات پیچیده است.
  3. اختلال هماهنگی رشدی نارسایی توجه/بیش فعالی: در این نوع اختلال، کودکان دچار مشکلات در نارسایی توجه و یا بیش فعالی هستند و علائم آن شامل عدم توجه به جزئیات، بیش فعالی غیرمعمول، عدم تمرکز در کارها و فراموشی است.
  4. اختلال هماهنگی رشدی مختلط: در این نوع اختلال، کودکان دارای علائمی از ترکیبی از اختلالات هماهنگی رشدی مذکور هستند.

اختلال هماهنگی رشدی ژنتیک چیست؟

اختلال هماهنگی رشدی ژنتیک به عنوان یکی از انواع بیماری DCD، مربوط به مشکلات در عملکرد سیستم عصبی مرکزی است که به واسطه عوامل ژنتیکی ایجاد می‌شود. این نوع اختلال با تاثیر بر چندین ناحیه از مغز، بر توجه، کنترل حرکتی، و تنظیم هیجانات و رفتار کودک تاثیر می‌گذارد.

مطالعات نشان می‌دهند که اختلال هماهنگی رشدی ژنتیک به طور معمول به واسطه ژنتیک وراثتی به کودکان منتقل می‌شود و به عنوان یک اختلال مزمن، می‌تواند بر توانایی های تحصیلی، اجتماعی و شغلی کودک تاثیر بگذارد. این اختلال ممکن است با مشکلات رفتاری مانند عدم توانایی در کنترل خشم، ناتوانی در تعامل با دیگران، مشکلات در مواجهه با استرس، و مشکلات در حوزه های تحصیلی و شغلی، همراه باشد.

به طور کلی، برای درمان اختلال هماهنگی رشدی ژنتیک، از روش‌های مختلفی مانند درمان دارویی، مشاوره رفتاری، و مداخلات آموزشی استفاده می‌شود. همچنین، اهمیت دارد که خانواده و محیط زندگی کودک نیز در فرآیند درمان و مدیریت این اختلال نقش مهمی را ایفا کنند.

تشخیص اختلال هماهنگی رشدی چگونه است؟

تشخیص این بیماری، به عنوان یکی از مشکلات شایع در کودکان و نوجوانان، بر اساس علائم و نشانه‌هایی که در کودک مشاهده می‌شود، انجام می‌شود. برای تشخیص این اختلال، باید از روش‌های مختلفی مانند مصاحبه با والدین، آزمون‌های عصب‌روان‌شناختی، و ارزیابی‌های پزشکی استفاده کرد.

معمولاً در ابتدا، پزشک یا متخصص روان‌شناس با والدین و معلمان کودک مصاحبه می‌کنند تا درباره علائم، نشانه‌ها و رفتار کودک در خانه و مدرسه بیشتر بدانند. سپس، آزمون‌های عصب‌روان‌شناختی مانند آزمون توجه و هماهنگی (CPT)، آزمون پرسشنامه رفتاری (CBCL)، و آزمون‌های دیگر، برای ارزیابی دقیق‌تر عملکرد کودک در حوزه های توجه و هماهنگی، استفاده می‌شود. همچنین، بررسی های پزشکی شامل انجام آزمایش‌های بالینی، بررسی ساختار مغز با استفاده از تصویربرداری مغز (MRI)، و دیگر تست‌ها نیز ممکن است در ارزیابی این اختلال مورد استفاده قرار گیرند.

در نهایت، با ترکیب اطلاعاتی که از مصاحبه، آزمون‌های عصب‌روان‌شناختی، و بررسی های پزشکی بدست می‌آید، روانپزشک یا متخصص روان‌شناس تصمیم می‌گیرند که آیا کودک مبتلا به اختلال هماهنگی رشدی است یا خیر.

درمان بیماری DCD چیست؟

درمان این بیماری به دو صورت دارویی و روان‌شناختی انجام می‌شود:

  • درمان دارویی: برخی از داروهای مانند استیمولانت‌ها (مانند متیل‌فنیدات) و فراست‌ها (مانند گوانفاسین) برای کنترل علائم اختلال هماهنگی رشدی استفاده می‌شوند. این داروها با افزایش سطح نوروترانسمیتر دوپامین در مغز، عملکرد شناختی و توجه کودک را بهبود می‌بخشند. هرچند که این داروها به عنوان درمان اولیه در نظر گرفته نمی‌شوند و در صورت نیاز پس از ارزیابی توسط پزشک تجویز می‌شوند. همچنین، برخی داروها نیز برای کنترل علائم همراه مانند اضطراب و افسردگی ممکن است تجویز شوند.
  • درمان روان‌شناختی: درمان‌های روان‌شناختی مانند رفتار درمانی، مداخله شناختی-رفتاری، و مداخله خانواده می‌تواند به کنترل علائم اختلال هماهنگی رشدی کمک کند. روش‌های روان‌شناختی به کودکان کمک می‌کنند تا با افزایش آگاهی و مهارت‌های ارتباطی، خود کنترل، و مدیریت خشم و اضطراب، بهبودی در کنترل علائم خود را تجربه کنند. همچنین، روش‌های روان‌شناختی می‌توانند به بیمار کمک کند پس بهتر است حتما به دکتر روانپزشک در سایت دکتر بامن مراجعه کنید.

نتیجه گیری

در این مقاله راجع به بیماری اختلال هماهنگی رشدی و نحوه درمان و هر آنچه که نیاز بود تا شما در خصوص آن بدانید نگارش شده است. هدف این است که بتوانید با بیماری خود به خوبی مقابله کرده و آن را علاوه بر شناخت درمان کنید. برای این کار بهتر است به سایت دکتر با من مراجعه و تخصص یا روانپزشک مورد نظر خود را جستجو کرده و سپس با توجه به پروفایل های بارگذاری شده و ساعات حضور پزشک از وی نوبت اینترنتی اخذ کنید.

منایع

۲۹ دی ۱۴۰۳ توسط مدیر سایت 0 دیدگاه

گلیوما در ساقه مغز دوران کودکی

گلیوم‌ های ساقه مغز به عنوان یکی از علل اصلی مرگ و میر کودکان مبتلا به تومور‌ های مغزی به حساب می آیند و به طور میانگین 10 تا 20 درصد از کل تومور‌ های سیستم عصبی مرکزی در دوران کودکی را تشکیل میدهند. معمولا رنج سنی کودکانی که به این بیماری مبتلا می‌ شوند بین 5 تا 10 سال است و علائم آن می تواند در هر کودک با کودک دیگر متفاوت باشد. مقاله زیر برای داشتن آگاهی نسبی نسبت به گلیوما ساقه مغزی کودکان نوشته شده است؛ لیکن لطفا در صورت مشاهده علائم و داشتن ریسک فاکتور‌ ها حتما آن را با پزشک متخصص مغز و اعصاب کودکان خود مطرح کنید.

تاریخچه

تاریخچه کشف گلیوم ساقه مغز به قرن بیستم باز میگردد. در سال 1926، یک جراح مغز مشهور به اسم هاروی کوشینگ اولین مورد گلیومای کودکان در ساقه مغز را توصیف کرد. او در گفته‌ های خود به محل قرار‌ گیری منحصر به فرد تومور و چالش‌ هایی که جراحی این نوع تومور‌ های مغزی با آنها مواجه بودند اشاره کرد. مشاهدات کوشینگ نقطه آغاز تحقیقات روی این بیماری سخت و پیچیده در کودکان بود.چند دهه بعد با کشف روش های تصویر برداری از بدن و به خصوص مغز تشخیص و شناسایی انواع گلیوم‌ های ساقه مغزی وارد مرحله جدیدی شد.در دهه‌ های هفتاد و هشتاد میلادی، محققان طبقه‌ بندی گلیوم‌ های ساقه مغز را شروع کردند. این سیستم طبقه‌ بندی که بر‌اساس بافت‌ شناسی تومور‌ها استوار بود، درک بهتر ماهیت این تومور ها و هدایت تصمیمات درمانی را آسان تر کرد.

گلیوم ساقه مغز در کودکان چیست؟

گلیوما ساقه مغز کودکان توموری است که در بافت ساقه مغز ایجاد می‌ شود. گیلوم‌ ها از جنس سلول‌ های گلیال هستند. سلول‌ های گلیال به سلول‌ های غیر‌ نورونی دستگاه عصبی مرکزی که وظیفه حفاظت، عایق بندی و همینطور تغذیه رسانی به نورون‌ ها را بر عهده دارند، می گویند. نحوه درمان و میزان درمان‌ پذیر بودن این بیماری به محل قرار‌ گیری آن در ساقه مغز و نحوه و سرعت رشد آن و نوع گلیوما بستگی دارد.ساقه مغز از سه بخش مغز میانی، پل مغز و پیاز مغز تشکیل شده است. گلیوم ساقه مغز می‌ تواند در هر سه ناحیه نام برده شده از ساقه مغز تشکیل شود، اما بیشتر از 80 درصد از آن در پل مغز ایجاد می‌ شود.برداشتن تومور بدون آسیب دیدن ساقه مغز به طور کلی غیر ممکن است، زیرا گلیوما‌ های ساقه مغز معمولا در میان سلول‌ های طبیعی ساقه مغز رشد کرده و انتشار می‌ یابند که به آن‌ ها گلیومای منتشره ساقه مغز نیز می گویند. این نوع از تومور‌ ها تهاجمی بوده و درصد پایینی از درمان پذیری را نشان می دهند. گلیومای منتشره ساقه مغز به طور معمول داخل پل مغز ایجاد می‌ شود، اما احتمال ایجاد آن در پیاز مغز هم وجود دارد.برخی‌ از گلیوم‌ های ساقه مغز به صورت کانونی رشد می‌ کنند و فقط در یک ناحیه از ساقه مغز انتشار پیدا می کنند که به آنها گلیوم‌ های ساقه مغز ذاتی کانونی می‌ گویند. این گیلوما ها معمولا در مغز میانی ایجاد می شوند. این نوع از گلیوما‌ ها کمتر تهاجمی‌ اند و درصد خطر پایین‌ تری دارند؛ اغلب به جراحی، شیمی درمانی و پرتودرمانی پاسخ می دهند.

علامت و نشانه های گلیوما در کودکان کدام است؟

سردرد های صبحگاهی از علائم گلیوما ساقه مغز در کودکان
ساقه مغز در پایین‌ ترین بخش مغز و دقیقا پشت گردن قرار دارد. ساقه مغز توسط رشته‌ های عصبی که از مغز به نخاع وصل می‌ شود ادراکات حسی بدن، حرکت و هماهنگی را کنترل می‌ کند و همینطور مسئولیت عملکرد قلبی و تنفسی بدن را بر عهده دارد. گلیوما که بر اثر رشد غیر طبیعی سلول‌ های گلیال بوجود آمده است باعث برهم زدن کارکرد طبیعی ساقه مغز شده و علائم را ایجاد می‌ کند. تومور‌ های واقع در ساقه مغز حتی می توانند در نهایت منجر به هیدروسفالی و افزایش فشار در داخل جمجمه شوند و علائمی مانند سردرد، استفراغ، عدم داشتن تعادل حرکتی و حتی کاهش سطح هوشیاری کودک شوند.گلیوما ساقه مغز در هر کودک می‌تواند علامت و نشانه های مختلفی داشته باشد که با توجه به اندازه تومور، میزان گسترش آن، سرعت رشد، سن و مرحله رشد می‌تواند متفاوت باشد. به طور کلی گلیومای ساقه مغز می‌تواند دارای علامت و نشانه‌های زیر باشد:
    • مشکل در حرکت دادن چشم و به طور کلی مشکلات بینایی.
    • سردرد های صبحگاهی به خصوص سردرد هایی که پس از استفراغ از بین می روند.
    • تهوع و استفراغ
    • اختلال در بلع
    • خواب آلودگی ابنرمال
    • فلج شدن یا بی حسی در یک طرف صورت یا بدن
    • از دست دادن تعادل و به طور کلی مشکلات حرکتی
    • انرژی کم و یا زیاد از حد معمول
    • تغییرات رفتاری
    • مشکلات یادگیری

نحوه تشخیص گلیوما در کودک چگونه است؟

گلیوم ساقه مغز با درجه پایین
در صورت مشاهده علائم بالا در کودک حتما به پزشک متخصص مغز و اعصاب کودکان مراجعه کنید. پزشک نورولوژیست، کودک را تحت معاینه فیزیکی قرار داده و تاریخچه پزشکی کودک را بررسی خواهد کرد. سپس در صورت احتمال وجود داشتن گلیوما در ساقه مغز عملکرد مغز، نخاع و اعصاب را مورد برسی قرار می‌ دهد و در صورت مشاهده مشکل برای اطمینان از وجود آن و تشخیص نوع گلیوما اسکن MRI انجام خواهد شد. اگر نتیجه اسکن MRI گلیوم ذاتی کانونی ساقه مغز را نشان دهد تومور تحت بیهوشی بافت برداری خواهد شد و اگر گلیوم های مشاهده شده در MRI از نوع گلیوم منتشره ساقه مغز باشد، درمان از راه های دیگری انجام می‌ پذیرد.

چگونه میتوان از ابتلا به گلیوما ساقه مغز در کودکان جلوگیری کرد؟

در حال حاضر هیچ روش پیشگیری شناخته شده‌ ای برای گلیوما ساقه مغز در کودکان وجود ندارد اما رعایت چند نکته می تواند به طور کلی از خطر ابتلا به سرطان که گلیوما هم نوعی از آن است، کمک کند:
    • اجتناب از قرار گرفتن در برابر پرتو های مختلف
    • رژیم غذایی سالم
    • قرار نگرفتن در معرض سموم محیطی
    • محافظت از پوست در برابر نور خورشید
    • واکسیناسیون (HPV)

درمان گلیوما ساقه مغز در کودکان از چه روش هایی ممکن است؟

برای درمان این نوع از تومور‌ ها با توجه به نوع و شدت سرایت تومور گزینه‌ های درمانی مختلفی وجود دارد. انتخاب از میان گزینه‌ های درمانی به عوامل مختلفی از جمله نوع و مرحله پیشرفت تومور، عوارض جانبی احتمالی، ترجیح خانواده ها و سلامت کودک بستگی دارد. از اصلی ترین روش های درمانی گلیوما پس از بررسی توسط متخصص مغز و اعصاب می توان به جراحی، پرتو درمانی و شیمی درمانی اشاره کرد. البته باید توجه داشت که گاهی هر سه این درمان ها با هم نیز می‌ توانند استفاده شوند.لطفا برای گرفتن تصمیم مشترک با ‌پزشک نورولوژیست خود‌، اطلاعات خود را در مورد روش‌ های درمانی پیشنهادی بالا ببرید و در نحوه انتخاب بهترین روش درمان با دکتر مغز و اعصاب همکاری فعال داشته باشید. در ادامه ما به برسی چند نوع از روش های درمانی اصلی می‌ پردازیم.

پرتو درمانی کودکان مبتلا به گلیوما ساقه مغز

رایج‌ ترین روش درمانی برای کودکان مبتلا به گلیوم ساقه مغز، پرتو درمانی است. در پرتو درمانی با استفاده از اشعه ایکس تلاش می‌ شود تا سلول‌های سرطانی از بین رود. پزشکی که در این کار تخصص دارد رادیوتراپ آنکولوژیست نامیده می‌ شود.پرتو درمانی انواع مختلفی دارد اما رایج‌ ترین آن پرتو درمانی خارجی یا تله‌ تراپی است. در این نوع پرتو درمانی پرتو از خارج به داخل بدن تابانده می‌ شود. یک برنامه پرتو درمانی شامل تعدادی از جلسات درمانی است که در یه دوره زمانی مشخص انجام می‌ شود.نوع دیگری از پرتو درمانی، پرتو درمانی پروتون است که در آن به جای استفاده از اشعه ایکس از پروتون استفاده می‌ شود. انرژی بالای پروتون‌ ها موجب از بین رفتن سلول های سرطانی می‌ شود.عوارض جانبی این نوع درمان شامل خستگی، واکنش های خفیف پوستی و ناراحتی معده و روده خواهد بود. اکثر عوارض بعد از پایان دوره درمان از بین خواهد رفت. باید توجه داشت که این روش درمانی گاهی ممکن است توسط پزشک متخصص سرطان شناسی پیشنهاد نشود؛ زیرا پرتودرمانی گاهی می تواند باعث ایجاد مشکلاتی در رشد و تکامل مغز کودک شود. در این شرایط ممکن است شیمی درمانی انتخاب بهتری باشد.

 شیمی‌ درمانی کودکان مبتلا به گلیوما ساقه مغز

در این روش از دارو‌ های قوی برای از بین بردن سلول‌ های تومور استفاده می‌ کنند. این دارو ها معمولا با جلوگیری از رشد، تقسیم و ساخت سلول‌ های بیشتر در تومور آن‌ ها را از بین می‌ برند. برای اینکه داروی شیمی‌ درمانی به کل سلول‌ های سرطانی در سراسر بدن برسد گاهی از طریق جریان خون انجام می‌ شود که به آن درمان سیستماتیک می‌ گویند. گاهی نیز درمان تجویز شده از نوع موضعی است؛ یعنی دارو مستقیما روی تومور یا قسمتی از بدن که با سرطان درگیر شده است، اعمال می‌ شود.شیمی درمانی توسط یک آنکولوژیست انجام می‌ پذیرد. شیمی درمانی از طریق تزریق سرم دارویی و یا بلعیدن قرص یا کپسول انجام می‌ شود. به کودک در یک برنامه شیمی‌ درمانی انواع دارو و دوره زمانی که دارو ها باید استفاده شوند داده می‌ شود.این نوع درمان به تنهایی برای درمان گلیوم ساقه مغز موثر نیست. گاهی پزشک متخصص سرطان شناسی با توجه به شرایط قبل، هنگام و بعد از پرتو درمانی از آن استفاده می‌ کند.عوارض جانبی شیمی‌ درمانی شامل خستگی، تهوع و استفراغ، ریزش مو، کاهش اشتها، بالا رفتن خطر عفونت و اسهال است که با توجه به دوز مصرفی و فرد به فرد متفاوت است.

عوامل افزایش دهنده احتمال ابتلا به گلیوم ساقه مغز در کودکان؟

به هر عاملی که خطر ابتلا به یک بیماری را افزایش دهد، عامل خطر یا ریسک فاکتور می‌گویند. داشتن هر یک از عوامل خطر نام برده شده در زیر به معنای درگیری حتمی کودک شما با گلیوما در آینده نیست و همینطور نداشتن این ریسک فاکتور ها نیز دلیل قاطعی برای مبتلا نشدن کودک به گلیومای ساقه مغز نمی‌ باشد.پزشکان و محققان به طور قطعی مطمئن نیستند که چه چیزی در دوران کودکی باعث بوجود آمدن تومور مغزی در کودکان می‌ شود اما شواهد درصد کمی از ارتباط آن با ژنتیک را تایید می‌کند.برخی از ریسک فاکتور ها عمده در ابتلا به گلیوما در زیر به مختصر آمده است:
    1. استعداد ژنتیکی: داشتن برخی بیماری‌ های ژنتیکی مانند نوروفیبروماتوز، توبروس اسکلروزیس، سندرم Li-Fraumeni و سندرم Turcot خطر ابتلا به گلیوما را در کودکان افزایش می‌ دهند.
    1. قرار گرفتن در معرض پرتو: کودکانی که تحت پرتو درمانی برای سرطان‌ های قبلی قرار گرفته‌ اند، احتمال ابتلای بیشتری را برای گلیوما نسبت به دیگر کودکان دارند.
    1. سابقه خانوادگی: در صورتی که یکی از افراد درجه یک خانواده به گلیوما مبتلا شده باشد احتمال وجود داشتن عامل خطر برای دیگر اعضا بیشتر است.
    1. سن: گلیوما در کودکان بین 5 تا 10 سال شایع‌تر است.
    1. اختلالات سیستم ایمنی: کودکان مبتلا به برخی اختلالات سیستم ایمنی، مانند ایدز ممکن است بیشتر در معرض ابتلا به این بیماری قرار گیرند.

 نتیجه

در آخر اشاره به این نکته بسیار مهم است که در حال حاضر به دلیل غیر معمول بودن رشد تومور در کودکان پروسه درمان و نجات کودکان مبتلا به گلیوما ساقه مغزی برای پزشکان بسیار دشوار است. با این حال با توجه به رشد روز افزون دانش پزشکی و مطالعات انجام شده در آزمایشگاه های سرتاسر جهان توسط محققین و دانشمندان که در تلاش برای بوجود آوردن رویکردهای جدید درمانی هستند، شانس زندگی برای این کودکان روز به روز بیشتر خواهد شد. شما برای گرفتن مشاوره و دریافت بهترین رویکرد های درمانی می توانید با مشاوران و پزشکان دکتر با من در ارتباط باشید.منابع:

۲۹ دی ۱۴۰۳ توسط مدیر سایت 0 دیدگاه

شناخت انواع سکته مغزی

سکته مغزی : در دنیایی که سلامت امری حیاتی است، فهم جزئیات مختلف انواع سکته مغزی امری ضروری می‌شود. “انواع سکته مغزی” یک طیف از شرایط را شامل می‌شود، هرکدام نیازمندی دستورالعمل‌های منحصر به فرد برای درمان و پیشگیری هستند.

سکته مغزی چیست؟

یک وضعیت طبی جدی است که در نتیجه قطع یا کاهش جریان خون به مغز ایجاد می‌شود. این موضوع معمولاً به دلیل لخته‌ای در یک عروق خونی مغزی یا خراشیدگی عروق خونی اتفاق می‌افتد. نقص در جریان خون می‌تواند باعث آسیب به سلول‌های مغزی شود و منجر به عوارض جدی در قسمت‌های مختلف بدن شود.

تاریخچه

تاریخچه این بیماری به دوره‌ها و اطلاعاتی اشاره دارد که نشان‌دهنده ارتباط انسان با این حادثه و آثار آن است. البته، مطالعات علمی و توجه به این موضوع در قرون اخیر افزایش یافته است. در طول تاریخ، افراد به دلایل مختلف ممکن بوده‌اند با سکته مغزی مواجه شوند. در زیر به برخی اطلاعات اشاره می‌شود:

قدیمی‌ترین اطلاعات: اولین ذکر ممکن است به دوره‌های باستانی بازگردد. اطلاعات نویسندگان یونانی و رومی مانند هیپوکرات و گالنوس، به مواردی از افرادی که علائم شبیه به سکته مغزی داشته‌اند، اشاره دارد.

قرون وسطی: در این دوره، ایده‌ها و باورهای مختلف در مورد علت و درمان سکته مغزی وجود داشت. برخی افراد به عنوان یک علامت از خداوند یا تأثیرات شیطانی نگریسته و درمان‌های مذهبی را امتحان کرده‌اند.

دوره رنسانس: توسعه علم در دوره رنسانس تأثیر زیادی بر تحقیقات در زمینه پزشکی گذاشت. نگرش به سکته مغزی به عنوان یک پدیده فیزیولوژیک تغییر کرد و تحقیقات علمی در این زمینه گسترش یافت.

قرن 19 و 20: با پیشرفت تکنولوژی پزشکی و توسعه علوم پزشکی، تشخیص و درمان بهبود یافت. تحقیقات بیشتر در زمینه علمی و پزشکی به نحو قابل توجهی به بهبود تشخیص، پیشگیری و درمان این بیماری کمک کرده‌اند.

قرن 21: تحقیقات مدرن در زمینه علوم پزشکی و استفاده از تکنولوژی‌های پیشرفته برای تصویربرداری و تشخیص دقیق‌تر، به بهبود مداخلات درمانی و پیشگیری از سکته مغزی کمک کرده است.

تاریخچه این بیماری در حال تکامل است و تحقیقات جدید و پیشرفت‌های علمی ادامه دارد تا راهکارهای بهتری برای مقابله با این حادثه مهم فراهم شود.

آمار جهانی

  • در سطح جهان، از هر چهار فرد بالای 25 سال، یک نفر در طول زندگی خود دچار سکته مغزی می شود.
  • هر سال بیش از 16 درصد از خونریزی های زیر عنکبوتیه در افراد 15 تا 49 ساله رخ می دهد.
  • هر سال بیش از 62 درصد از خونریزی های زیر عنکبوتیه در افراد زیر 70 سال رخ می دهد.
  • هر سال، 47 درصد از خونریزی های زیر عنکبوتیه در مردان رخ می دهد.

انواع سکته مغزی و علائم آنها

یک وضعیت جدی طبی است که در نتیجه مسدود شدن یک عرق خونی که قلب را تغذیه می‌کند، ایجاد می‌شود. انواع مختلفی وجود دارد که به عنوان زیر شناخته می‌شوند:

  1. سکته مغزی خفیف

سکته مغزی گذرا، یا سکته مغزی خفیف، یک حالت زمانی است که علائم سکته مغزی برای مدت زمان کوتاهی ظاهر می‌شوند و سپس به طور کامل یا جزئی از بین می‌روند. این نوع معمولاً به دلیل انسداد موقت یا کوتاه‌مدت یک عرق خونی در مغز ایجاد می‌شود.

علائم سکته مغزی گذرا ممکن است شامل یک یا تعدادی از موارد زیر باشد:

  • تاری دید موقت در یک یا هر دو چشم ممکن است اتفاق بیفتد.
  • عدم قابلیت حرکت یا ضعف در یک یا چند قسمت از بدن به صورت موقت.
  • سردرد حاد و ناگهانی ممکن است یکی از علائم سکته مغزی گذرا باشد.
  • ممکن است فرد دچار مشکلات در تلفظ یا درک کلمات شود.
  • فرد ممکن است احساس گیجی، سردرد، یا ناتوانی کلی در بدن کند.
  1. سکته ایسکمی (انسدادی)

حالتی است که در آن یک بخش از مغز به دلیل مسدود شدن یا کاهش جریان خون به صورت ناگهانی آسیب می‌بیند. این موضوع معمولاً ناشی از انسداد یکی از عروق خونی مغز است که به دلیل توده لخته خون یا ترکیبی از چربی، کلسترول و مواد دیگر ایجاد می‌شود. حدود 85% تا 90% از موارد سکته مغزی به دلیل انسداد عروق خونی (سکته ایسکمیک) رخ می‌دهند.

علائم سکته مغزی ایسکمی ممکن است عبارت باشند از:

  • ضعف در یک نیمه از صورت، بازوها یا پاها.
  • ممکن است فرد دچار مشکلات در تلفظ، درک کلمات یا تولید کلمات شود.
  • فرد ممکن است احساس گیجی یا مشکلات در حفظ تعادل داشته باشد.

شایع ترین نوع سکته مغزی ایسکمیک

آمبولی (Embolic): ناشی از حرکت یک لخته خون یا ماده دیگر از یک قسمت دیگر از بدن به مغز است. این لخته یا آمبول به دنبال جریان خون به مغز حرکت کرده و در یکی از عروق خونی در مغز گیر کرده، باعث انسداد و مسدودیت جریان خون به یک منطقه از مغز می‌شود.

سکته ی ترومبوتیک (Thrombotic): ناشی از تشکیل لخته خون یا ترومبوس در یک عرق خونی است که به مغز متصل است. این لخته باعث مسدودیت یا کاهش جریان خون به یک ناحیه از مغز می‌شود که ممکن است باعث آسیب به بافت مغزی شود.

  1. سکته مغزی هموراژیک (خونریزی)

سکته مغزی هموراژیک یا خونریزی، ناشی از خونریزی در داخل مغز اتفاق می‌افتد. این خونریزی ممکن است به دلیل شکستگی عروق خونی در مغز یا خروج خون از عروق مغزی به داخل بافت مغزی ایجاد شود. این نوع سکته معمولاً باعث ایجاد لخته خون در محل خونریزی می‌شود و فشار به بافت مغزی اطراف ایجاد می‌کند. حدود 10% تا 15% از سکته‌های مغزی به دلیل خونریزی درون مغزی (سکته هموراژیک) ایجاد می‌شوند.

علائم سکته مغزی هموراژیک ممکن است شامل موارد زیر باشد:

  • سردرد حاد و شدید یکی از علائم اصلی سکته مغزی هموراژیک است.
  • استفراغ ممکن است به دنبال سردرد ناگهانی و شدید ظاهر شود

دو نوع اصلی از سکته ی خونریزی دهنده وجود دارد:

خونریزی درون مغزی (Intracerebral hemorrhage): این خونریزی ممکن است ناشی از شکستگی عروق خونی در مغز یا سایر عواملی مانند تروما (آسیب جسمی) باشد. این وضعیت معمولاً منجر به فشار زیاد خون به بافت مغزی شده و می‌تواند به آسیب و تخریب سلول‌های مغزی منجر شود.

خونریزی زیر عنکبوتیه (Subarachnoid hemorrhage): یک وضعیت جدی در مغز است که ناشی از خروج خون به فضای زیر عنکبوتیه می‌باشد. این فضا یک فضای میان محیط مایع فشار دهنده مغز و سطح خود مغز است. خونریزی زیر عنکبوتیه معمولاً به دلیل شکستگی عروق خونی در این فضا رخ می‌دهد.

عوامل خطر رایج سکته مغزی

فشار خون بالا (فشار خون نامطلوب): فشار خون بالا یکی از عوامل خطر مهم برای سکته مغزی است. این افزایش فشار خون می‌تواند به عروق خونی آسیب بزند و لخته‌های خونی تشکیل شده در آنها باعث انسداد شود.

دیابت: افراد مبتلا به دیابت دارای خطر بیشتری برای سکته مغزی هستند. دیابت می‌تواند به عنوان یک عامل آسیب زننده به عروق خونی و عصب‌ها عمل کند.

چربی خون بالا (هایپرلیپیدمی): سطوح بالای چربی‌ها مانند کلسترول و تری‌گلیسرید در خون ممکن است خطر ایجاد لخته خون و انسداد عروق را افزایش دهد.

سابقه خانوادگی: اگر در خانواده شما سابقه سکته مغزی وجود داشته باشد، خطر ابتلا به این حادثه برای شما بیشتر است.

تداخلات عروقی: هر نوع مشکل در عروق خونی مانند تضعیف عروق، تورم عروق، یا عیوب ساختاری در دیواره عروق می‌تواند به افزایش خطر این بیماری منجر شود.

سن: با پیشرفت سن، خطر سکته افزایش می‌یابد. افراد مسنتر به دلیل فراگیرتر بودن عوامل خطر، از جمله آسیب عروقی و افزایش لخته‌های خون، در خطر بیشتری قرار دارند.

استعمال دخانیات: سیگار کشیدن یکی از عوامل خطر قابل توجه برای ابتلا به سکته است. مواد موجود در دخانیات می‌توانند به عروق خونی آسیب بزنند و فشار خون را افزایش دهند.

چاقی: چاقی و اضافه وزن نیز به عنوان یک عامل خطر مرتبط با سکته مغزی شناخته شده است.

توجه به این عوامل خطر و اقدامات پیشگیرانه از جمله تغییرات در سبک زندگی و درمان مشکلات بهداشتی می‌تواند به کاهش خطر ابتلا به سکته مغزی کمک کند. همچنین، مشاوره با پزشک و پیگیری سیستماتیک وضعیت سلامتی می‌تواند در شناخت و کنترل عوامل خطری که شما ممکن است داشته باشید، مؤثر باشد.

 

راههای پیشگیری

پیشگیری از اهمیت بسیاری برخوردار است و این مسئله نیازمند تغییر در سبک زندگی و مدیریت عوامل خطر می‌باشد. در زیر، راههایی برای پیشگیری آورده شده‌اند:

کنترل فشار خون: حفظ فشار خون به میزان نرمال یکی از مهمترین عوامل پیشگیری از سکته مغزی است. اگر شما یا عزیزانتان فشار خون بالا دارید، پزشکتان ممکن است برنامه‌های درمانی مناسبی برای شما تجویز کنند.

مدیریت دیابت: اگر شما دیابت دارید، حفظ سطوح قند خون به میزان نرمال مهم است. پیگیری دقیق از سوی پزشک و رعایت دقیق نکات درمانی به شما کمک خواهد کرد.

کنترل چربی خونی: کاهش سطوح کلسترول بد (LDL) و افزایش کلسترول خوب (HDL) با ایجاد تغییرات در رژیم غذایی و فعالیت‌های ورزشی می‌تواند به پیشگیری از سکته مغزی کمک کند.

ترک سیگار: سیگار کشیدن یکی از عوامل خطر اصلی برای ابتلا به سکته مغزی است. ترک سیگار تأثیر بسزایی در کاهش خطر سکته مغزی دارد.

مداومت در فعالیت بدنی: فعالیت ورزشی منظم به کاهش فشار خون، کنترل وزن، و افزایش سلامت عمومی کمک می‌کند. هرچه فعالیت بدنی به طور مداوم ادامه یابد، خطر سکته مغزی کاهش می‌یابد.

مدیریت استرس: استرس می‌تواند فشار خون را افزایش دهد. روش‌های مدیریت استرس مثل مدیتیشن، یوگا، یا هر روش دیگری که برای شما موثر است، می‌تواند به کاهش خطر سکته کمک کند.

رژیم غذایی سالم: مصرف یک رژیم غذایی سالم که شامل مقادیر مناسبی از میوه، سبزیجات، غلات کامل، ماهی، مرغ، و محصولات لبنیات باشد، به کاهش خطر سکته مغزی کمک می‌کند.

کنترل وزن: حفظ وزن مناسب و جلوگیری از چاقی نیز به پیشگیری از سکته کمک می‌کند.

هر فرد باید با پزشک خود مشورت کند و برنامه پیشگیری خود را بر اساس وضعیت سلامت و نیازهای فردی خود شخصی‌سازی کند.

 

چه اقداماتی باید در صورت تشخیص سکته مغزی انجام دهیم؟

  • با شماره اورژانس تماس بگیرید و حتی اگر علائم کمی هم وجود داشته باشد، درخواست ارسال اورژانس کنید.
  • فرد را در یک وضعیت آرام و راحت قرار دهید. اطمینان حاصل کنید که فرد نشسته یا دراز کشیده باشد.
  • لباس‌های تنگ می‌توانند جریان خون را محدود کنند. لذا، اطمینان حاصل کنید که لباس‌ها محدودیتی برای فرد ایجاد نمی‌کنند.
  • سعی کنید فرد در حالتی باشد که از دسترسی به چیزهایی که ممکن است او را آسیب بزنند، جلوگیری شود.
  • هرگز به فرد داروهایی مانند آسپرین ندهید مگر اینکه پزشک تجویز کرده باشد. اقدامات فوری و حضور یک تیم پزشکی متخصص در درمان اولیه امور حیاتی است.

گزینه های درمان

درمان بستگی به نوع و ماهیت آن دارد. در زیر گزینه‌های درمان مختلف آورده شده‌اند:

برخورد اورژانسی (Emergency Care): در صورت ظهور علائم، فوراً خدمات اورژانس پزشکی را فراخوانی کنید. زمان بسیار حیاتی است و سرعت در درمان می‌تواند آسیب مغزی را کاهش دهد.

تزریق داروهای انعقادی (Thrombolytic Therapy): در برخی از موارد سکته مغزی ایسکمیک، استفاده از داروهای انعقادی مانند بازیافت تیسوپلاسمین (tPA) می‌تواند به باز کردن لخته خونی کمک کند. این درمان باید در مدت زمان محدود و تحت نظر پزشک انجام شود.

ترومبکتومی (Mechanical Thrombectomy): در برخی موارد، از پروسه‌های خودکار لخته‌شکن برای برداشتن لخته خون از عروق استفاده می‌شود. این روش معمولاً برای لخته‌های بزرگتر و در موارد انتخابی به کار می‌رود.

مداخلات جراحی: در مواردی که ناشی از علت‌هایی مانند آنوریسم (تورم عروقی) یا فیبروموسلبوز مغزی باشد، ممکن است نیاز به مداخلات جراحی باشد.

توانبخشی و فیزیوتراپی: پس از گذراندن مرحله اورژانس و درمان فوری، فرآیند توانبخشی و فیزیوتراپی مهم است. این اقدامات به کمک بهبود عملکرد حرکتی، توانایی گفتار، و توانبخشی از آسیب مغزی کمک می‌کند.

مراقبت و پشتیبانی فوری: در طول مدت درمان و توانبخشی، افراد ممکن است به نیازهای مراقبتی و پشتیبانی فوری احتیاج داشته باشند. این شامل مداخلات نورولوژیک، پرستاری، و مشاوره روانی می‌شود.

همیشه باید به پزشک معالج خود مشورت کنید تا درمان مناسب و برنامه توانبخشی شما بر اساس شرایط و نیازهای شما تعیین شود.

تأثیر سکته بر سلامت مغز

سکته مغزی یک موضوع جدی است که تأثیر بسیار زیادی بر سلامت مغز و عملکرد نورولوژیک فرد دارد. این تأثیرات ممکن است به شدت متغیر باشند و بستگی به نوع، مکان، و اندازه سکته باشند. در زیر برخی از تأثیرات احتمالی بر سلامت مغز ذکر شده‌اند:

  • ممکن است منجر به آسیب و خسارت به بافت مغزی شود. این بافت‌های آسیب دیده قادر به انجام وظایف عصبی خود نیستند و این می‌تواند به نقص عملکرد مغز منجر شود.
  • بسته به موقعیت سکته در مغز، عملکرد عصبی مختلفی ممکن است تحت تأثیر قرار گیرد. این از از دست رفتن توانایی حرکت، حس و توانایی گفتار گرفته تا مشکلات در حافظه و تمرکز می‌تواند شامل شود.
  • سکته می‌تواند به مشکلات گفتار و زبان منجر شود. افراد ممکن است مشکل در تلفظ کلمات، درک صحبت‌ها یا تولید کلمات داشته باشند.
  • آسیب به قسمت‌های خاص مغز می‌تواند منجر به مشکلات حافظه و تمرکز شود. این ممکن است تأثیرات طولانی‌مدتی بر روی کیفیت زندگی فرد داشته باشد.
  • سکته مغزی می‌تواند به مشکلات حرکتی منجر شود، از جمله فلج یا ضعف در یک یا هر دو طرف بدن.
  • افراد ممکن است پس از سکته تأثیرات روان‌شناختی نیز تجربه کنند، از جمله افسردگی، اضطراب، یا تغییر در حالت روحی.

تحت درمان و توانبخشی مناسب، بسیاری از افراد پس از سکته مغزی بهبود یافته و توانسته‌اند به فعالیت‌های روزمره خود ادامه دهند. اما نیاز به پشتیبانی و درمان مستمر در مراحل بعدی نیز مهم است.

 

راهنمای مراجعه به پزشک

برای سکته مغزی، بهترین اقدام این است که فوراً به بخش اورژانس یا بخش اورژانس پزشکی مراجعه کنید. سکته مغزی یک حالت اورژانس پزشکی است و نیاز به ارزیابی و درمان فوری دارد.

پس از درمان اورژانسی، معمولاً پزشک‌های مختصص عصب‌شناس یا نورولوژیست (پزشکان متخصص در اختلالات سیستم عصبی) در مراحل بعدی درمان و توانبخشی نقش دارند. همچنین، تیم‌های متخصص شامل پرستاران، متخصص فیزیوتراپی، و متخصصان سایر حوزه‌های پزشکی نیز در فرآیند توانبخشی شما ممکن است مشارکت داشته باشند.

نتیجه

سکته مغزی یک حالت اورژانس پزشکی جدی است که به دلیل انسداد یا خروج خون از عروق خونی که مغز را تغذیه می‌کنند، رخ می‌دهد. این حادثه می‌تواند تأثیرات جبران‌ناپذیری بر سلامت مغز و عملکرد نورولوژیک افراد داشته باشد. پیشگیری از سکته مغزی از اهمیت بسیاری برخوردار است و شامل مدیریت عوامل خطری نظیر کنترل فشار خون، مدیریت دیابت، کاهش چربی خونی، ترک سیگار، فعالیت بدنی منظم، مدیریت استرس، رژیم غذایی سالم، و حفظ وزن مناسب می‌شود. همچنین، در صورت بروز علائم سکته مغزی، فوراً خدمات اورژانس پزشکی را فراخوانی کردن و درمان فوری و مناسب را آغاز کردن امری حیاتی است.

من از شما دعوت می‌کنم تا به سایت دکتر بامن مراجعه کرده و از آخرین مقالات علمی در زمینه سکته مغزی بهره‌مند شوید. این سایت به بیش از 7000 هزار متخصص دارویی ارتباط برقرار کرده است و اطلاعات و درمان‌های به‌روز در اختیار شما قرار می‌دهد. دکتران ما نیز در این زمینه تخصص دارند و می‌توانند به شما راهنمایی‌ها و مشاوره‌های لازم را ارائه دهند. برای دسترسی به اطلاعات کامل و مشاوره با متخصصان ما، لطفاً به سایت دکتر بامن مراجعه فرمایید.

پرسش های متداول

آیا بعد از سکته مغزی امکان توانبخشی وجود دارد؟

بله، فرآیند توانبخشی بر اساس جلوگیری از آسیب‌های اضافی، بهبود عملکرد مغزی و جبران قدرت‌های از دست رفته تا حد ممکن متناسب با نوع و شدت سکته متفاوت است.

آیا می‌توان از سکته مغزی با تغییر در سبک زندگی پیشگیری کرد؟

بله، تغییر در سبک زندگی می‌تواند به پیشگیری کمک کند. تغییرات در سبک زندگی بهترین نتایج را به همراه همکاری با پزشک و تیم بهداشتی تحت نظر به دنبال دارند.

آیا استفاده از ایبوپروفن یا آسپرین در صورت سکته مغزی مفید است؟

مسائل مرتبط با درمان نیاز به مشورت با پزشک دارند و خودسرانه اقدام به مصرف داروها توسط فرد مبتلا توصیه نمی‌شود.

آیا سکته مغزی در افراد جوان رخ میدهد؟

بله، ممکن است در افراد جوان نیز رخ دهد. اگرچه احتمال ابتلا به سکته مغزی با افزایش سن افزایش می‌یابد، اما عواملی مانند فشار خون بالا، دیابت، چاقی، استفاده از مواد مخدر، سابقه خانوادگی از بیماری‌های قلبی-عروقی، استرس، و عدم فعالیت بدنی نیز می‌توانند در افراد جوان به افزایش خطر سکته مغزی منجر شوند.

منابع

Recommendations on Stroke Prevention, Diagnosis, and Therapy: Report of the WHO Task Force on Stroke and Other

Incidence rates of stroke in the eighties: the end of the decline in stroke?

Quality of Life After Stroke

Increase of Medical Hospital Length of Stay by Depression in Stroke and Amputation Patients

The diagnosis and treatment of post-stroke depression.

۲۹ دی ۱۴۰۳ توسط مدیر سایت 0 دیدگاه

سندرم بکویت ویدمن علایم، درمان و راهکار های مدیریت آن

سندرم بکویت ویدمن : علایم، درمان و راهکارهای مدیریت: یک بیماری نورولوژیک نادر است که با واکنشات ناگهانی به تحریکات حسی نوری، صدایی، یا لمسی همراه است.

این سندرم عمدتاً به یک اختلال در سیستم عصبی مرتبط است و با تغییرات ناگهانی و ناپیوسته در حالت حسی فرد ظاهر می‌شود.

علائم معمولاً بدون هشدار و پیش‌آگهی و در مواجهه با محرکات مختلف از جمله نور و صداهای محیطی رخ می‌دهد.

این واکنشات ممکن است باعث عدم توانایی فرد در ادرار و مدفوع کردن، کاهش کیفیت زندگی و ایجاد استرس ناشی از عدم پیش‌بینی این واکنشات شوند.

درمان این سندرم معمولاً بر اساس مدیریت علائم و کاهش استرس تمرکز دارد.

تشخیص این بیماری از طریق تاریخچه بالینی بیمار و علائم وی انجام می‌شود. در موارد نادر، تست‌های نوروفیزیولوژیک و تشخیص تصویری نیز ممکن است برای تایید دیگر علائم مورد نیاز باشد.

این توضیحات تنها جهت ارائه یک دیدگاه عمومی به بیماری ارائه شده‌اند و برای اطلاعات دقیق‌تر و درمان مناسب، توصیه می‌شود به پزشک متخصص مراجعه کنید.

تاریخچه

سندرم بکویت ویدمن ، نام خود را از دو نام دانشمندان نوروپاتولوژیک آمریکایی به نام‌های جرمی بکویث و داگلاس ویدمن گرفته‌است. این سندرم برای اولین بار در دهه 1960 میلادی شناسایی شد. جرمی بکویث و داگلاس ویدمن به عنوان پزشکان نوروپاتولوژیک مشهور هستند که در حوزه اختلالات عصبی فعالیت می‌کردند. آن‌ها در تحقیقات خود به بررسی واکنشات ناگهانی حسی افراد پرداختند که از طریق نور، صدا و حتی لمس به وجود می‌آید.

این بیماری به‌عنوان یک بیماری نورولوژیک خاص با اختلالات واکنشات حسی ناگهانی و بدون هشدار به تحریکات مختلف شناخته می‌شود. تحقیقات این دو دانشمند در تفسیر این اختلالات حسی بسیار مهم بوده‌اند و تا به امروز، اطلاعات به‌دست‌آمده از تحقیقات آن‌ها به درمان و مدیریت این سندرم کمک فراوانی کرده‌اند.

به طور کلی، تاریخچه کامل سندرم بکویت ویدمن نشان می‌دهد که این بیماری از دهه 1960 میلادی مورد مطالعه و تحقیق قرار گرفته است و تا کنون نیز پزشکان و محققان در جهان به بررسی و درمان این اختلال حسی پیش می‌روند.

آمار جهانی سندرم بکویت ویدمن

سندرم بکویت ویدمن از هر 10500 تا 13700 نوزاد در سراسر جهان 1 نفر را تحت تاثیر قرار می دهد. این وضعیت ممکن است در واقع شایع تر از این تخمین باشد زیرا برخی از افراد با علائم خفیف هرگز تشخیص داده نمی شوند.

 

علائم بیماری سندرم بکویت ویدمن

سندرم بکویت ویدمن یک بیماری نورولوژیک است که با واکنشات ناگهانی و بدون هشدار به تحریکات حسی نوری، صدایی یا لمسی همراه است. این واکنشات حسی ناگهانی ممکن است از طریق محرکات مختلفی نظیر نور، صدا، لمس، یا حتی تغییرات در دما و فشار به وجود آید. افراد مبتلا به این سندرم ممکن است در مواجهه با این تحریکات احساس درد، سوزش، یا خارش ناگهانی کنند. علائم این بیماری ممکن است شدید یا ملایم باشند و معمولاً بدون هشدار و پیش‌آگهی رخ می‌دهند.

علاوه بر واکنشات حسی ناگهانی، بیماران ممکن است از مشکلات دیگری نظیر اختلال در خواب، افزایش حس حساسیت به نور، و کاهش کیفیت زندگی روزمره رنج ببرند. این علائم می‌توانند زندگی اجتماعی و شغلی فرد را نیز تحت تأثیر قرار دهند.

برای اطمینان از تشخیص صحیح و درمان مناسب، توصیه می‌شود به یک پزشک متخصص نورولوژی مراجعه کنید. او می‌تواند با انجام مطالعات بالینی و تست‌های لازم، تشخیص دقیق بیماری را ارائه دهد و درمان مناسب را توصیه کند.

روش های تشخیص بیماری سندرم بکویت ویدمن

تشخیص سندرم بکویت ویدمن معمولاً از طریق تاریخچه بالینی دقیق و بررسی علائم بیمار انجام می‌شود. پزشک به صورت دقیق مشکلات حسی و واکنشات غیرعادی فرد به تحریکات مختلف نظیر نور، صدا، لمس و دما را بررسی می‌کند. برای تشخیص دقیق‌تر و اطمینان از درستی تشخیص، پزشک ممکن است از تست‌های تخصصی و مطالعات نورولوژیک استفاده کند که شامل موارد زیر می‌شوند:

  • تست‌های حسی: این تست‌ها برای ارزیابی واکنشات حسی و حساسیت نسبت به تحریکات مختلف مانند نور، صدا و لمس استفاده می‌شوند.
  • تست‌های نوروفیزیولوژیک: این تست‌ها شامل الکترومیوگرافی (EMG) و سرعت انتقال عصبی (Nerve Conduction Velocity) می‌شوند که برای ارزیابی عملکرد سیستم عصبی و عضلانی استفاده می‌شوند.
  • مطالعات تصویری: در برخی موارد نادر، مطالعات تصویری مانند اسکن ام‌آرآی (MRI) و کامپیوتر توموگرافی (CT scan) نیز ممکن است برای بررسی ساختارهای عصبی مورد استفاده قرار گیرند.
  • آزمایش‌های خون: برخی آزمایش‌های خون ممکن است برای اطمینان از عدم وجود دیگر عوارض نورولوژیک مورد نیاز باشند.

با توجه به پیچیدگی این بیماری و شباهت علائم آن با سایر اختلالات حسی، تشخیص و درمان باید توسط پزشک متخصص نورولوژی صورت گیرد.

 

دلایل مبتلا شدن به این بیماری چیست؟

دلایل دقیق مبتلا شدن به سندرم بکویت ویدمن هنوز به طور کامل مشخص نشده‌اند و پژوهش‌های بیشتری برای درک عمیق‌تر این بیماری نیاز است. با این حال، برخی عوامل و فرضیات در مورد علل ممکن این بیماری وجود دارند که عبارتند از:

  • عوامل ژنتیک: وجود افراد در خانواده با سندرم بکویت ویدمن نشان می‌دهد که عوامل ژنتیک نقش ممکنی در این بیماری دارند.
  • اختلالات نوروپاتولوژیک: تغییرات در ساختار و عملکرد سیستم عصبی مرتبط با سندرم بکویت ویدمن ممکن است نقش داشته باشند. این اختلالات می‌توانند به عنوان نتیجه‌ای از اختلالات در چندین ناحیه مختلف در مغز و نخاع ایجاد شوند.
  • عوامل محیطی: برخی عوامل محیطی نظیر اختلالات در سیستم ایمنی بدن و عوامل شیمیایی ممکن است بر سیستم عصبی اثر بگذارند و در ایجاد سندرم بکویت ویدمن نقش داشته باشند.
  • عوامل عصبی و هورمونی: تغییرات در سطح هورمون‌ها و عملکرد سیستم عصبی می‌توانند به عوارض حسی و عصبی منجر شوند.
  • اختلالات خواب و استرس: برخی تحقیقات نشان داده‌اند که استرس و اختلالات در خواب ممکن است در افزایش حدت علائم سندرم بکویت ویدمن نقش داشته باشند.

مهم است بدانید که این فاکتورها تا کنون تایید شده نیستند و برای درک دقیق‌تر این بیماری، تحقیقات بیشتری لازم است. همچنین، هر چند که بعضی از عوامل ممکن است در ایجاد این بیماری نقش داشته باشند، اما معمولاً سندرم بکویت ویدمن به عنوان یک بیماری نادر و پیچیده شناخته می‌شود که علل دقیق آن هنوز به طور کامل مشخص نشده‌اند.

 

انواع بیماری سندرم بکویت ویدمن

سندرم بکویت ویدمن دارای انواع مختلفی است که هر کدام با ویژگی‌ها و علائم متفاوتی همراه هستند. در زیر، انواع معروف سندرم بکویت ویدمن را بررسی خواهیم کرد:

  1. سندرم بکویت ویدمن کلاسیک (Classic Besnier’s Syndrome): این نوع سندرم بکویت ویدمن با علائم حسی ناگهانی و واکنشات غیرعادی به تحریکات نوری، صدایی یا لمسی همراه است. علائم معمولاً از طریق یک سو یا بخشی از بدن احساس می‌شود.
  2. سندرم بکویت ویدمن گسسته (Segmental Besnier’s Syndrome): در این نوع، علائم در یک یا چند ناحیه خاص از بدن ایجاد می‌شود، نه در کل بدن. مثلاً فقط در دست یا پاها احساس علائم می‌شود.
  3. سندرم بکویت ویدمن عام (Generalized Besnier’s Syndrome): در این نوع، علائم در کل بدن و در سراسر اندام‌ها احساس می‌شود و بیماری به طور عمومی بر روی بدن پخش می‌شود.
  4. سندرم بکویت ویدمن مختلط (Mixed Besnier’s Syndrome): این نوع شامل ترکیبی از علائم کلاسیک و سایر انواع سندرم بکویت ویدمن است. به عبارت دیگر، برخی نواحی از بدن علائم را نشان می‌دهند در حالی که دیگر نواحی تحت تأثیر قرار نمی‌گیرند.

لازم به ذکر است که این انواع تقسیم‌بندی ممکن است در پرونده‌های پزشکی متخصص مورد استفاده قرار گیرد و بر اساس علائم و ویژگی‌های بیمار مشخص شود. در هر صورت، تشخیص نهایی و درمان باید توسط پزشک متخصص مغز و اعصاب انجام شود.

روش درمان بیماری سندرم بکویت ویدمن

متاسفانه، به دلیل پیچیدگی سندرم بکویت ویدمن و عدم شناخت علل دقیق آن، درمان کامل و مطمئن برای این بیماری وجود ندارد. با این حال، تخفیف از علائم و بهبود کیفیت زندگی ممکن است از طریق روش‌های زیر مدیریت شود:

  1. فیزیوتراپی و درمان فیزیکی: تمرینات فیزیکی و فیزیوتراپی می‌توانند به بهبود عملکرد عضلات و کنترل حسی کمک کنند.
  2. درمان دارویی: ممکن است پزشک داروهای ضد التهابی یا داروهای ضد درد معمولی تجویز کند تا علائم مرتبط با درد و التهاب را کاهش دهد.
  3. درمان نورولوژیک: برخی از بیماران با سندرم بکویت ویدمن به درمان‌های نورولوژیک نظیر تزریقات موضعی مانند بلاک اعصاب پاسخ مثبت نشان داده‌اند.
  4. مدیریت استرس و اضطراب: تکنیک‌های مدیریت استرس و اضطراب نظیر مدیتیشن و یوگا ممکن است به کاهش علائم کمک کنند.
  5. پشتیبانی روحی و روانی: برای بسیاری از بیماران، داشتن حمایت و پشتیبانی روحی و روانی از طریق مشاوره یا گفتگو با گروه‌های حمایتی می‌تواند مفید باشد.
  6. تغییرات در رژیم غذایی: مصرف مواد غذایی با خصوصیات ضد التهابی نظیر ماهی‌های چرب، میوه‌ها و سبزیجات، می‌تواند به کاهش التهابات در بدن کمک کند.
  7. تمرینات تنفسی و یوگا: تمرینات تنفسی عمیق و یوگا می‌توانند به کاهش استرس و افزایش آرامش کمک کنند که ممکن است علائم را تسکین دهند.
  8. استفاده از داروهای ضد افسردگی و ضد اضطراب: در برخی موارد، پزشک ممکن است داروهای ضد افسردگی یا ضد اضطراب تجویز کند تا به مدیریت استرس و افزایش راحتی بیمار کمک کند.
  9. ارتباط با افرادی که هم‌نوع هستند: شرکت در گروه‌های حمایتی و ارتباط با افرادی که با همین بیماری مبتلا هستند، ممکن است احساس ارتباط اجتماعی و راحتی روحی بیشتری را فراهم کند.
  10. استفاده از روش‌های تخصصی: روش‌هایی نظیر تاراپی (که در آن از موج‌های الکترومغناطیسی استفاده می‌شود) یا فیزیوتراپی ویژه ممکن است به کاهش درد و بهبود عملکرد حسی کمک کنند.
  11. مدیریت خواب: اطمینان از دریافت خواب کافی و کیفیت خواب مناسب می‌تواند در بهبود عملکرد عصبی و کاهش استرس مؤثر باشد.
  12. درمان تکمیلی: برخی از بیماران به روش‌های تکمیلی نظیر طب سوزنی، آروماتراپی یا طب چینی وابسته به تجربیات شخصی و واکنش بدنی خود پاسخ مثبت نشان داده‌اند. اما توصیه می‌شود قبل از استفاده از هر گونه روش تکمیلی، با پزشک خود مشاوره کنید.

همچنین، اهمیت دارد که هرگزاری تغییر درمان یا استفاده از روش‌های جدید با پزشک متخصص مورد بررسی و تأیید قرار گیرد. تا زمانی که تحقیقات بیشتری انجام نشود، درمان کامل و مطمئن برای سندرم بکویت ویدمن در دسترس نیست.

 

لیست داروهایی بیماری سندرم بکویت ویدمن

با توجه به پیچیدگی سندرم بکویت ویدمن و نبود درمان کامل و معین برای این بیماری، درمان‌ها و داروهای مورد استفاده ممکن است بر اساس علائم و شدت آنها متفاوت باشند. با این حال، در برخی موارد، پزشک ممکن است داروهای زیر را برای کاهش علائم سندرم بکویت ویدمن تجویز کند:

  • داروهای ضد درد: معمولاً داروهای ضد درد نظیر آسپرین، ایبوپروفن یا ناپروکسن برای کاهش درد و التهاب مورد استفاده قرار می‌گیرند.
  • داروهای ضد افسردگی و ضد اضطراب: در صورتی که استرس و اضطراب به عنوان عامل تشدید کننده علائم در نظر گرفته شود، داروهای ضد افسردگی یا ضد اضطراب ممکن است تجویز شوند.
  • داروهای ضد التهابی و ایمنی‌ساز: برخی از داروهای ضد التهابی و ایمنی‌ساز نیز ممکن است برای مدیریت علائم تجویز شوند.
  • داروهای آنتی‌اکسیدانت: این داروها ممکن است به عنوان مکمل در درمان به کار روند تا درد و التهاب‌های مرتبط با سندرم بکویت ویدمن کاهش یابند.

همچنین، در صورت نیاز، پزشک ممکن است به شما داروهای دیگر یا درمان‌های تخصصی‌تری تجویز کند که بر اساس ویژگی‌های بیماری شما مناسب باشند. همواره مهم است که هر تغییر در درمان و یا مصرف هر داروی جدید را با پزشک خود مشاوره کنید.

راه های پیشگیری از این بیماری

سندرم بکویت ویدمن یک بیماری نورولوژیک پیچیده است که علت دقیق آن هنوز مشخص نشده است، بنابراین روش‌های قطعی برای جلوگیری از ابتلا به این بیماری وجود ندارد. با این حال، می‌توانید با رعایت چند اصل ساده، احتمال ابتلا یا تشدید علائم را کاهش دهید:

  • فعالیت بدنی منظم: ورزش منظم می‌تواند به بهبود عملکرد عضلات و افزایش انعطاف‌پذیری کمک کند. تمرینات کم‌تراکمی و کششی خوب برای افزایش قدرت عضلات و کاهش خستگی مفید هستند.
  • مدیریت استرس: استرس می‌تواند علائم را تشدید کند. تمرینات مدیتیشن، یوگا، و تکنیک‌های تنفس عمیق می‌توانند به کاهش استرس و افزایش آرامش کمک کنند.
  • رعایت رژیم غذایی سالم: مصرف مواد غذایی با خصوصیات ضد التهابی مانند ماهی‌ها، میوه‌ها، سبزیجات و میان‌وعده‌های سالم می‌تواند به کاهش التهابات در بدن کمک کند.
  • توقف از مصرف مواد مخدر و الکل: مصرف مواد مخدر و الکل می‌تواند علائم را تشدید کرده و به پیشرفت بیماری کمک کند.
  • نظارت پزشکی منظم: اگر علائمی مشابه سندرم بکویت ویدمن تجربه می‌کنید، بهتر است تغییرات در علائم را به پزشک خود گزارش دهید و نظارت پزشکی منظم داشته باشید.
  • استفاده از محافظت‌های محیطی: در برابر عوامل محیطی ممکن است به عنوان محافظتی عمل کنید، مانند استفاده از کلاه، عینک آفتابی و لباس‌های گرم در مقابل سرما و باد.

با این وجود، مهمترین نکته این است که با پزشک خود در مورد استراتژی‌های پیشگیری و مدیریت بهتر بیماری برای شرایط خاص خود مشاوره کنید. هر فرد ممکن است نیازهای منحصر به فردی داشته باشد و بهترین روش‌ها باید با توجه به ویژگی‌های فردی تعیین شود.

 

سندرم بکویت ویدمن در کودکان و نوزادان

سندرم بکویت ویدمن در کودکان و نوزادان یکی از بیماری‌های نورولوژیک نادر است که معمولاً در کودکان جوانتر تشخیص داده می‌شود. علائم این بیماری ممکن است در کودکان متفاوت باشد و بسته به شدت و محل اتفاق افتادن، تأثیرات مختلفی داشته باشد.

در کودکان و نوزادان، ممکن است علائم مشابه به اختلالات حرکتی دیده شود. این علائم می‌توانند شامل مشکلات در حرکت و رشد عضلات، افزایش خستگی، و اختلالات در توازن باشند. همچنین، ممکن است کودکان نسبت به فعالیت‌های روزانه خود دچار مشکل شوند و ناتوانی در انجام وظایف معمولی را تجربه کنند.

اگر والدین فکر می‌کنند که کودک یا نوزاد آن‌ها ممکن است از سندرم بکویت ویدمن رنج ببرند، باید بلافاصله به یک پزشک متخصص نورولوژی مراجعه کنند. تشخیص این بیماری در کودکان و نوزادان نیاز به ارزیابی کامل از طریق مطالعات تصویری و آزمایشات خاص دارد تا به درستی تشخیص داده شود و برنامه درمانی مناسب تجویز شود. همچنین، حمایت و نظارت مستمر از سوی پزشک و تیم درمانی نقش مهمی در بهبود و کنترل علائم دارد.

نتیجه

این بیماری یکی از بیماری‌های نورولوژیک پیچیده است که هنوز مکانیسم دقیق آن کاملاً مشخص نشده است. این بیماری می‌تواند برای بسیاری از افراد مشکل‌افزار باشد و علائم ناخوشایندی را ایجاد کند. با این حال، پژوهش‌ها و مطالعات بهبود بخشی علائم این بیماری را نشان داده‌اند و روش‌های مدیریتی و درمانی برای کاهش درد و افزایش کیفیت زندگی بیماران وجود دارد.

به عنوان بیمار، مراقبت از خود، رعایت نکات بهداشتی، فعالیت بدنی منظم و همچنین همکاری با پزشک و تیم درمانی می‌تواند به مدیریت بهتر علائم کمک کند. همچنین، حمایت از افراد محیط اطراف نیز نقش مهمی در حفظ روحیه و ارادت بیمار به زندگی ایفا می‌کند.

مهمترین نکته این است که بیماران سندرم بکویت ویدمن باید از منابع معتبر و پزشکان متخصص استفاده کرده و همیشه در تعامل با تیم درمانی خود باشند. با مدیریت مناسب و همکاری فعال با تیم درمانی، بسیاری از بیماران موفق به کنترل علائم خود شده و به طرز قابل توجهی کیفیت زندگی خود را بهبود داده‌اند.

تیم دکتر بامن تمام تلاش خود را انجام داده تا محتوای پزشکی علمی و به روز را برای شما عزیزان منتشر کند تا به سوالات پزشکی شما پاسخ داده باشد، همچنین سایت نوبت دهی دکتر بامن با داشتن بیش از 7000 متخصص و بیش از 400 متخصص حرفه ای جهت نوبت دهی و ارتباط با پزشکان در کنار شماست.

سوالات متداول (FAQs)

  1. آیا سندرم بکویت ویدمن قابل درمان است؟

بله، اگرچه قابل درمان نیست، اما می‌توان با درمان‌های موجود علائم را مدیریت کرد.

  1. آیا این سندرم به نسل‌های آینده انتقال پیدا می‌کند؟

چنین انتقالی وجود دارد، اما تحت تأثیر ژنتیک و دیگر عوامل قرار دارد.

  1. چه تست‌هایی برای تشخیص سندرم بکویت ویدمن لازم است؟

تشخیص این سندرم بر اساس تاریخچه بالینی و علائم انجام می‌شود، اما تست‌های پیشرفته نیز ممکن است انجام شود.

  1. آیا فیزیوتراپی برای درمان مفید است؟

بله، فیزیوتراپی و تمرینات توانبخشی می‌توانند بهبود کیفیت زندگی و مدیریت علائم کمک کنند.

  1. آیا می‌توان با تغییرات در سبک زندگی از این سندرم جلوگیری کرد؟

تغییرات در سبک زندگی نظیر کاهش استرس و فعالیت‌های تنظیم‌کننده احساسات می‌توانند به پیشگیری از این سندرم کمک کنند.

منابع

Beckwith–Wiedemann syndrome

Beckwith-Wiedemann syndrome.

Beckwith-Wiedemann Syndrome: Historical, Clinicopathological, and Etiopathogenetic Perspectives

۲۷ دی ۱۴۰۳ توسط مدیر سایت 0 دیدگاه

سرطان چیست و معرفی انواع آن

سرطان یک بیماری جدیِ تهدید کننده زندگی فرد است؛ که در آن سلول‌های غیرطبیعی و آسیب‌پذیر به صورت غیرقابل کنترل تکثیر می‌شوند و علی‌رغم کنترل سیستم ایمنی بدن، بافت‌ها را از بین می‌برند و گسترش می‌یابند.دلایل مختلفی برای سرطان وجود دارد، از جمله:

    • سن: خطر ابتلا به سرطان با افزایش سن افزایش می‌یابد.
    • عوامل ژنتیکی: برخی افراد به دلیل ژن‌های خود در معرض خطر بیشتری برای ابتلا به سرطان هستند.
    • سبک زندگی: عواملی مانند سیگار کشیدن، رژیم غذایی نامناسب و عدم فعالیت بدنی می‌توانند خطر ابتلا به سرطان را افزایش دهند.
    • قرار گرفتن در معرض مواد شیمیایی و اشعه: برخی مواد شیمیایی و اشعه‌ها می‌توانند باعث سرطان شوند.
پیشرفت‌های زیادی در درمان سرطان انجام شده است و بسیاری از افراد مبتلا به سرطان اکنون می‌توانند به زندگی طولانی و سالم ادامه دهند. با این حال، سرطان هنوز یک بیماری جدی است و مهم است که برای تشخیص و درمان زودهنگام آن تلاش کنید و به متخصصین سرطان شناس مراجعه کنید و درمان خود را شروع کنید.سرطان را می‌توان به دو دسته عمده تقسیم کرد:
    1. سرطان غیر بافتی: مانند سرطان خون (لوکمی) که از سلول‌های خونی شروع می‌شود.
    1. سرطان بافتی: که شامل انواع مختلفی است مانند سرطان ریه، روده، پستان و … که از سلول‌های بافت سالم شروع می‌شوند.
علل اصلی ایجاد سرطان عبارتند از: ژنتیک، عوامل محیطی و سبک زندگی. برخی از عوامل خطرساز عبارتند از: سیگار کشیدن، مصرف الکل، رژیم غذایی نامناسب، بیش از حد چاقی یا کمبود وزن، عفونت‌ها و …علائم مشترک سرطان عبارتند از: توده یا التهاب‌های مزمن، کاهش وزن غیرطبیعی، تغییر در عادات گوارشی و ادراری، خونریزی غیرطبیعی، سرفه یا خارش دائمی و…درمان‌های مختلفی برای سرطان وجود دارد از جمله جراحی، شیمی درمانی، پرتو درمانی، داروهای هوشمند و… که بسته به نوع سرطان و مرحله آن متفاوت است که توسط متخصص آنکولوژ تشخیص داده می شود.تیم تحقیقاتی دکتر با من تلاش کرده در زیر لیستی از سرطان های رایج که در انسان به وجود آمده را جمع آوری کند که شما عزیزان هم می توانید خلاصه هر کدام را مطالعه کنید و یا با کلیک بر روی هرکدام از بیماری ها، مقاله اختصاصی آن بیماری را که برگرفته از کتاب های علمی دانشگاهی و مقالات معروف جهانی بوده مطالعه کنید:

تاریخچه بیماری سرطان

تاریخچه بیماری سرطان به هزاران سال قبل برمی گردد. اولین توصیفات پزشکی از سرطان در پاپیروس های مصری یافت شده است که قدمت آنها به 1500 سال قبل از میلاد می رسد. در این پاپیروس ها، سرطان به عنوان “افزایش بدخیم” یا “تومور” توصیف شده است.در دوران باستان، سرطان به عنوان یک بیماری مرموز و غیرقابل درمان تلقی می شد. پزشکان باستان هیچ درمان موثری برای سرطان نداشتند و بیماران معمولاً در عرض چند ماه پس از تشخیص می مردند.در قرن 19، پیشرفت های مهمی در درک و درمان سرطان حاصل شد. در این دوره، پزشکان شروع به درک اینکه سرطان یک بیماری ناشی از رشد غیرطبیعی سلول ها است. آنها همچنین شروع به توسعه روش های جدیدی برای درمان سرطان، مانند جراحی و شیمی درمانی کردند.در قرن 20، پیشرفت های بیشتر در درک و درمان سرطان حاصل شد. در این دوره، پزشکان شروع به درک نقش ژن ها در سرطان کردند. آنها همچنین شروع به توسعه روش های جدیدی برای درمان سرطان، مانند پرتودرمانی و ایمونوتراپی کردند.امروزه، سرطان هنوز یک بیماری جدی است، اما بسیاری از افراد مبتلا به سرطان می توانند به زندگی طولانی و سالم ادامه دهند. پیشرفت های زیادی در درمان سرطان انجام شده است و امید به زندگی برای بیماران مبتلا به سرطان به طور مداوم در حال افزایش است.

ویژگی های سلول های سرطانی

سرطان یک بیماری است که در آن سلول‌های بدن به طور غیرطبیعی رشد و تکثیر می‌شوند. این سلول‌ها می‌توانند به بافت‌ها و اندام‌های دیگر حمله کرده و آنها را از بین ببرند. سرطان می‌تواند در هر قسمتی از بدن ایجاد شود.از ویژگی های سلول های سرطانی می توان به موارد زیر اشاره کرد:
    • تکثیر سریع و بی رویه
    • گسترش و تهاجم به بافت های اطراف
    • مهاجرت به نقاط دیگر بدن و ایجاد متاستاز
    • عدم تمایز
    • عدم پاسخ به سیگنال های مرگ سلولی
    • رگ زایی بیش از حد
    • ایمنی یابی در برابر سیستم ایمنی بدن
سرطان های رایج شامل سرطان پستان، پروستات، ریه، کولورکتال و … هستند. تشخیص و درمان زودهنگام می تواند از بروز عوارض جدی جلوگیری کند.

علائم رایج سرطان در بدن انسان

سرطان یک بیماری جدی است که می تواند در هر قسمت از بدن انسان رخ دهد. سرطان زمانی اتفاق می افتد که سلول های بدن به طور غیر طبیعی رشد و تکثیر شوند و باعث تشکیل تومور شوند. تومورها می توانند خوش خیم یا بدخیم باشند. تومورهای خوش خیم غیر سرطانی هستند و معمولاً بی ضرر هستند. تومورهای بدخیم سرطانی هستند و می توانند به بافت های سالم بدن حمله کرده و آنها را از بین ببرند.سرطان می تواند علائم مختلفی داشته باشد که بسته به نوع سرطان و محل آن متفاوت است. برخی از علائم رایج سرطان عبارتند از:
    • توده یا برآمدگی
    • تغییر در شکل یا اندازه یک خال
    • خونریزی یا ترشح غیرعادی
    • درد
    • خستگی
    • کاهش وزن بدون دلیل
    • تغییر در اشتها
    • مشکل در بلع
    • سرفه یا گرفتگی صدا که ادامه دارد
    • اسهال یا یبوست مزمن
    • تکرر ادرار یا ادرار دردناک
    • خون در مدفوع یا ادرار
    • زخمی که بهبود نمی یابد
اگر هر یک از این علائم را دارید، مهم است که فوراً به پزشک متخصص داخلی مراجعه کنید. پزشک با بررسی علائم و انجام آزمایشات می تواند سرطان را تشخیص دهد. سپس با مراجعه به متخصص انکولوژی درمان خود را شروع کنید.انواع مختلفی از سرطان وجود دارد و هر نوع درمان خاص خود را دارد. درمان سرطان معمولاً شامل جراحی، شیمی درمانی، پرتودرمانی یا ترکیبی از این روش ها است.

آیا سرطان در همه سنین شیوع دارد؟

سرطان می تواند در هر سنی رخ دهد، اما برخی از انواع سرطان در سنین خاصی شایع تر است:
    • سرطان های کودکی مانند لوسمی و تومورهای مغزی در کودکان زیر 15 سال دیده می شود.
    • نوجوانان و بزرگسالان جوان ممکن است سرطان هایی مانند لنفوم، سرطان تیروئید، سرطان تخمدان و بیضه داشته باشند.
    • سرطان‌های رایج در میانسالی شامل سرطان روده بزرگ، سینه، پروستات و ریه است.
در افراد مسن تر، سرطان پوست، ریه، پروستات و روده بزرگ شایع تر است.بنابراین، اگرچه برخی سرطان ها در سنین مشخصی بیشتر دیده می شوند، اما هیچ سنی از سرطان مصون نیست و غربالگری منظم در همه سنین توصیه می شود.

برای پیشگیری از سرطان باید چه تغییراتی در زندگی خود ایجاد کنم؟

در اینجا برخی از اقداماتی که می توانید برای کاهش خطر ابتلا به سرطان انجام دهید آورده شده است. برای پیشگیری از ابتلا به سرطان، توصیه می‌شود چند تغییر ساده در سبک زندگی اعمال کنید:
    • ترک سیگار و الکل: سیگار و الکل مصرف بیش از حد، خطر ابتلا به انواع سرطان‌ها از جمله ریه، مری، دهان و گلو را افزایش می‌دهد.
    • تغذیه سالم: مصرف میوه و سبزیجات تازه، غلات کامل و پروتئین‌های کم چرب به پیشگیری از سرطان کمک می‌کند.
    • فعالیت بدنی منظم: حداقل 30 دقیقه ورزش روزانه، خطر ابتلا به سرطان را کاهش می‌دهد.
    • محافظت در برابر نور خورشید: استفاده از کرم ضد آفتاب، کلاه و پوشش مناسب برای پیشگیری از سرطان پوست ضروری است.
    • غربالگری منظم: انجام آزمایش‌های غربالگری سرطان در سنین توصیه شده بسیار مهم است.
    • واکسیناسیون: واکسن هایی مثل HPV برای پیشگیری از انواع خاصی از سرطان موثرند.
    • کنترل وزن: اضافه وزن و چاقی خطر ابتلا به سرطان‌هایی مثل روده بزرگ، سینه و رحم را بالا می‌برد. وزن سالم خود را حفظ کنید.
    • غربالگری سرطان را طبق برنامه انجام دهید.
با انجام این اقدامات می توانید خطر ابتلا به سرطان را کاهش دهید و در صورت ابتلا به سرطان، شانس بهبودی خود را افزایش دهید.

معرفی انواع سرطان

سرطان یک بیماری است که طی آن سلول های بدن به طور غیرطبیعی و بی رویه تکثیر می یابند. در واقع، سرطان زمانی رخ می دهد که DNA درون سلول ها آسیب می بیند یا دچار جهش ژنتیکی می شود. این آسیب ها باعث فعال شدن ژن های سرکوب کننده تومور یا خاموش شدن ژن های ضد توموری می شود و منجر به رشد غیرقابل کنترل سلول ها می گردد.مهمترین انواع سرطان عبارتند از:

سرطان مثانه

سرطان مثانه نوعی سرطان است که در مثانه، اندامی که ادرار را ذخیره می کند، ایجاد می شود. سرطان مثانه شایع ترین نوع سرطان دستگاه ادراری است.علائم سرطان مثانه می تواند شامل موارد زیر باشد:
    • خون در ادرار
    • درد یا سوزش هنگام ادرار کردن
    • نیاز فوری به ادرار کردن
    • تکرر ادرار
    • ادرار تیره یا کدر
    • درد در قسمت پایین شکم
اگر هر یک از این علائم را دارید، مهم است که فوراً به پزشک متخصص مجاری ادراری مراجعه کنید. پزشک متخصص نفرولوژی یا متخصص اورولوژ با بررسی علائم و انجام آزمایشات می تواند سرطان مثانه را تشخیص دهد.درمان سرطان مثانه معمولاً شامل جراحی، شیمی درمانی و پرتودرمانی است. نوع درمان مورد نیاز به مرحله سرطان و میزان پیشرفت آن بستگی دارد.امروزه پیشرفت های زیادی در درمان سرطان مثانه انجام شده است و بسیاری از افراد مبتلا به سرطان مثانه می توانند به زندگی طولانی و سالم ادامه دهند. با این حال، سرطان مثانه هنوز یک بیماری جدی است و مهم است که برای تشخیص و درمان زودهنگام آن تلاش کنید.در اینجا چند نکته برای کاهش خطر ابتلا به سرطان مثانه آورده شده است:
    1. سیگار نکشید. سیگار کشیدن بزرگترین عامل خطر ابتلا به سرطان مثانه است.
    1. از قرار گرفتن در معرض مواد شیمیایی مضر مانند ارسنیک و بنزن اجتناب کنید.
    1. ادرار خود را طولانی مدت نگه ندارید. ادرار طولانی مدت می تواند باعث تحریک مثانه و افزایش خطر ابتلا به سرطان شود.
    1. مایعات زیادی بنوشید. نوشیدن مایعات زیاد می تواند به رقیق شدن ادرار و کاهش خطر ابتلا به سرطان کمک کند.
به طور منظم به پزشک نفرولوژیست مراجعه کنید. غربالگری سرطان مثانه می تواند به تشخیص زودهنگام سرطان و افزایش شانس بهبودی کمک کند.

سرطان پستان

سرطان پستان نوعی سرطان است که در سلول های پستان ایجاد می شود. پستان ها دو اندام هستند که در قسمت جلوی قفسه سینه قرار دارند و مسئول تولید شیر برای تغذیه نوزاد هستند.سرطان پستان شایع ترین نوع سرطان در زنان است. هر سال در ایالات متحده حدود 250000 زن به سرطان پستان مبتلا می شوند و حدود 40000 نفر در اثر این بیماری می میرند.دلایل مختلفی برای سرطان پستان وجود دارد. برخی از عوامل خطر عبارتند از:
    • سن: خطر ابتلا به سرطان پستان با افزایش سن افزایش می یابد.
    • سابقه خانوادگی: اگر مادر، خواهر یا دختر شما به سرطان پستان مبتلا بوده است، شما نیز در معرض خطر بیشتری هستید.
    • ژنتیک: برخی از جهش های ژنتیکی می توانند خطر ابتلا به سرطان پستان را افزایش دهند.
    • سبک زندگی: برخی از عوامل سبک زندگی مانند سیگار کشیدن، چاقی و عدم ورزش می توانند خطر ابتلا به سرطان پستان را افزایش دهند.
علائم سرطان پستان می تواند شامل موارد زیر باشد:
    • توده یا برآمدگی در سینه
    • تغییر در شکل یا اندازه سینه
    • تغییر در پوست سینه، مانند فرورفتگی یا پوسته پوسته شدن
    • درد در سینه
    • ترشح از نوک سینه
اگر هر یک از این علائم را دارید، مهم است که فوراً به پزشک متخصص زنان مراجعه کنید. پزشک زنان با بررسی علائم و انجام آزمایشات می تواند سرطان پستان را تشخیص دهد. انواع سرطان مرتبط با سرطان سینه: درمان سرطان پستان به مرحله سرطان و میزان پیشرفت آن بستگی دارد. درمان ممکن است شامل جراحی، شیمی درمانی، پرتودرمانی یا ترکیبی از این روش ها باشد.پیشرفت های زیادی در درمان سرطان پستان انجام شده است و بسیاری از افراد مبتلا به سرطان پستان می توانند به زندگی طولانی و سالم ادامه دهند. با این حال، سرطان پستان هنوز یک بیماری جدی است و مهم است که برای تشخیص و درمان زودهنگام آن تلاش کنید.به طور منظم به متخصص و یا فوق تخصص زنان مراجعه کنید. غربالگری سرطان پستان می تواند به تشخیص زودهنگام سرطان و افزایش شانس بهبودی کمک کند.

سرطان روده بزرگ

سرطان روده بزرگ یک بیماری جدی است. برخی از عوامل خطرساز ابتلا به سرطان روده بزرگ عبارتند از:
    • سن بالاتر از 50 سالگی
    • سابقه سرطان سینه یا رحم
    • سابقه خانوادگی سرطان روده
    • سابقه تخمدان پلی کیستیک
    • سیگار کشیدن
    • استفاده طولانی مدت از هورمون‌های جایگزین
    • کمبود در مصرف میوه جات و سبزیجات
درد و خونریزی غیرعادی و ناگهانی در بین منی و دفعات قاعدگی، شکم درد و تورم شکم از جمله علائم شایع ابتلا به سرطان روده هستند.تشخیص زودهنگام و درمان موثر توسط متخصص گوارش باعث بهبود وضعیت جسمی و افزایش امید به زندگی مبتلایان می‌شود.انواع سرطان مربوط به لوله گوارش: (قسمت فوقانی)
    • سرطان لوزالمعده
انواع سرطان مربوط به لوله گوارش: (قسمت تحتانی)
    • سرطان روده کوچک

سرطان کلیه

سرطان کلیه یک بیماری جدی برای سلامتی است. برخی اطلاعات مهم درباره سرطان کلیه عبارتند از:
    • سرطان کلیه شامل دو نوع اصلی رنوکارسینوم و آدنوکارسینوم می شود.
    • عوامل خطرساز ابتلا شامل سیگاری بودن، سابقه خانوادگی و بیماری پلی کیستی کلیه می شوند.
    • اغلب 40 درصد بیماران در زمان تشخیص به مراحل پیشرفته بیماری مبتلا هستند.
    • علائم شایع شامل خون در ادرار، دردهای کمری، تورم شکم و کاهش وزن می شود.
    • برای تشخیص، از آزمایشاتی مثل سونوگرافی، سی تی اسکن و آزمایش خون استفاده می شود.
    • درمان شامل جراحی برای برداشتن کلیه و اندام فرعی، شیمی درمانی و پرتودرمانی می شود.
بنابراین توصیه می‌شود هرگونه علامت و نشانه‌ای را جدی گرفته و هرچه زودتر به پزشک متخصص کلیه و مجاری ادراری مراجعه کنید. تشخیص و درمان زودهنگام احتمال بهبود را افزایش می‌دهد.سرطان های مرتبط با کلیه:
    • سرطان مثانه
    • سرطان سلول کلیه و لیومیوماتوز ارثی
    • سرطان کارسینوم پاپیلاری ارثی کلیه
    • بیماری نوروبلاستوما دوران کودکی
    • تومورهای نورواندوکرین
    • تومور فئوکروموسیتوم
    • پاراگانگلیوما

سرطان ریه

سرطان ریه یک بیماری جدی و مهلک است که به طور خلاصه در مورد آن می توان گفت:
    • سیگاری بودن به طور قطع خطر ابتلا به سرطان ریه را بسیار افزایش می دهد.
    • تقریبا 80 درصد موارد سرطان ریه به دلیل سیگار کشیدن است.
    • علائم آن عبارتند از: خلط خونی، تنگی نفس، سرفه مزمن و کاهش وزن.
    • برای تشخیص از سی تی اسکن، رادیوگرافی سینه و آزمایش خون استفاده می شود.
    • درمان آن شامل جراحی، شیمی درمانی، پرتودرمانی و هدفمندسازی دارویی می شود.
    • برای کاهش خطر ابتلا باید از سیگار کشیدن پرهیز کرد.
    • تشخیص زود هنگام امید به زندگی را افزایش می دهد.
بنابراین در صورت مشاهده هر یک از علائم فوق بهتر است فوراً به متخصص ریه مراجعه کنید تا اقدامات درمانی زود هنگام انجام شود. انواع سرطان های مرتبط با ریه:
  • سندرم Birt Hogg Dube
  • سرطان ریه – سلول غیر کوچک
  • سرطان ریه – سلول کوچک
  • مزوتلیوما
  • تومور نورواندوکرین ریه
  • بلاستوم پلور ریوی دوران کودکی

سرطان پوست

 مهمترین نکات در مورد سرطان پوست:
    • سرطان پوست یکی از شایع‌ترین انواع سرطان است که می‌تواند از طریق قرار گرفتن طولانی مدت در معرض نور خورشید به وجود آید.
    • ملانوما و کارسینومای سلول بازال از انواع رایج سرطان‌های پوستی هستند.
    • علائم شامل زخم‌ها یا توده‌هایی روی پوست است که در اندازه، شکل یا رنگ تغییر می‌کنند.
    • معاینه پوست توسط پزشک و بیوپسی برای تشخیص ضروری است.
    • پیشگیری از طریق محافظت در برابر آفتاب، عدم استفاده از تختهای حرارتی و معاینات منظم پوست.
    • درمان بسته به نوع و مرحله سرطان شامل جراحی، رادیوتراپی، شیمی‌درمانی و درمان‌های هدفمند است.
تشخیص و درمان به موقع توسط دکتر پوست می‌تواند از بروز مراحل پیشرفته تر سرطان جلوگیری کند. انواع سرطان مرتبط با پوست:
  • سرطان ملانوم بدخیم خانوادگی
  • نوروفیبروماتوز نوع 1
  • نوروفیبروماتوز نوع 2
  • سرطان ملانوما
  • سندرم کارسینوم سلول بازال نووید
  • سارکوم کاپوسی
  • سارکوم بافت نرم
  • زیرادرما پیگمنتوزوم

سرطان ملانوما

سرطان ملانوما نوعی از انواع نادر و خطرناک سرطان پوست است که از سلول های پوست منشا می گیرد.این سرطان از سلول های تولید کننده رنگدانه ملانین در پوست به نام ملانوسیت ها شروع می شود.ملانوما می تواند به سرعت رشد کرده و به بافت ها و ارگان های اطراف گسترش یابد. عوامل خطرساز شامل قرار گرفتن طولانی مدت در معرض نور خورشید، داشتن پوست روشن و سابقه خانوادگی است.درمان شامل جراحی، درمان های دارویی مثل شیمی درمانی و پرتودرمانی است.تشخیص و درمان زود هنگام توسط متخصص پوست برای بهبود پیش آگهی حیاتی است.

سرطان لنفوم

لنفوم نوعی سرطان است که در سیستم لنفاوی ایجاد می شود. سیستم لنفاوی بخشی از سیستم ایمنی بدن است و مسئول مبارزه با عفونت است. لنفوم زمانی رخ می دهد که سلول های لنفاوی به طور غیرطبیعی رشد کرده و تکثیر می شوند و می توانند به سایر قسمت های بدن گسترش یابند.انواع سرطان لنفوم:
    1. لنفوم هوچکین
    1. لنفوم غیر هوچکین یا همان لنفوم
    2. لنفوم هوچکین دوران کودکی
    3. لنفوم غیر هوچکین دوران کودکی
    4. تیموم و کارسینوم تیموس
لنفوم هوچکین شایع تر از لنفوم غیر هوچکین است.علائم لنفوم ممکن است شامل موارد زیر باشد:
    • تورم غدد لنفاوی
    • خستگی
    • کاهش وزن
    • تب
    • تعریق شبانه
    • خارش
    • درد قفسه سینه
    • تنگی نفس
    • درد استخوان و مفاصل
    • حالت تهوع و استفراغ
    • اسهال
    • زخم های دهان
اگر هر یک از این علائم را دارید، مهم است که به پزشک متخصص غدد مراجعه کنید. پزشک می تواند سرطان لنفوم را تشخیص داده و بهترین برنامه درمانی را برای شما تعیین کند.درمان لنفوم به نوع بیماری، مرحله بیماری و سلامت عمومی بیمار بستگی دارد. درمان ممکن است شامل جراحی، شیمی درمانی، پرتودرمانی یا ایمونوتراپی باشد که توسط دکتر سرطان شناس انجام می گیرد. سرطان های مرتبط با سیستم ایمنی بدن:
  • سرطان مرتبط با AIDS / HIV
  • ماستوسیتوز یا (Mastocytosis)
  • سرطان ناشناخته اولیه
  • سرطان ناشناخته ثانویه
  • سندرم فون هیپل لیندو
  • ماکروگلوبولینمی والدنشتروم (لنفوم لنفوپلاسمیتیک)
  • تومور ویلمز دوران کودکی
  • سندرم ورنر

سرطان دهان و حلق

سرطان دهان و حلق در رده سرطان سر و گردن قرار می گیرد و نوعی سرطان است که در دهان یا حلق ایجاد می شود. دهان شامل زبان، لثه ها، لب ها، گونه ها و کام است. حلق شامل گلو، حنجره و نای است. سرطان دهان و حلق می تواند در هر سنی رخ دهد، اما بیشتر در افراد بالای 40 سال رخ می دهد. این سرطان جزو سرطان سر و گردن به حساب می آید.علل سرطان دهان و حلق هنوز به طور کامل مشخص نشده است، اما برخی از عوامل خطر عبارتند از:
    • سیگار کشیدن
    • نوشیدن الکل
    • استفاده از تنباکو
    • عفونت با ویروس پاپیلومای انسانی (HPV)
    • قرار گرفتن در معرض نور خورشید
    • داشتن سابقه خانوادگی سرطان دهان و حلق
علائم سرطان دهان و حلق ممکن است شامل موارد زیر باشد:
    • زخمی که بهبود نمی یابد
    • تغییر رنگ یا بافت دهان
    • تورم در دهان
    • مشکل در بلع
    • خونریزی از دهان
    • درد در دهان
اگر هر یک از این علائم را دارید، مهم است که به دکتر دندانپزشک و متخصص گوش و حلق و بینی مراجعه کنید. پزشک می تواند سرطان دهان و حلق را تشخیص داده و بهترین برنامه درمانی را برای شما تعیین کند.درمان سرطان دهان و حلق به نوع سرطان، مرحله سرطان و سلامت عمومی بیمار بستگی دارد. درمان ممکن است شامل جراحی، شیمی درمانی، پرتودرمانی یا ایمونوتراپی باشد. انواع بیماری های مرتبط با دهان و حلق:
  • سندرم پوتز جگر

سرطان پانکراس

سرطان پانکراس نوعی سرطان است که در پانکراس ایجاد می شود. پانکراس یک عضو در شکم است که انسولین و آنزیم های گوارشی تولید می کند. سرطان پانکراس یک سرطان تهاجمی است که اغلب در مراحل اولیه تشخیص داده نمی شود.علائم سرطان پانکراس ممکن است شامل موارد زیر باشد:
    • درد در قسمت بالای شکم
    • از دست دادن اشتها
    • کاهش وزن غیرقابل توضیح
    • زردی
    • حالت تهوع و استفراغ
    • اسهال
    • یبوست
    • خستگی
    • خون در مدفوع یا ادرار
اگر هر یک از این علائم را دارید، مهم است که به پزشک متخصص گوارش و کبد مراجعه کنید. پزشک می تواند سرطان پانکراس را تشخیص داده و بهترین برنامه درمانی را برای شما تعیین کند. انواع سرطان مرتبط با پانکراس:
  • سرطان پانکراس خانوادگی
  • تومور نورواندوکرین پانکراس

سرطان پروستات

سرطان پروستات نوعی سرطان شایع در بین آقایان است که در پروستات ایجاد می شود. پروستات غده ای کوچک است که در زیر مثانه و جلوی روده بزرگ قرار دارد. پروستات مایعی تولید می کند که بخشی از مایع منی را تشکیل می دهد.سرطان پروستات شایع ترین سرطان در مردان است. حدود 1 از 9 مرد در طول زندگی خود به سرطان پروستات مبتلا می شوند.علل سرطان پروستات هنوز به طور کامل مشخص نشده است، اما برخی از عوامل خطر عبارتند از:سرطان پروستات اغلب در مراحل اولیه هیچ علامتی ندارد. با این حال، برخی از علائم سرطان پروستات ممکن است شامل موارد زیر باشد:
    • مشکل در ادرار کردن
    • نیاز مکرر به ادرار کردن
    • ادرار دردناک یا خونی
    • درد در لگن یا کمر
    • انزال دردناک
اگر هر یک از این علائم را دارید، مهم است که به پزشک متخصص اورولوژی مراجعه کنید. پزشک می تواند سرطان پروستات را تشخیص داده و بهترین برنامه درمانی را برای شما تعیین کند.انواع سرطان های شایع دیگر در بین آقایان:

    سرطان تیروئید

    سرطان تیروئید نوعی سرطان است که در غده تیروئید ایجاد می شود. غده تیروئید یک عضو کوچک پروانه ای شکل است که در قسمت جلویی گردن قرار دارد. این غده هورمون هایی تولید می کند که در تنظیم متابولیسم، ضربان قلب و دمای بدن نقش دارند.سرطان تیروئید شایع ترین سرطان دستگاه غدد درون ریز است. حدود 52,000 مورد جدید سرطان تیروئید در ایالات متحده در سال 2022 تشخیص داده می شود.انواع مختلفی از سرطان تیروئید وجود دارد، اما شایع ترین آنها کارسینوم پاپیلری و کارسینوم فولیکولار است. این سرطان ها معمولاً رشد آهسته ای دارند و اغلب قابل درمان هستند.علل سرطان تیروئید هنوز به طور کامل مشخص نشده است، اما برخی از عوامل خطر عبارتند از:
      • سن: سرطان تیروئید بیشتر در افراد بالای 45 سال رخ می دهد.
      • جنسیت: زنان بیشتر از مردان به سرطان تیروئید مبتلا می شوند.
      • سابقه خانوادگی سرطان تیروئید: اگر سابقه خانوادگی سرطان تیروئید دارید، بیشتر در معرض ابتلا به این بیماری هستید.
      • قرار گرفتن در معرض اشعه یونیزان: قرار گرفتن در معرض اشعه یونیزان، مانند اشعه ایکس یا پرتو درمانی، می تواند خطر ابتلا به سرطان تیروئید را افزایش دهد.
      • کمبود ید: کمبود ید می تواند خطر ابتلا به سرطان تیروئید را افزایش دهد.
    علائم سرطان تیروئید ممکن است شامل موارد زیر باشد:
      • یک توده در گردن
      • مشکل در بلع
      • تغییر صدا
      • سرفه
      • درد در گردن
      • خستگی
      • کاهش وزن
      • تعریق شبانه
    اگر هر یک از این علائم را دارید، مهم است که به پزشک فوق تخصص غدد و متابولیسم مراجعه کنید. پزشک می تواند سرطان تیروئید را تشخیص داده و بهترین برنامه درمانی را برای شما تعیین کند. انواع بیماری مرتبط با غدد:
    • نئوپلازی غدد درون ریز متعدد نوع 1
    • نئوپلازی غدد درون ریز متعدد نوع 2
    • سرطان پاراتیروئید

    سرطان رحم

    سرطان رحم (سرطان آندومتر) نوعی سرطان است که در لایه داخلی رحم (اندومتر) ایجاد می شود. این شایع ترین سرطان دستگاه تناسلی زنان است و حدود 39,920 مورد جدید در سال 2022 در ایالات متحده تشخیص داده می شود.سرطان تخمدان نوعی سرطان است که در تخمدان ها ایجاد می شود. تخمدان ها اندام هایی هستند که تخمک تولید می کنند و هورمون های استروژن و پروژسترون را تولید می کنند. سرطان تخمدان یکی از شایع ترین سرطان ها در زنان است و حدود 21,410 مورد جدید در سال 2022 در ایالات متحده تشخیص داده می شود.سرطان رحم و تخمدان اغلب در مراحل اولیه هیچ علامتی ندارد. با این حال، برخی از علائم سرطان رحم و تخمدان ممکن است شامل موارد زیر باشد:
      • خونریزی غیرطبیعی واژینال
      • درد در لگن
      • افزایش ادرار
      • احساس سیری زودرس
      • خستگی
      • کاهش وزن بدون دلیل
    اگر هر یک از این علائم را دارید، مهم است که به پزشک فوق تخصص زنان مراجعه کنید. پزشک زنان و زایمان می تواند سرطان رحم یا تخمدان را تشخیص داده و بهترین برنامه درمانی را برای شما تعیین کند.انواع سرطان های شایع دیگر در بین بانوان:
      • سرطان تخمدان – لوله فالوپ و صفاق
      • سرطان واژن
      • سرطان مقعد
      • بیماری تروفوبلاستیک بارداری
      • سرطان ولوار

    سرطان مری

    سرطان مری نوعی سرطان است که در مری، لوله ای که غذا را از حلق به معده منتقل می کند، ایجاد می شود. سرطان مری یک سرطان شایع است که در ایالات متحده سالانه حدود 16,000 مورد جدید تشخیص داده می شود.علل سرطان مری هنوز به طور کامل مشخص نشده است، اما برخی از عوامل خطر عبارتند از:
      • سن: سرطان مری بیشتر در افراد بالای 50 سال رخ می دهد.
      • سیگار کشیدن: سیگار کشیدن یکی از عوامل خطر اصلی سرطان مری است.
      • نوشیدن الکل: نوشیدن الکل می تواند خطر ابتلا به سرطان مری را افزایش دهد.
      • رفلاکس اسید: رفلاکس اسید می تواند خطر ابتلا به سرطان مری را افزایش دهد.
      • عفونت با هلیکوباکتر پیلوری: هلیکوباکتر پیلوری یک باکتری است که می تواند معده را آلوده کند و خطر ابتلا به سرطان مری را افزایش دهد.
      • رژیم غذایی کم فیبر: رژیم غذایی کم فیبر می تواند خطر ابتلا به سرطان مری را افزایش دهد.
    سرطان مری اغلب در مراحل اولیه هیچ علامتی ندارد. با این حال، برخی از علائم سرطان مری ممکن است شامل موارد زیر باشد:
      • مشکل در بلع
      • درد در قفسه سینه
      • سوزش سر دل
      • از دست دادن وزن
      • خستگی
    اگر هر یک از این علائم را دارید، مهم است که به دکتر گوارش مراجعه کنید. پزشک می تواند سرطان مری را تشخیص داده و بهترین برنامه درمانی را برای شما تعیین کند.

    سرطان سر و گردن

    سرطان سر و گردن یا سرطان نازوفارنکس نوعی سرطان است که در هر یک از قسمت های سر یا گردن ایجاد می شود. این شامل لب ها، دهان، گلو، حنجره، بینی، سینوس ها و غدد بزاقی است. سرطان سر و گردن شایع نیست، اما می تواند در هر سنی رخ دهد.علائم سرطان سر و گردن بسته به محل تومور متفاوت است. برخی از علائم رایج عبارتند از:
      • یک توده در سر یا گردن
      • مشکل در بلع
      • خونریزی از دهان
      • تغییر در صدا
      • درد در سر یا گردن
      • تورم در صورت
      • مشکل در نفس کشیدن
    اگر هر یک از این علائم را دارید، مهم است که به پزشک متخصص مغز و اعصاب مراجعه کنید. پزشک می تواند سرطان سر و گردن را تشخیص دهد و بهترین برنامه درمانی را برای شما تعیین کند.انواع سرطان هایی که جزو سرطان سر و گردن به حساب می آیند:
      • گلیوما ساقه مغز در کودکان
      • سرطان کارسینوم کیستیک آدنوئید
      • سرطان آتاکسی تلانژکتازی
      • سرطان کرانیوفارنژیوم در کودکان
      • سرطان اپاندیموما در کودکان
      • مدولوبلاستوما دوران کودکی
      • بیماری مننژیوم
      • سرطان حفره بینی و سرطان سینوس پارانازال
      • تومور غده هیپوفیز
      • رتینوبلاستوما دوران کودکی
      • سرطان غدد بزاقی

    سرطان خون

    سرطان خون نوعی سرطان است که در مغز استخوان ایجاد می شود. مغز استخوان عضوی است که در داخل استخوان ها قرار دارد و سلول های خونی را تولید می کند. در سرطان خون، سلول های خونی به طور غیرطبیعی تکثیر می شوند و سلول های خون سالم را از بین می برند. این می تواند منجر به کم خونی، عفونت و لخته شدن خون شود.انواع مختلفی از سرطان خون وجود دارد، اما شایع ترین آنها عبارتند از:
      1. لوسمی حاد لنفوسیتی (ALL): ALL نوعی سرطان است که در گلبول های سفید خون به نام لنفوسیت ها ایجاد می شود. ALL یک سرطان تهاجمی است که سریع رشد می کند.
      1. لوسمی حاد میلوئیدی (AML): AML نوعی سرطان است که در سلول های بنیادی میلوئیدی که سلول های خونی سفید، قرمز و پلاکت را تولید می کنند ایجاد می شود. AML یک سرطان تهاجمی است که سریع رشد می کند.
      1. لوسمی مزمن لنفوسیتی (CLL): CLL نوعی سرطان است که در لنفوسیت ها ایجاد می شود. CLL یک سرطان غیرتهاجمی است که به آرامی رشد می کند.
      1. لوسمی مزمن میلوئیدی (CML): CML نوعی سرطان است که در سلول های بنیادی میلوئیدی ایجاد می شود. CML یک سرطان غیرتهاجمی است که به آرامی رشد می کند.
      2. لوسمی – لنفوبلاستیک حاد – ALL – دوران کودکی
      3. لوسمی حاد میلوئیدی دوران کودکی (AML)
      4. لوسمی پرولنفوسیتی سلول B و لوسمی سلول مودار
      5. لوسمی لنفوسیتی سلول T مزمن
      6. لوسمی ائوزینوفیلیک
    سرطان خون اغلب در مراحل اولیه هیچ علامتی ندارد.با این حال، برخی از علائم سرطان خون ممکن است شامل موارد زیر باشد:
      • خستگی
      • از دست دادن وزن
      • تب
      • شب ادراری
      • خونریزی یا کبودی آسان
      • تورم غدد لنفاوی
      • درد استخوان
      • مشکل در تنفس
      • خونریزی از بینی یا لثه
      • کبودی یا خونریزی غیرطبیعی
      • بثورات پوستی
      • تورم شکم
      • مشکل در بلع
      • مشکل در ادرار کردن
    اگر هر یک از این علائم را دارید، مهم است که به پزشک متخصص خون مراجعه کنید. پزشک می تواند سرطان خون را تشخیص داده و بهترین برنامه درمانی را برای شما تعیین کند.

    انواع سرطان خون

      • سرطان مولتیپل میلوما سرطان مولتیپل میلوما نوعی سرطان خون است که در سلول های پلاسما ایجاد می شود. سلول های پلاسما نوعی از گلبول های سفید خون هستند که آنتی بادی تولید می کنند. در مولتیپل میلوما، سلول های پلاسما به طور غیرطبیعی تکثیر می شوند و سلول های خون سالم را از بین می برند. این می تواند منجر به کم خونی، عفونت و شکستگی استخوان شود.
      • لوسمی
      • سرطان مغز استخوان یا سارکوم استخوان نوعی سرطان است که در مغز استخوان رخ می‌دهد. مغز استخوان بافت نرمی است که داخل استخوان‌های شما قرار دارد و سلول‌های خونی جدیدی تولید می‌کند. در سرطان مغز استخوان، سلول‌های خونی غیرطبیعی شروع به رشد و تکثیر می‌کنند و سلول‌های سالم خونی را از بین می‌برند. این می‌تواند منجر به مشکلاتی مانند کمبود گلبول‌های قرمز (آنمی)، کمبود گلبول‌های سفید (لکوپنی) و کمبود پلاکت‌ها (ترومبوسیتوپنی) شود.
      • سرطان لنفوم
      • گلیوما ساقه مغز در کودکان
      • سرطان گانگلیوگلیوما نوزادی دسموپلاستیک در کودکان
      • مجتمع کارنی
      • سارکوم یوئینگ در دوران کودکی و نوجوانی
      • سندرم های میلودیسپلاستیک – MDS
      • استئوسارکوم کودکی و نوجوانی
    انواع دیگر سرطان که با جهش ژنتیک ایجاد می شوند:سرطان را می توان با آزمایشات پزشکی مانند اشعه ایکس، تصویربرداری رزونانس مغناطیسی (MRI) و توموگرافی کامپیوتری (CT) تشخیص داد. پزشک آنکولوژیست همچنین ممکن است درخواست بیوپسی کند که شامل برداشتن نمونه ای از بافت آسیب دیده برای بررسی زیر میکروسکوپ است.درمان سرطان به نوع سرطان، مرحله پیشرفت آن و سلامت کلی بیمار بستگی دارد. درمان سرطان ممکن است شامل موارد زیر باشد:
      • جراحی
      • پرتودرمانی
      • درمان هورمونی
      • درمان ایمنی
    درمان می تواند به کنترل سرطان و بهبود شانس بهبودی کمک کند. با این حال، سرطان یک بیماری جدی است که می تواند منجر به مرگ شود. در صورت نیاز به پزشکان متخصص و فوق تخصص در حوزه های مختلف پزشکی به سایت دکتر با من مراجعه کنید و بعد از جستجو اسم دکتر مورد نظرتان، به مشخصات و اطلاعات تماس پزشک دست پیدا می کنید.منابع:

    ۲۲ دی ۱۴۰۳ توسط مدیر سایت 0 دیدگاه

    تومور های سیستم عصبی مرکزی در کودکان

    تومور های مغزی و نخاعی در سلول های مغز یا نخاع ایجاد می شوند. مغز و نخاع با هم سیستم عصبی مرکزی یا CNS را تشکیل میدهند. گاهی بر اثر عواملی سلول های مغز یا نخاع تغییر میکنند و رفتار و بافت طبیعی خود را از دست می دهند. این تغییرات ممکن است در گذر زمان در مغز و نخاع، باعث ایجاد کیست یا تومور مغزی در کودکان شود. انواع مختلفی از تومورهای مغز و نخاع توسط پزشکان و دانشمندان کشف و بررسی شده که ما در ادامه این مقاله سعی میکنیم تا شما را با انواع آن ها را به شما معرفی کنیم.

    ساختار سیستم عصبی مرکزی بدن

    قبل از شروع توضیحات درباره آنچه تومور سیستم عصبی مرکزی در کودکان گفته میشود، داشتن اطلاعاتی پایه در مورد ساختار کلی سیستم عصبی مرکزی میتواند به درک بهتر و بیشتر شما کمک کند. سیستم عصبی مرکزی بدن (CNS) از مغز و نخاع تشکیل شده است. مغز به عنوان مرکز فکر، حافظه و احساسات شناخته میشود و پنج حواس را که شامل بویایی، چشایی، شنوایی، بینایی و لامسه است، کنترل میکند. همچنین وظیفه هماهنگی عملکرد های اساس بدن مانند ضربان قلب، گردش خون و تنفس را دارد. نخاع شامل اعصابی است که اطلاعات را از محیط گرفته و به مغز انتقال میدهد و دستور صادر شده از مغز را به سلول ها و ارگان های بدن میرساند تا درست و هماهنگ کار کنند.

    تومور سیستم عصبی مرکزی در کودکان چیست؟

    تومور های سیستم عصبی مرکزی (CNS) عامل اصلی مرگ و میر ناشی از سرطان در کودکان هستند و ۳۰ درصد از مرگ ناشی از سرطان را تشکیل میدهند. تومور CNS زمانی بوجود می آید که سلول های سالم در مغز یا نخاع تغییر کنند و رشد خارج از کنترل داشته باشند و در نهایت توده هایی را در مغز و نخاع تشکیل دهند. این تومور ها میتوانند سرطانی (بدخیم) یا غیر سرطانی (خوش خیم) باشند. تومور سرطانی بدخیم به توموری گفته میشود که به سرعت رشد میکند و در سایر قسمت های بدن گسترش یابد. تومور خوش خیم به توموری گفته میشود که اغلب سرعت انتشار و رشد کمتری داشته باشد. تومور ایجاد شده در CNS میتواند بسیار چالش برانگیز باشد زیرا ممکن است فرآیند های حیاتی فرد مانند فرآیند های فکری و حرکتی را تحت تاثیر قرار دهد. درمان تومور CNS در نوزادان و خردسالان میتواند چالش برانگیز تر هم باشد زیرا مغز آن ها هنوز در حال رشد و تکامل است.

    علائم و نشانه های تومور های سیستم عصبی مرکزی در کودکان چیست؟

    سردرد های شدید از نشانه های تومور های سیستم عصبی مرکزی در کودکان
    قبل از شروع این بخش اشاره به این نکته الزامی است که گاهی کودک مبتلا به تومور CNS میتواند هیچ یک از علائم و نشانه های شرح داده شده در زیر را نداشته باشد و یا ممکن است علائم نام برده شده تنها علت و یا نشانه یک بیماری پزشکی دیگر باشد. لیکن، قبل از نتیجه گیری شخصی راجع به این موضوع ضروریست که آن را با یک پزشک متخصص مغز و اعصاب و یا متخصص اطفال در میان بگذارید. تیم مشاوره و پزشکی دکتر با من در این زمینه میتواند به شما و کودکتان یاری رساند. علائم تومور مغزی در کودکان ممکن است بر هر یک از عملکرد های مغز تاثیر بگذارد که به محل قرار گیری تومور بستگی دارد. تومور CNS به طور کلی میتواند علائم زیر را در کودکان ایجاد کند:
      • سردردی که اغلب با گذشت زمان شدیدتر شده و حتی گاهی ممکن است خواب کودک را دچار اختلال کند.
      • حالت تهوع و استفراغ مداوم
      • ضعف و کلافگی غیر قابل توجیه مانند دشواری در راه رفتن و حفظ تعادل
      • مشکلات در بینایی کودک
      • تاخیر در رشد
      • کاهش سطح یادگیری
      • شروع زود هنگام یا دیر هنگام بلوغ
      • درد به خصوص در ناحیه کمر
      • تشنج که شامل حرکات غیر ارادی و ناگهانی در عضلات کودک است.
      • تیک های حرکتی یا عضلانی
    در صورت مشاهده این علائم در کودکان حتما آن را با پزشک متخصص مغز و اعصاب کودکان در میان بگذارید و در صورت تشخیص تومور همکاری و مشارکت لازم را با تیم پزشکی به عمل آورید.

    انواع تومور های سیستم عصبی مرکزی در کودکان کدام است؟

    اغلب تومور های سیستم عصبی مرکزی در سلول های طبیعی مغز و نخاع یعنی نورون ها و گلیا ایجاد میشوند. تومور هایی که از نورون ها شروع میشوند شامل مدولوبلاستوما و تومور های نورواکتودرمال اولیه یا PNETs هستند و توموهایی که از گلیا شروع میشوند شامل گلیوما، آستروسیتوما، اولیگوندرگلیوما و اپاندیموم میباشند. تومور های CNS اغلب با توجه به منشا بافت تومور ها و درجه یا grade نام گذاری و توصیف میشوند. هر تومور درجه ای بین ۱ تا ۴ میگیرد که نشان دهنده این است که آیا تومور رفتار تهاجمی دارد؟ و آیا احتمال انتشار آن به سایر قسمت های مغز و ستون فقرات وجود دارد؟ در ادامه با جزئیات بیشتری به توضیح این بخش میپردازیم.

    پیشگیری از ابتلا به تومور های سیستم عصبی مرکزی در کودکان چگونه ممکن است؟

    هنوز منشا پیدایش این نوع تومور ها مشخص نیست به همین دلیل نیز هیچ راه حل علمی و شناخته شده ای برای جلوگیری از ابتلا به آن در کودکان وجود ندارد اما با انجام اقداماتی میتوان به طور کلی از ابتلا به سرطان جلوگیری کرد.
      • مشاوره ژنتیک: اگر در خانواده شما سابقه ابتلا به تومور های مغزی یا نخاعی وجود دارد، مشاوره ژنتیک میتواند به تعیین وجود یک عامل خطر به شما کمک کند
      • اجتناب از قرار گرفتن در معرض تشعشعات: قرار گرفتن در معرض پرتو ها مانند پرتو های دستگاهای MRI میتواند خطر ابتلا به تومور های مغزی را افزایش دهد بنابراین ضروریست که کودکتان را کمتر در معرض خطر این پرتو ها قرار دهید.
      • محافظت در برابر آسیب به سر: اسیب به سر میتواند خطر ابتلا به تومور های مغزی را افزایش دهد. بنابراین استفاده از کلاه ایمنی در هنگام انجام ورزش ها و فعالیت های پرخطر ضروریست.
      • سبک زندگی سالم: حفظ یک سبک زندگی سالم که شامل یک رژیم غذایی سالم ورزش منظم است میتواند به کاهش خطر ابتلا به این بیماری کمک کند.
      • معاینات منظم: معاینات منظم پزشک متخصص اطفال میتواند به شناسایی به موقع هر نوع خطر بالقوه برای کودک کمک کند.

    درمان تومور مغزی در کودکان چگونه انجام میشود؟

    در بسیاری از موارد تیمی از پزشکان با یک کودک و خانواده برای ارائه مراقبت همکاری میکنند. اعضای این تیم اغلب شامل جراح مغز و اعصاب، انکولوژیست اطفال، انکولوژیست پرتودرمانی، متخصص مغز و اعصاب، رادیولوژیست اعصاب و آسیب شناس عصبی است. این تیم همچنین شامل دستیاران پزشک و پرستاران و داروسازان نیز هست. گزینه های درمانی و توصیه های علمی برای کودکان به عوامل مختلفی از جمله نوع تومور، سرطانی بودن یا نبودن، درجه یا گرید تومور، عوارض جانبی احتمالی درمان، ترجیحات خانواده، سن و سلامت کلی کودک بستگی دارد. به طور مثال پرتو درمانی برای کودکان زیر ۳ سال پیشنهاد نمیشود، زیرا ممکن است در فرآیند یادگیری و حافظه کودک در آینده مشکل ایجاد کند. در ادامه به انواع متداول رویکردهای درمان تومور های CNS در کودکان میپردازیم.

    عمل جراحی تومور های سیستم عصبی مرکزی در کودکان

    برداشتن تومور و برخی از بافت های سالم اطراف آن در طی یک عمل جراحی انجام میگیرد. هدف از جراحی برداشتن بافت جهت تشخیص و برداشتن کامل تومور مغزی برای بیشتر شدن شانس درمان و تسکین علائم ناشی از ایجاد تومور است. گاهی تومور بین سلول های عصبی سالم گسترش پیدا میکند که باعث دشواری انجام عمل جراحی میشود یا گاهی ممکن است به علت محل خاص رشد تومور در مغز با جراحی قابل برداشتن نباشد، در این شرایط جراحی ممکن است محدود و یا درمان دیگری توصیه شود. جراحی ممکن است عوارضی جانبی برای سلامت کودک شما داشته باشد پس لازم است قبل از انجام این درمان بر روی کودکتان با تیم پزشکی درباره عوارض جانبی احتمالی آن صحبت کنید.

    پرتو درمانی تومور های سیستم عصبی مرکزی در کودکان

    در پرتودرمانی با استفاده از تاباندن انواع مختلفی از پرتوها با انرژی بالا از رشد تومور جلوگیری میشود و آن را از بین میبرد. در یک برنامه پرتو درمانی معمولا تعداد معینی از درمان در یک دوره زمانی خاص به کودک داده میشود. رایج ترین نوع پرتو درمانی، پرتو درمانی خارجی نامیده میشود که در آن پرتو از یک دستگاه خارجی به محل مورد نظر میتابد. هنگامی که پرتو درمانی با استفاده از ایمپلنت انجام شود، به آن پرتو درمانی داخلی میگویند. نوع دیگری از پرتو درمانی که ممکن است برای تومور سیستم عصبی مرکزی در کودکان استفاده شود، پروتون درمانی است. پروتون درمانی نوعی از پرتو درمانی خارجی است که به جای اشعه ایکس از ذره ای به نام پروتون استفاده میشود. انرژی بالای این ذرات میتواند سلول های سرطانی را از بین ببرد و این درحالی است که آسیب کمتری به بافت سالم وارد میکند. عوارض جانبی پرتو درمانی ممکن است شامل خستگی، ناراحتی های پوستی، اختلال در کارکرد درست معده، سردرد و اختلالات روده باشد که البته اکثر این عوارض بلافاصله پس از پایان درمان از بین میروند.

    شیمی درمانی تومور سیستم عصبی مرکزی در کودکان

    در این روش با استفاده از داروهای قوی سعی میشود تا سلول های سرطانی از بین روند و از رشد و انتشار بیشتر آنها جلوگیری شود. شیمی درمانی سیستمیک وارد جریان خون کودک میشود تا به سلول های سرطانی در سراسر بدن برسد. شیمی درمانی معمولا از طریق تزریق دارو به رگ و کانال نخاعی یا بلعیده شدن قرص یا کپسول انجام میشود. یک برنامه شیمی درمانی معمولا شامل تعداد مشخصی از چرخه های انجام شده در یک دوره زمانی است و ممکن است در آن از یک نوع دارو و یا ترکیبی از انواع دارو ها استفاده شود. با توجه به نوع تومور کودک ممکن است به همراه شیمی درمانی از پرتو درمانی نیز استفاده شود. گاهی نیز پس از شیمی درمانی ممکن است کودک نیاز به بافت برداری یا عمل جراحی داشته باشد. عوارض جانبی شیمی درمانی برای هر فرد میتواند متفاوت باشد اما به طور کلی شیمی درمانی باعث خستگی، خطر ابتلا به عفونت، حالت تهوع و استفراغ، ریزش مو، از دست دادن اشتها و اسهال در کودک میشود.

    چه کسانی بیشتر در خطر ابتلا به تومور های سیستم عصبی مرکزی قرار دارند؟

    اطلاعات کافی و قابل استنادی هنوز برای جواب قاطع به این سوال در دسترس نیست اما به طور کلی میتوان برخی از عوامل تاثیر گذار در ابتلا به تومور مغزی در کودکان را اینگونه نام برد:
      1. سن: تومور های مغزی در کودکان زیر ۸ سال بیشتر دیده میشوند.
      1. جنسیت: انواع خاصی از تومور ها در پسران بیشتر از دختران به وجود می آیند.
      1. سابقه خانوادگی: سابقه خانوادگی تومورهای مغز یا نخاع خطر ابتلا به این تومورها را افزایش می دهد.
      1. اختلالات ژنتیکی: برخی اختلالات ژنتیکی مانند نوروفیبروماتوز، توبروس اسکلروزیس و سندرم Li-Fraumeni خطر ابتلا به تومورهای مغزی را افزایش می دهند.
      1. اختلالات سیستم ایمنی: کودکان مبتلا به اختلالات سیستم ایمنی، مانند HIV/AIDS یا گیرندگان پیوند، بیشتر در معرض خطر ابتلا به تومورهای مغزی هستند.

    سخن پایانی

    به طور کلی ایجاد تومور مغزی در کودکان بسیار نادر است و همین مسئله گاهی فرآیند درمان را با دشواری همراه میکند. کمک گرفتن از علم نوین روز و پیشرفت ها روز افزون در این حوزه میتواند به سلامت کودک شما کمک کند. تیم مشاوره و پزشکی دکتر با من اینجاست تا شما را در این راه سخت و دشوار همراهی کند.منابع

    ۲۱ دی ۱۴۰۳ توسط مدیر سایت 0 دیدگاه

    تشکیل نشدن مغز نوزاد یا بیماری آنانسفالی چیست ؟تشخیص و راه درمان آن

    آنسفالی (Anencephaly) یا آنانسفالی – تشکیل نشدن مغز نوزاد به عنوان نوعی مشکل مادرزادی در نظر گرفته می شود. هنگامی که رشد جمجمه، مغز و پوست سر نوزاد در رحم رخ نمی دهد، این ضایعه ایجاد خواهد شد. نوزادان متولد شده با این عارضه بعد از چند ساعت یا چند روز بعد از تولد از بین می روند. با مصرف دوز اسید فولیک قبل و حین بارداری که توصیه شده است، می توان خطر تولد نوزاد با چنین عارضه ای را کاهش داد و به حداقل رساند.

    در مورد میزان شیوع این عارضه می توان گفت که از هر 5000 تا 10000 نوزاد، یک نوزاد به این عارضه مبتلا است و با آن به دنیا می آید. این عارضه در نوزادان دختر بیش از پسران به چشم می خورد. اغلب بارداری هایی که جنین مبتلا به آنسفالی را در بر دارند، به سقط یا مرده زایی منجر می شود.

    افرادی که فرزندی دیگر با NTD دارند، احتمال تولد فرزند مبتلا به آنسفالی در آنها بیشتر است. این مقاله به همین موضوع پرداخته و مطالبی در حیطه تاریخچه، معرفی، علل، علائم، نحوه تشخیص، خطرات و چگونگی درمان و همچنین پیشگیری از این بیماری را به مخاطبان خود ارائه داده است. با این مقاله همراه شوید و آن را تا انتها مطالعه کنید.

    تاریخچه بیماری چیست؟

    شناخته شدن بیماری آنسفالی برای اولین بار مربوط به قرن شانزدهم بوده است. در سال 1989 فردی به نام Aubrey Milunsky به همراه همکاران خود مشاهده کرد که موارد نقص لوله عصبی در افرادی که مصرف مکمل اسید فولیک را طی مدت زمان بارداری خود مورد توجه قرار داده اند، کاهش پیدا کرده است.

    در سال 1992 شخصی به نام ترسا با این بیماری به دنیا آمد و والدین وی از این موضوع آگاه بودند که فرزندشان از بین خواهد رفت.

    بیماری آنانسفالی (آنسفالی) چیست؟

    آنسفالی را می توان یک نقص مادرزادی جدی در نظر گرفت که در آن تولد نوزاد بدون بخش هایی از جمجمه و مغز خواهد بود. این بیماری، نوعی نادر از نقص لوله عصبی است که می تواند از هر 4600 نوزاد، یک نفر را مبتلا کند. راهی وجود ندارد که از طریق آن بتوان آنسفالی را درمان کرد. اکثر نوزادان متولد شده با این عارضه، پیش از تولد یا کمی بعد از آن از بین می روند. درصد اندکی از این بیماران به زندگی ادامه می دهند و به دوران کودکی خواهند رسید.

    تشکیل شدن مغز و ستون فقرات جنین در دوران بارداری آغاز می شود و تشکیل لوله عصبی 28 تا 32 روز بعد از لقاح خواهد بود. با بسته نشدن بخشی از لوله عصبی به طور کامل، سوراخی در این لوله ایجاد می شود. این سوراخ گاهی اوقات باز می ماند و گاهی استخوان یا پوست آن را پوشش خواهد داد. محل قرارگیری این سوراخ در آنانسفالی در جمجمه است.

    آنسفالی یا تشکیل نشدن مغز نوزاد چگونه رخ می دهد؟

    بیماری آنانسفالی یا بی مخ زایی که گاهی آن را «جمجمه باز» نیز می نامند، هنگامی رخ می دهد که بسته شدن بخش بالایی لوله عصبی طی رشد کودک به طور کامل انجام نشود. لوله عصبی، قطعه ای صاف از بافت بوده که رشد آن به شکل لوله است و تشکیل دهنده مغز و نخاع خواهد بود. رشد مغز و جمجمه بدون لوله بسته اتفاق نخواهد افتاد.

    مانند کلیه نقایص لوله عصبی، بروز این عارضه در هفته های سوم و چهارم بارداری خواهد بود. ادامه شکل گیری و رشد بقیه بدن نوزاد (بر خلاف مغز) با پیشرفت بارداری صورت می گیرد.

    دلایل بروز بیماری آنانسفالی می تواند شامل چه مواردی باشد؟

    این بیماری، عارضه ای پیچیده است که احتمال دارد وقوع آن در اثر تعامل چندین عامل ژنتیکی و محیطی باشد. شناسایی برخی از این عوامل انجام شده است؛ اما بسیاری از آنها هنوز ناشناخته هستند. ده ها ژن موجود است که تغییرات آنها می تواند تاثیر قابل توجهی بر خطر ابتلا به این نوع نقش لوله عصبی داشته باشد.

    MTHFR مهم ترین این ژن ها هستند. این ژن قابلیت ساخت پروتئینی را دارد که در پردازش فولات نقش دارد که به آن ویتامین B9 نیز گفته می شود. فولات، ویتامینی است که بررسی نقش کمبود آن در به وجود آمدن نقص لوله عصبی انجام شده است. تغییر در ژن MTHFR با کاهش فولاتی که در دسترس است، می تواند زمینه ساز بروز نقص لوله عصبی بشود.

    تغییرات در ژن های دیگری که به پردازش فولات مربوط هستند و همچنین ژن هایی که در رشد لوله عصبی دخالت دارند، به عنوان عوامل خطر بالقوه برای آنسفالی در نظر گرفته و بررسی شده اند. این در حالی است که به نظر نمی رسد که هیچ ژنی به تنهایی بتواند در ایجاد این بیماری نقش مهمی داشته باشد.

    محققان همچنین به بررسی عوامل محیطی که ممکن است منجر به بیماری آنانسفالی شود، پرداخته اند. کمبود فولات نقش مهمی در این زمینه دارد. مطالعات نشان دهنده این است زنانی که مصرف مکمل های دارای اسید فولیک (شکل مصنوعی فولات) را پیش از بارداری و در اوایل آن مورد توجه قرار می دهند، به میزان قابل توجهی کمتر از سایرین با نقص لوله عصبی مانند آنسفالی مواجه می شوند.

    عوامل خطر احتمالی مادر برای تولد نوزاد مبتلا به آنسفالی

    دیگر عوامل خطر احتمالی مادر برای تولد نوزادی که به آنسفالی مبتلا می شود، عبارت است از:

    • چاقی بیش از حد مادر باردار
    • دیابت بارداری کنترل نشده
    • استفاده از برخی از داروهای ضد تشنج، میگرن و اختلال دوقطبی در دوره بارداری می تواند زمینه ساز نقص لوله عصبی شود که عبارت است از: فنی توئین، والپروئیک اسید و کاربامازپین.
    • دریافت نکردن اسید فولیک در دوره بارداری به میزان کافی
    • قرارگیری در معرض گرمای زیاد (تب بالای مادر) مانند ابتلا به بیماری هایی که با تب همراه هستند یا استفاده از سونا یا جکوزی در اوایل دوره بارداری (زمانی که بسته شدن لوله عصبی جنین در حال انجام است)، در این دسته قرار می گیرند.
    • مصرف مواد افیونی در دو ماه اول دوره بارداری؛ این مواد افیونی که شکل دارویی آنها نیز وجود دارد، عبارت است از: اکسی کدون، مورفین، متادون، کدئین، مپریدین، هیدروکدون، ترامادول، پروپوکسیفن، بوتورفانول، هیدرومورفون، فنتانیل، هروئین، نالبوفین، بوپرنورفین، نالبوفین و دیفنوکسیلات.

    با این حال هنوز مشخص نشده است این عوامل چگونه می توانند تاثیر خود را بر خطر آنسفالی بگذارند.

    علائم بیماری آنسفالی چه مواردی را در بر می گیرد؟

    بیماری آنانسفالی یا تشکیل نشدن مغز نوزاد طوری است که ظاهر کودکان و نوزادان کاملا آن را نشان می دهد؛ علت این است که بخش های بزرگی از مغز در این گونه افراد تشکیل نشده است. از بین رفتن استخوان های جمجمه در این نوزادان یا رشد بسیار ضعیف آنها در این گونه از کودکان اتفاق افتاده است. در این بیماری، تعداد بسیار زیادی از عملکردهای مغز با اختلال مواجه شده اند و تاثیر قابل توجهی بر رفتارهای حسی و حرکتی کودک گذاشته اند. در ادامه برخی از علائم دیگر آنسفالی ارائه خواهد شد:

    • شکاف کام: شکل نگرفتن مناسب استخوان های سقف دهان در جنین منجر به شکاف کام می شود که در آن لب بالایی به بینی نوزاد متصل شده است.
    • نقص مادرزادی قلب: برخی از نوزادان متولد شده با بیماری آنانسفالی، نقص قلبی نیز دارند و به طور معمول ایست قلبی موجب از بین رفتن آنها می شود.

    برای جلوگیری از ایجاد این گونه بیماری ها، تحت کنترل پزشکی با تجربه بودن، اهمیت دارد. از این روی، دکتر با من می تواند خدمات پزشکی که مورد نیاز مراجعه کنندگان است را به آنها ارائه دهد که شامل مشاوره پزشکی با متخصصان مرتبط در زمینه های مختلف می شود. یعنی این مجموعه برقراری ارتباط بین پزشکان و مراجعه کنندگان را از طریق ارائه مواردی مانند مشخصات و نحوه دسترسی به هر متخصص و پزشک ساده تر می کند.

    تشخیص بیماری آنسفالی چگونه امکان پذیر است؟

    در دوره بارداری، ممکن است پزشک به تجویز آزمایش هایی بپردازد و علائم نشان دهنده نقص لوله عصبی را جستجو کند. همچنین متخصص اطفال می تواند تشخیص این عارضه را بر اساس ظاهر نوزاد و در بدو تولد وی انجام دهد. آزمایش های پیش از تولد برای آنسفالی یا تشکیل نشدن مغز نوزاد شامل موارد زیر هستند.

    غربالگری چهار نشانگر

    این آزمایش خون به بررسی نقص لوله عصبی و اختلالات ژنتیکی می پردازد. با گرفتن نمونه ای از خون فرد توسط مسئول آزمایش و ارسال آن برای آزمایش انجام می شود. سنجش آلفا فتوپروتئین یکی از آزمایش های انجام شده در غربالگری چهار نشانگر است. تست AFP تشخیص سطوح بالاتر از حد معمول این پروتئین را انجام می دهد. تولید AFP به وسیله کبد نوزاد انجام می شود و در صورت وجود آنانسفالی یا تشکیل نشدن مغز نوزاد، نشت سطوح بالایی از آن به خون مادر صورت می گیرد.

    سونوگرافی

    تولید تصاویری از جنین متولد نشده از طریق دستگاه سونوگرافی انجام می شود که در آن از امواج صوتی استفاده می کنند. متخصص مربوطه از سونوگرافی استفاده کرده و جمجمه، ستون فقرات و مغز نوزاد را بررسی می کند.

    تصویربرداری تشدید مغناطیسی (MRI)

    ممکن است متخصص مربوطه، تجویز MRI را انجام می دهد تا جزئیات بیشتری از مغز و ستون فقرات مشاهده شود. MRI آهنرباهایی بسیار قوی را به کار می گیرد که تصاویری از بافت ها و استخوان ها را تولید کند.

    آمنیوسنتز

    پزشک با فرو کردن سوزنی نازک در کیسه آمنیوتیک (حباب پر از مایع پیرامون جنین در رحم) به خارج کردن مقداری مایع می پردازد. آزمایشگاه به بررسی مایع آمنیوسنتز برای سطوح بالای AFP و آنزیم استیل کولین استراز می پردازد. پیدا کردن هر کدام از این موارد می تواند معنای نقص لوله عصبی جنین را بدهد.

    دکتر با من توانسته است مجموعه ای از اطلاعات بهترین پزشکان و متخصصان را تهیه کند. به این ترتیب افراد می توانند از موقعیت مکانی، تخصص، مشخصات، نحوه دسترسی، شماره تلفن تماس و موارد دیگر مربوط به هر متخصص اطلاع پیدا کنند و با در نظر گرفتن نوع نیاز خود به انتخاب متخصص مرتبط بپردازند. به عنوان مثال افرادی که به دنبال سایت دکتر متخصص مغز و اعصاب کودکان در زمینه این گونه از بیماری ها و همچنین بیماری های دیگر هستند، می توانند به وب سایت این مجموعه مراجعه کنند و از خدمات آن بهره مند شوند.

    پیشگیری از بیماری آنانسفالی چگونه ممکن خواهد بود؟

    این بیماری درمانی ندارد و در صورت تولد نوزادی با این عارضه، پزشکان توانایی پیشنهاد هیچ توصیه ای به پدر و مادر نوزاد را نخواهند داشت. با توجه به این موضوع پزشکان تنها چند توصیه دارند که والدین نوزاد بتوانند اوقاتی بهتر را با فرزند خود سپری کنند. به همین علت پیشگیری از بروز این عارضه بسیار مهم است. پزشکان راه های زیر را توصیه می کنند تا از این بیماری جلوگیری شود:

    • مصرف حداقل 400 میکروگرم اسید فولیک پیش از بارداری و حین آن
    • در صورت تصمیم برای بارداری، مواد افیونی مصرف نکنید.
    • خودداری از رفتن به سونا و جکوزی در صورت باردار بودن
    • جدی گرفتن کنترل تب در دوره بارداری
    • نگهداری وزن در حد مناسب قبل از بارداری
    • صحبت در مورد بهترین راه برای مدیریت دیابت (در صورت ابتلا به دیابت) در دوره بارداری با پزشک مربوطه

    خطرات بیماری تشکیل نشدن مغز نوزاد چیست؟

    دکتر متخصص مغز و اعصاب مشهور در تهران و شهرهای دیگر که در این زمینه آگاه و باتجربه هستند و همچنین سایر متخصصان توانایی درمان آنسفالی را نخواهند داشت. اغلب نوزادان متولد شده با این عارضه بعد از چند ساعت یا چند روز از زمان تولد از بین می روند. سقط جنین آنانسفالی نیز قبل از تولد بسیار انجام می شود و امری رایج است.

    آیا بیماری آنانسفالی یا تشکیل نشدن مغز نوزاد قابل درمان است؟

    سوالی که هم اکنون مطرح می شود، این است که آیا آنسفالی قابل درمان است یا خیر؟

    درست است که جلوگیری از آنسفالی ممکن نیست، اما کاهش احتمال تولد فرزند مبتلا به این بیماری امکان پذیر است. رعایت موارد زیر برای کاهش خطرات لازم است.

    دریافت مقدار بسیار زیاد اسید فولیک

    مصرف 400 میکروگرم اسید فولیک در طول روز توصیه می شود؛ حتی اگر تصمیم ندارید باردار شوید. نقص لوله عصبی در ماه اول بارداری به وجود می آید؛ در نتیجه ضروری است که آغاز مصرف اسید فولیک پیش از برنامه ریزی برای باردار شدن اجرا شود. در صورت داشتن کودک مبتلا به NTD با پزشک به مشورت در مورد مصرف بیشتر از 400 میکروگرم اسید فولیک بپردازید.

    خودداری از مصرف برخی داروها

    داروهای کنترل کننده تشنج و درمان کننده میگرن و اختلال دو قطبی، می توانند NTD را به وجود آورند. قبل از بارداری باید در مورد داروهای مصرفی با پزشک مربوطه به صحبت و مشورت پرداخت. همچنین در صورتی که احتمال می دهید باردار باشید، از مصرف مواد افیونی اجتناب کنید.

    دوری از سونا و جکوزی

    برای جلوگیری از بالا نرفتن بیش از حد دمای بدن اگر احتمال بارداری را می دهید، از سونا و جکوزی استفاده نکنید. در صورت داشتن تب در دوره بارداری در مورد استفاده از استامینوفن (به منظور کاهش یافتن دمای بدن) با پزشک و بهترین دکتر مغز و اعصاب صحبت کنید.

    مدیریت سلامتی

    در صورت داشتن اضافه وزن، سعی کنید که قبل از باردار شدن برای کاهش دادن وزن خود اقدام کنید. همچنین متعادل نگه داشتن وزن در طول مدت بارداری حائز اهمیت است. در صورت داشتن دیابت با پزشک به صحبت بپردازید و از وی در مورد نحوه مدیریت ایمن دیابت طی دوره بارداری سوال کنید.

    به این منظور می توانید به وب سایت مجموعه دکتر با من مراجعه کنید و اطلاعات بیشتری در مورد این بیماری و راهکارهای پیشگیری از آن کسب کنید.

    کلام آخر

    بیماری آنسفالی یا آنانسفالی از نارسایی هایی است که نادیده گرفتن مراقبت های بهداشتی لازم در دوره بارداری می تواند آن را به وجود آورد. اما خبر خوب این است افرادی که دارای یک بار سابقه جنین مبتلا به آنسفالی هستند، نباید نگران بارداری های بعدی خود باشند. زیرا احتمال این که این بیماری در بارداری های بعدی نیز به وجود آید، بسیار کم است. جای نگرانی وجود ندارد و مصرف اسید فولیک و رعایت برخی از مراقبت ها می تواند دوره بارداری خوب و نوزادی سالم را به همراه داشته باشد.

    بیماری آنانسفالی یا بی مخ زایی، ضایعه ای بسیار جدی در جنین و نوزادانی است که تازه متولد شده اند. این ضایعه را می توان به عنوان کشنده ترین بیماری نقص مادرزادی مغز و اعصاب معرفی کرد که ابتدای تولد، نوزادان را از بین می برد. در حال حاضر دلیل محکمی وجود ندارد که چرا این نقص مادرزادی بروز پیدا می کند و همچنین درمانی برای این بیماری ارائه نشده است. درصد اندکی از جنین هایی که به این نقص مبتلا هستند، به دنیا می آیند، زیرا بیشتر آنها در نتیجه سقط جنین از بین می روند.

    پزشکان و متخصصانی که از طریق وب سایت دکتر با من معرفی شده اند، می توانند اطلاعات بیشتری در این زمینه به افراد متقاضی و مراجعه کنندگان ارائه دهند. این مجموعه بهترین متخصص اطفال و همچنین فوق تخصص حرفه ای مغز و اعصاب را در زمینه های مختلف پزشکی معرفی کرده و همچنین جزئیاتی را در مورد آنها به افراد متقاضی ارائه داده است.

    ۱۵ دی ۱۴۰۳ توسط مدیر سایت 0 دیدگاه

    آنسفالوپاتی تروماتیک مزمن چیست؟ از علل تا درمان آن

    ما در این مقاله در خصوص بیماری آنسفالوپاتی تروماتیک مزمن صحبت کرده ایم تا شما بتوانید به خوبی در خصوص آن اطلاعات لازم را داشته باشید و همچنین می توانید برای نتیجه گیری بهتر به سایت دکتر با من جهت اخذ نوبت آنلاین پزشکی مراجعه نمایید.

    تاریخچه بیماری آنسفالوپاتی تروماتیک مزمن

    آنسفالوپاتی تروماتیک مزمن (CTE) در ابتدا در سال 1920 توسط دکتر هاریت مارتلن پیشنهاد شد. او این بیماری را به عنوان یک شکل از اختلالات مغزی مزمن که در افرادی که به صورت مکرر تحت ضربه های مغزی قرار می گیرند، رخ می دهد، معرفی کرد. اما تا دهه های بعد، این بیماری به عنوان یک موضوع پژوهشی مورد توجه نبود.

    بیشتر پژوهش ها در زمینه CTE به دلیل تأثیر ضربات سری در ورزشکاران حرفه ای و سایر افرادی که در فعالیت هایی همچون نظامیان و بوکسورها شرکت می کنند، شکل گرفت. این بیماری به عنوان یک مشکل مغزی جدی در ورزشکاران فوتبال در دهه ۲۰۰۰ مطرح شد و باعث شد که این موضوع به عنوان یکی از مسائل اصلی ورزش حرفه ای مطرح شود.

    در سال ۲۰۱۵، برای اولین بار توسط مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری ها (CDC) در ایالات متحده، معیارهای تشخیصی برای CTE تعیین شد. اما هنوز بسیاری از جوانب این بیماری، شامل دقیقاً چگونگی بروز و پیشرفت آن، نامشخص است و پژوهش های بیشتری برای کشف چگونگی پیشرفت این بیماری و درمان آن، باید انجام شود.

    مفهوم بیماری آنسفالوپاتی تروماتیک مزمن

    آنسفالوپاتی تروماتیک مزمن (CTE) یک بیماری مغزی مزمن است که ناشی از تکرار ضربات به سر است، به ویژه در ورزشکاران حرفه ای، نظامیان و دیگر افرادی که در فعالیت هایی همچون بوکس، هاکی، فوتبال آمریکایی، رگبی و سایر ورزش های تماسی شرکت می کنند.

    این بیماری در اثر آسیب های مکرر به مغز و جمجمه ایجاد می شود که در نهایت باعث خرد شدن و مرگ سلول های عصبی در مغز می شود. این بیماری ممکن است برای مدتی پس از ضربه به سر به صورت ناشناخته باقی بماند و در طول زمان به صورت پیشرونده افزایش یابد که ممکن است با علائمی همچون نارسایی حافظه، افت تمرکز، افسردگی، تغییرات شخصیتی و رفتاری، افزایش خشونت و اختلال در حرکت همراه باشد.

    با توجه به نوع و شدت ضربات، مدت زمان بیماری و شدت علائم می تواند متفاوت باشد و در برخی موارد ممکن است به شدت تأثیرگذار بر عملکرد روزانه فرد باشد. هنوز به علت کمبود تحقیقات در این زمینه، درمان دقیقی برای CTE وجود ندارد، اما تلاش ها برای پیشگیری و کاهش خطرات این بیماری همچون استفاده از تجهیزات ایمنی و کاهش تعداد ضربات سری در ورزشکاران، همچنان ادامه دارد.

    علت بیماری آنسفالوپاتی تروماتیک مزمن

    علت اصلی بیماری آنسفالوپاتی تروماتیک مزمن (CTE) تکرار ضربات به سر است. ضربات به سر شامل تمامی ضرباتی هستند که باعث شوک و لرزش مغز درون جمجمه می شوند، از جمله ضرباتی که در ورزش های تماسی مانند فوتبال، هاکی، بوکس، رگبی و سایر ورزش های مشابه، و همچنین به عنوان نتیجه ضربات در حوادث تصادفی و تلاش برای خودکشی اتفاق می افتد.

    این ضربات شوک و لرزش مغز را ایجاد می کنند و باعث شروع یک روند بیماری CTE می شوند. طبق تحقیقات، تکرار ضربات به سر باعث ایجاد آسیب های مکرر به مغز می شود که در نهایت باعث خرد شدن و مرگ سلول های عصبی در مغز می شود. این آسیب های مکرر باعث افزایش تجمع پروتئین های خاص در مغز می شوند، که ممکن است به علت افزایش خطر ابتلا به CTE کمک کنند.

    با توجه به اینکه بیشتر موارد CTE در ورزشکاران حرفه ای و نظامیان رخ می دهد، احتمالاً تعداد زیادی ضربات به سر در طول سال ها باعث ایجاد بیماری شده و نه تنها شدت علائم بلکه همچنین فراوانی وقوع آن را بیشتر می کند.

    علائم بیماری آنسفالوپاتی تروماتیک مزمن

    علائم بیماری آنسفالوپاتی تروماتیک مزمن (CTE) ممکن است برای مدتی پس از ضربه به سر به صورت ناشناخته باقی بماند و در طول زمان به صورت پیشرونده افزایش یابد. علائم بیماری ممکن است شامل موارد زیر باشد:

    • نارسایی حافظه و کاهش توانایی یادگیری
    • افت تمرکز و کاهش توانایی تمرکز
    • افسردگی، اضطراب، خشم و تغییرات شخصیتی
    • افزایش خشونت و اختلال در حرکت
    • ناهنجاری های بینایی و شنوایی
    • سردرد مزمن
    • درد عضلانی و ستون فقرات
    • بی خوابی و اختلالات خواب
    • افزایش خطر ابتلا به بیماری های مغزی مانند آلزایمر

    علائم بیماری ممکن است برای مدت زمان طولانی پس از آخرین ضربه به سر باقی بمانند و با توجه به نوع و شدت ضربات، میزان خطر ابتلا به CTE و شدت علائم می تواند متفاوت باشد. همچنین، در برخی افراد، علائم به صورت شدیدتر و سریع تر پیشرفت می کند. با این حال، در برخی دیگر افراد، علائم به صورت کمتر قابل مشاهده هستند و پیشرفت آنها به طور کامل متوقف می شود.

    چگونه می توان از بیماری CTE جلوگیری کرد؟

    هیچ درمان دقیقی برای بیماری آنسفالوپاتی تروماتیک مزمن (CTE) وجود ندارد، با این حال، برخی روش های پیشگیری و کاهش خطرات مرتبط با این بیماری عبارتند از:

    1. استفاده از تجهیزات ایمنی: استفاده از کلاه ورزشی و ماسک صورت برای کاهش ضربات به سر در ورزش های تماسی مانند فوتبال و هاکی می تواند کمک کننده باشد.
    2. کاهش تعداد ضربات به سر: کاهش تعداد ضربات به سر در ورزش های تماسی و جلوگیری از تکرار ضربات به سر می تواند به جلوگیری از بروز بیماری CTE کمک کند.
    3. درمان زمانی: در صورت بروز آسیب به سر، باید به طور سریع به درمان آن پرداخته شود تا خطر ابتلا به CTE کمتر شود.
    4. تشخیص زودهنگام: تشخیص زودهنگام بیماری CTE و آغاز درمان به موقع می تواند به کاهش شدت علائم و تأخیر در پیشرفت بیماری کمک کند.
    5. آموزش و آگاهی: آموزش و آگاهی از خطرات بیماری CTE، به ویژه در ورزشکاران و نظامیان، می تواند به جلوگیری از این بیماری کمک کند.
    6. دنبال کردن سبک زندگی سالم: داشتن سبک زندگی سالم، شامل تغذیه مناسب، خواب کافی، ورزش منظم و کاهش استفاده از مواد مخدر و الکل می تواند به حفاظت از سلامتی مغز کمک کند.
    7. تغییرات در قوانین ورزش: تغییرات در قوانین ورزش‌های تماسی، به منظور کاهش تعداد ضربات به سر و ایجاد فاصله بهینه از موقعیت‌های خطرناک، می‌تواند به جلوگیری از بروز CTE کمک کند.
    8. تحقیقات بیشتر: تحقیقات بیشتر در زمینه بیماری CTE و راهکارهای جلوگیری از آن می‌تواند به شناخت بهتر این بیماری و توسعه راهکارهای جدید برای جلوگیری از آن کمک کند.

    به طور کلی، جلوگیری از بروز ضربات به سر و درمان به موقع آنها، مانند استفاده از تجهیزات ایمنی، می تواند به کاهش خطر ابتلا به بیماری CTE کمک کند.

    روش های درمانی بیماری آنسفالوپاتی تروماتیک مزمن

    هیچ درمان دقیقی برای بیماری آنسفالوپاتی تروماتیک مزمن (CTE) وجود ندارد، اما درمان علائم مرتبط با آن می‌تواند به کاهش شدت علائم و بهبود کیفیت زندگی بیمار کمک کند. برخی از روش‌های درمانی به شرح زیر هستند:

    • مدیریت درد: داروهای مسکن می‌توانند در بهبود درد و عدم راحتی کمک کنند.
    • ترکیب درمانی: می‌توان از ترکیب درمان‌های مختلف، مانند درمان دارویی، درمان شناختی رفتاری و درمان شناختی، برای بهبود علائم CTE استفاده کرد.
    • فیزیوتراپی: تمرینات فیزیکی و فعالیت‌های درمانی می‌توانند به بهبود تاب‌آوری و عملکرد روزانه بیمار کمک کنند.
    • تغذیه مناسب: تغذیه‌ی مناسب با مصرف مواد غذایی سالم و از جمله میوه‌ها، سبزیجات، ماهی، مواد غذایی حاوی آهن، روی، ویتامین ب، ویتامین C، ویتامین D، ویتامین E و اسید چرب امگا 3 می‌تواند به حفظ سلامتی مغز و بهبود علائم CTE کمک کند.
    • مشاوره: مشاوره با یک روانشناس یا مشاور، می‌تواند به بهبود علائم افسردگی، اضطراب و اختلال خلقی بیمار کمک کند.
    • حمایت اجتماعی: حمایت از خانواده و دوستان، و شرکت در گروه‌های پشتیبانی می‌تواند به بهبود روابط اجتماعی و روحیه بیمار کمک کند.
    • مدیریت ترس و استرس: استفاده از روش‌های مدیریت ترس و استرس مانند آموزش تمرکز و تنفس، می‌تواند به بهبود وضعیت روانی بیمار کمک کند.

    به طور کلی، درمان CTE شامل یک سری روش‌های چندگانه است که بسته به شدت علائم و وضعیت بیمار، ممکن است متفاوت باشد. همچنین، پیشگیری و جلوگیری از بروز آسیب به سر و تکرار ضربات به سر، می‌تواند به کاهش خطر ابتلا به CTE کمک کند.

    نتیجه گیری

    در این مقاله، به بررسی بیماری آنسفالوپاتی تروماتیک مزمن (CTE)، یک بیماری مغزی که ناشی از تکرار ضربات به سر است، پرداخته شد. ابتدا به علائم و علل این بیماری پرداخته شد و سپس به راهکارهای پیشگیری از بروز CTE، شامل استفاده از تجهیزات ایمنی، کاهش تعداد ضربات به سر، درمان زمانی و آگاهی از خطرات بیماری پرداخته شد. در انتها، روش‌های درمانی برای کاهش شدت علائم CTE، شامل مدیریت درد، ترکیب درمانی، فیزیوتراپی، تغذیه مناسب، مشاوره، حمایت اجتماعی و مدیریت ترس و استرس بیان شدند.

    بنابراین، می‌توان نتیجه گرفت که برای جلوگیری از بروز CTE، باید از راهکارهای پیشگیری مانند استفاده از تجهیزات ایمنی و کاهش تعداد ضربات به سر استفاده کرد و در صورت بروز آسیب به سر، به درمان آن پرداخته شود و به دکتر فوق تخصص مغز و اعصاب مراجعه کنید. همچنین، در صورت بروز علائم مرتبط با CTE، روش‌های درمانی مختلف مانند مدیریت درد، ترکیب درمانی، فیزیوتراپی و مشاوره می‌توانند به بهبود علائم کمک کنند.

    منابع

    1. Stern, R. A., Daneshvar, D. H., Baugh, C. M., Seichepine, D. R., Montenigro, P. H., & Riley, D. O. (2013). Clinical presentation of chronic traumatic encephalopathy. Neurology, 81(13), 1122-1129.

    2. Montenigro, P. H., Alosco, M. L., Martin, B. M., Daneshvar, D. H., Mez, J., Chaisson, C. E., … & Tripodis, Y. (2017). Cumulative head impact exposure predicts later-life depression, apathy, executive dysfunction, and cognitive impairment in former high school and college football players. Journal of neurotrauma, 34(2), 328-340.

    3. McKee, A. C., Stern, R. A., Nowinski, C. J., Stein, T. D., Alvarez, V. E., Daneshvar, D. H., … & Cantu, R. C. (2013). The spectrum of disease in chronic traumatic encephalopathy. Brain, 136(1), 43-64.

    4. Shultz, S. R., & McDonald, S. J. (2016). The potential for animal models to provide insight into mild traumatic brain injury: translational challenges and strategies. Neuroscience & Biobehavioral Reviews, 76, 396-414.

    ۴ دی ۱۴۰۳ توسط مدیر سایت 0 دیدگاه

    آلزایمر چیست ؟ علائم، مراحل و درمان بیماری

    بیماری آلزایمر یک اختلال عصبی پیشرونده است که باعث کوچک شدن مغز (آتروفی) و مرگ سلول‌های مغز می‌شود. بیماری آلزایمر شایع‌ترین علت زوال عقل است – کاهش مداوم در مهارت‌های تفکر، رفتار و اجتماعی که بر توانایی فرد برای عملکرد مستقل تأثیر می‌گذارد.

    تقریباً 5.8 میلیون نفر در آمریکا با سن 65 سال به بالاتر به بیماری آلزایمر مبتلا هستند. از این تعداد 80 درصد 75 سال و بالاتر هستند. از حدود 50 میلیون نفر مبتلا به زوال عقل در سراسر جهان، بین 60 تا 70 درصد تخمین زده می‌شود که به بیماری آلزایمر مبتلا باشند.

    علائم اولیه بیماری شامل فراموشی رویدادها یا مکالمات اخیر است. با پیشرفت بیماری، فرد مبتلا به بیماری آلزایمر دچار اختلال شدید حافظه می‌شود و توانایی انجام کارهای روزمره را از دست می‌دهد. داروها ممکن است به طور موقت علائم را بهبود یا کاهش دهند.

    این درمان‌ها گاهی اوقات می‌توانند به افراد مبتلا به بیماری آلزایمر کمک کند تا عملکرد خود را به حداکثر برسانند و استقلال خود را برای مدتی حفظ کنند. برنامه ها و خدمات مختلف می‌تواند به حمایت از افراد مبتلا به این بیماری و مراقبان آن ها کمک کند. با ما همراه باشید تا به بررسی بیشتر بیماری آلزایمر بپردازیم.

    بیماری آلزایمر چیست؟

    بیماری آلزایمر یک نوع بیماری پیشرونده زوال عقل است. زوال عقل یک اصطلاح گسترده‌تر برای شرایطی است که بر حافظه، تفکر و رفتار تأثیر منفی می گذارد.

    تغییرات در زندگی روزمره اختلال ایجاد می کند. زوال عقل می تواند علل مختلفی داشته باشد، مانند آسیب‌های مغزی یا ابتلا به برخی بیماری‌ها. گاهی اوقات علت زوال عقل ناشناخته است.

    طبق گزارش انجمن آلزایمر، بیماری آلزایمر 60 تا 80 درصد موارد زوال عقل را تشکیل می دهد. اکثر افراد مبتلا به این بیماری پس از سن 65 سالگی تشخیص داده می شوند. اگر قبل از آن زمان تشخیص داده شود، به طور کلی به عنوان بیماری “شروع جوانی” یا “آلزایمر زودرس” نامیده می شود.

    هیچ درمانی برای آلزایمر وجود ندارد، اما درمان‌هایی وجود دارد که می‌توانند پیشرفت بیماری را کاهش دهند.

    تاریخچه بیماری آلزایمر و زوال عقل

    تاریخچه مختصری از بیماری آلزایمر به ما می گوید که این بیماری اولین بار توسط پزشکان مصری در حدود 2000 سال قبل از میلاد مسیح شناسایی شد، یعنی زمانی که مصریان متوجه شدند افرادی که پا به سن می‌گذارند حافظه خود را از دست می‌دهند. تا قرن پانزدهم اعتقاد بر این بود که زوال عقل صرفاً بخشی از پیری است و نه یک بیماری.

    فیثاغورث، بقراط و افلاطون همگی دریافتند که سن بالاتر با کاهش وضعیت ذهنی همراه است و بر عملکرد ذهنی تأثیر می‌گذارد.

    با این حال، مارکوس سیسرو بود که در حدود سال 43 قبل از میلاد برای اولین بار اشاره کرد که پیری همیشه باعث کاهش عملکرد ذهنی نمی‌شود و زوال عقل نتیجه اجتناب‌ناپذیر پیری نیست.

    با این حال، افول امپراتوری روم در آن زمان به کاهش قابل توجهی در مطالعه پزشکی منجر شد. همچنین در این دوران، تئوکراسی بر قرون وسطی تسلط یافت و این تمایل وجود داشت که “پیری و کهولت” را مجازاتی از سوی خداوند برای “گناهانی” که فرد در طول زندگی مرتکب شده در نظر بگیرند.

    اعتقادات مذهبی در مورد آلزایمر

    در قرون وسطی، بسیار متداول بود که اختلالات روانی، مانند زوال عقل و افسردگی، به عنوان مجازاتی تلقی شوند که خداوند برای گناهان مرتکب شده در نظر می‌گرفت. بیماران مبتلا به زوال عقل قربانیان دائمی جادوگران بودند. سوزاندن و حلق آویز کردن در سراسر قرن پانزدهم گسترده بود.

    تاریخچه بیماری آلزایمر نشان می‌دهد که بدرفتاری با بیماران زوال عقل در سطح جهانی گسترده بوده و بیش از سه قرن ادامه داشته است.

    تنها با پیشرفت پزشکی عصر مدرن بود که زوال عقل به عنوان یک بیماری در نظر گرفته شد، اما حتی در آن زمان نیز ننگ شدیدی در جامعه به همراه داشت که هنوز هم وجود دارد. حتی امروز هم بسیاری از فرهنگ‌ها و نژادها زوال عقل و بسیاری از اختلالات روانی را یک پدیده معنوی یا ماوراء طبیعی می‌دانند.

    خانواده‌ها به این دلیل که اعضای خانواده‌، جنون خود را پنهان می‌کردند، یا آن‌ها را به زنجیر می‌کشیدند و یا آنها را از جامعه جدا می‌کردند تا از قضاوت منفی جامعه به دور باشند. بررسی‌ها نشان می‌دهد که حتی امروزه، نزدیک به 25 درصد از افراد مبتلا به آلزایمر یا زوال عقل، بیماری خود یا نزدیکانشان را از ترس آزار و اذیت یا انگ اجتماعی پنهان می‌کنند.

    متأسفانه، به دلیل درک ضعیف از اختلالات روانی مانند زوال عقل، تعداد قابل توجهی از مردم به دنبال درمان نمی‌روند که منجر به تاخیر در تشخیص و بدتر شدن علائم آنها می‌شود.

    کلمه “dementia” (زوال عقل) در سال 600 پس از میلاد به وجود آمد، یعنی زمانی که سنت ایزیدور، اسقف اعظم سویل، در کتاب خود به نامEtymologies که اولین دایره المعارف بود، از آن استفاده کرد. این کلمه در لاتین به معنای “بی خیال بودن” است.

    با فرا رسیدن عصر مدرن پزشکی در حدود قرن هجدهم، تشخیص زوال عقل اولین بار در سال 1797 توسط فیلیپ پینل به عنوان یک اصطلاح پزشکی پذیرفته شد.

    شاگرد پینل، ژان اتین دومینیک اسکویرول، می‌گوید: «زوال عقل این است که ناتوانی‌ها در تشخیص، توانایی عقلانی و اراده به دلیل بیماری‌های مغزی نشان داده می‌شوند و به این معناست که از شادی نمی‌توان لذت برد و ثروتمندان به واسطه آن فقیر می‌شوند.»

    چه کسی نام بیماری آلزایمر را گذاشت؟

    اتو بینسوانگر (Otto Binswanger)، پزشک سوئیسی، برای اولین بار اشاره کرد که زوال عقل، خود را به عنوان یکی از مراحل پایانی سیفلیس نشان می دهد؛ اما این آلویس آلزایمر (Alois Alzheimer) بود که نام بیماری آلزایمر را به طور محکم در کتاب های پزشکی جای داد.

    آلویس آلزایمر در دوران دانشجویی همراه با روانپزشک امیل کریپلین اولین کسانی بودند که ویژگی های پاتولوژیک زوال عقل را کشف کردند.

    آلویس آلزایمر یک بیمار زن 50 ساله (آگوست دیتر) داشت که با مشکلات حافظه دست و پنجه نرم می‌کرد؛ این بیمار به مرور با مشکلات پارانوئید، ترس و پرخاشگری مواجه شد و در نهایت نیاز به بستری شدن در بیمارستان داشت.

    در این زمان، آلویس علائم خود را به طور کامل ثبت و سوابق خود را حفظ کرده بود. او تا زمان مرگش در سال 1901 به مدت پنج سال در بیمارستان ماند. آلویس آلزایمر با روانپزشک معروف امیل کریپلین همکاری کرد و کالبد شکافی مغز او را انجام داد.

    کالبد شکافی نشان داد که آتروفی عمومی (کوچک شدن مغز) وجود دارد و نواحی مغز مربوط به قضاوت، حافظه، زبان و عملکرد شناختی نازک شده است.

    این آسیب شناس همچنین به پلاک‌های پیری مغز هم اشاره کرد. آلویس آلزایمر به مطالعه بیشتر بیماران مبتلا به اختلال مغزی مشابه ادامه داد و یافته های خود را در یک کتاب درسی روانپزشکی منتشر کرد.

    حقایقی در مورد آلزایمر

    اگرچه بسیاری از مردم در مورد بیماری آلزایمر چیزهای زیادی شنیده‌اند، اما دانستن حقایق مفید، علمی و پزشکی مهم است. در اینجا برخی از حقایق کلیدی در مورد این بیماری را بررسی می‌کنیم:

    • بیماری آلزایمر یک بیماری مزمن (طولانی مدت) است. این علامت نشانه رایج پیری نیست.
    • آلزایمر و زوال عقل یکسان نیستند. بیماری آلزایمر نوعی زوال عقل است.
    • علائم آن به تدریج ظاهر می‌شود و اثرات آن بر روی مغز تخریبی است، به این معنی که آرام آرام باعث زوال عقل می‌شود.
    • هر کسی ممکن است به بیماری آلزایمر مبتلا شود، اما برخی افراد بیشتر در معرض خطر ب ابتلا به آن هستند. این موضوع شامل افراد بالای 65 سال و کسانی است که سابقه خانوادگی این بیماری را دارند.
    • هیچ نتیجه مورد انتظار واحدی برای افراد مبتلا به آلزایمر وجود ندارد. برخی از افراد مدت طولانی با آسیب شناختی خفیف زندگی می‌کنند، در حالی که برخی دیگر شروع سریعتر علائم و پیشرفت سریعتر بیماری را تجربه می‌کنند.
    • هنوز هیچ درمانی برای آلزایمر وجود ندارد، اما درمان می تواند به کند کردن روند پیشرفت بیماری کمک کند و ممکن است کیفیت زندگی را بهبود بخشد.
    • تجربه هر فرد از بیماری آلزایمر با دیگری متفاوت است.

    علائم بیماری آلزایمر

    همه افراد گهگاهی دچار فراموشی می شوند. اما افراد مبتلا به بیماری آلزایمر رفتارها و علائم خاصی را نشان می‌دهند که با گذشت زمان بدتر می‌شوند. این موارد می تواند شامل موارد زیر باشد:

    • از دست دادن حافظه که بر فعالیت‌های روزانه تأثیر می‌گذارد، مانند قرار ملاقات‌ها؛
    • مشکل در انجام کارهای روزمره، مانند استفاده از مایکروفر؛
    • مشکلات در حل مسئله؛
    • مشکل در گفتار یا نوشتن؛
    • سرگشته شدن در مورد زمان‌ها یا مکان‌ها؛
    • کاهش قضاوت دیگران؛
    • کاهش اهمیت به بهداشت فردی؛
    • تغییرات خلق و خو و شخصیت؛
    • کناره‌گیری از دوستان، خانواده و جامعه.

    این علائم همیشه به این معنی نیست که فرد، مبتلا به آلزایمر است. مراجعه به پزشک متخصص مغز برای تعیین علت مهم است.

    علائم با توجه به مرحله بیماری تغییر می‌کند. در مراحل بعدی، افراد مبتلا به آلزایمر معمولاً در صحبت کردن، حرکت کردن یا پاسخ دادن به آنچه در اطرافشان اتفاق می‌افتد، مشکل قابل توجهی پیدا می‌کنند.

    راه‌های تشخیص بیماری آلزایمر

    تنها راه قطعی برای تشخیص بیماری آلزایمر، بررسی بافت مغز فرد مبتلا پس از مرگ است. اما پزشک می‌تواند از معاینات و آزمایش‌های دیگری برای ارزیابی توانایی‌های ذهنی، تشخیص زوال عقل و رد سایر شرایط استفاده کند.

    پزشک متخصص مغز با گرفتن سابقه پزشکی بیمار کار شروع می‌کند و درباره موارد زیر سوال می‌کند:

    • علائم
    • سابقه پزشکی خانوادگی
    • سایر شرایط سلامت فعلی یا گذشته
    • داروهای فعلی یا گذشته
    • رژیم غذایی، مصرف الکل و سایر عادات سبک زندگی

    از مواردی که بیمار به پزشک گزارش می‌کند، پزشک آزمایش‌های متعددی را برای کمک به تشخیص اینکه آیا فرد به بیماری آلزایمر مبتلا هست یا خیر، درخواست می‌کند.

    تست‌های تشخیص آلزایمر

    هیچ آزمایش قطعی برای بیماری آلزایمر وجود ندارد. با این حال، آزمایش‌های ذهنی، فیزیکی، عصبی و تصویربرداری می‌تواند به پزشک شما در رسیدن به تشخیص کمک کند.

    پزشک ممکن است با آزمایش وضعیت روانی شروع کند. این کار می‌تواند به آنها کمک کند تا موارد زیر را برای شما ارزیابی کنند:

    • حافظه کوتاه مدت؛
    • حافظه بلند مدت؛
    • جهت گیری به مکان و زمان.

    برای مثال، ممکن است از شما بپرسند:

    • امروز چه روزی است؟
    • رئیس جمهور چه کسی است؟
    • یا از شما بخواهند فهرست کوتاهی از کلمات را به خاطر بسپرید و سپس بازگو کنید.

    در مرحله بعد، احتمالاً یک معاینه فیزیکی انجام خواهند داد. به عنوان مثال، ممکن است:

    • فشار خون شما را چک کنند؛
    • ضربان قلبتان را ارزیابی و اندازه‌گیری کنند؛
    • دمای بدنتان را اندازه بگیرند؛
    • در برخی موارد ممکن است درخواست آزمایش ادرار یا خون کنند.

    علاوه بر این، ممکن است پزشک یک معاینه عصبی برای رد سایر تشخیص‌های احتمالی مانند مسائل پزشکی حاد از جمله عفونت یا سکته انجام دهد. در طول این آزمایش، پزشک موارد زیر را بررسی خواهد کرد:

    • رفلکس‌های بیمار؛
    • تونوس ماهیچه‌ای یا کِشنگ ماهیچه‌ای؛
    • نحوه سخن گفتن و گفتار فرد.

    پزشک همچنین ممکن است آزمایش تصویربرداری مغز را تجویز کند. این مطالعات، که تصاویری از مغز شما ایجاد می کند، می تواند شامل موارد زیر باشد:

    • MRI یا اسکن تصویربرداری رزونانس مغناطیسی. ام آر آی به شناسایی نشانگرهای کلیدی مانند التهاب، خونریزی و مشکلات ساختاری کمک می‌کند.
    • CT اسکن یا اسکن توموگرافی کامپیوتری؛ سی تی اسکن، با اشعه ایکس تصاویری را می‌گیرد که می تواند به پزشک کمک کند تا ویژگی های غیر طبیعی مغز را بررسی کند.

    سایر آزمایش‌هایی که پزشک ممکن است برای تشخیص آلزایمر تجویز کند شامل آزمایش خون برای بررسی ژن‌هایی است که ممکن است نشان‌دهنده خطر بالاتر ابتلا به بیماری فراموشی باشد.

    داروی آلزایمر

    هیچ درمان قطعی و شناخته شده‌ای برای بیماری آلزایمر وجود ندارد. با وجود این، پزشک متخصص خمغز می‌تواند داروها و سایر روش‌های درمانی را تجویز می‌کند تا به کاهش علائم و به تاخیر انداختن پیشرفت بیماری کمک کند.

    برای آلزایمر زودرس تا متوسط، پزشک ممکن است داروهایی مانند دونپزیل (آریسپت) یا ریواستیگمین (اکسلون) را تجویز کند. این داروها می توانند به حفظ سطوح بالای استیل کولین در مغز شما کمک کنند. این می تواند به سلول های عصبی مغز شما کمک کند تا سیگنال ها را بهتر ارسال و دریافت کنند. به نوبه خود، این ممکن است برخی از علائم آلزایمر را کاهش دهد.

    یک داروی جدیدتر به نام آدوکانوماب (Aduhelm) فقط برای کسانی که آلزایمر اولیه دارند توصیه می شود. تصور می‌شود که پلاک‌های پروتئینی که در اثر آلزایمر در مغز ایجاد می‌شوند را کاهش می‌دهد. با این حال، نگرانی هایی در مورد اینکه آیا مزایای بالقوه دارو بر خطرات آن بیشتر است وجود دارد.

    برای درمان آلزایمر در مرحله متوسط تا اواخر، پزشک ممکن است دونپزیل (آریسپت) یا ممانتین (نامندا) را تجویز کند. ممانتین می‌تواند به جلوگیری از اثرات گلوتامات اضافی کمک کند. گلوتامات یک ماده شیمیایی مغز است که در بیماری آلزایمر به مقدار بیشتری آزاد می‌شود و به سلول‌های مغز آسیب می‌رساند.

    پزشک شما همچنین ممکن است داروهای ضد افسردگی، داروهای ضد اضطراب یا داروهای ضد روان پریشی را برای کمک به درمان علائم مرتبط با آلزایمر توصیه کند. این علائم بر اساس پیشرفت بیماری متفاوت است و می تواند شامل موارد زیر باشد:

    • افسردگی؛
    • اختلال خواب در شب؛
    • تحریک؛
    • توهم.

    اگرچه نیازهای مراقبتی یک فرد مبتلا به آلزایمر در طول زمان افزایش می‌یابد، اما علائم دقیق آن از فردی به فرد دیگر متفاوت خواهد بود.

    درمان‌های خانگی آلزایمر

    به طور کلی چیزی به عنوان درمان قطعی آلزایمر در خانه وجود ندارد؛ اما علاوه بر دارو، تغییر سبک زندگی می‌تواند به شما در مدیریت بیماری کمک کند. به عنوان مثال، پزشک شما ممکن است استراتژی هایی را برای کمک به شما یا عزیزتان ایجاد کند:

    • کارهایتان را ساده کنید و از پیچیدگی بپرهیزید؛
    • سردرگمی‌هایتان را محدود کنید؛
    • هر روز به اندازه کافی استراحت کنید؛
    • از تکنیک های تمدد اعصاب استفاده کنید؛
    • هم در محیط کار و هم محیط خانه فضایی آرام برای خود ایجاد کنید.

    علاوه بر پزشک، برخی از متخصصان مراقبت‌های بهداشتی هم می‌توانند به به بهبود کیفیت زندگی یک فرد مبتلا به آلزایمر کمک کنند. فیزیوتراپیست، متخصص تغذیه، داروساز، متخصص سلامت روان و مددکار اجتماعی می‌توانند به بهبود وضعیت بیمار مبتلا به آلزایمر کمک کنند.

    برخی از مطالعات نشان داده‌اند که ویتامین E می‌تواند به بهبود وضعیت آلزایمر کمک کند، به خصوص زمانی که با داروهایی مانند دونپزیل مصرف شود که استیل‌کولین (استیل کولین) را در مغز افزایش می‌دهند. اما سایر تحقیقات هیچ فایده‌ای در مصرف ویتامین E برای بیماری آلزایمر نشان ندادند. به طور کلی، به شواهد بیشتری نیاز است.

    قبل از مصرف ویتامین E یا هر مکمل دیگری حتما با پزشک متخصص مغز و اعصاب مشورت کنید. ویتامین E ممکن است با برخی از داروهای مورد استفاده برای درمان بیماری آلزایمر تداخل داشته باشد.

    علاوه بر تغییر سبک زندگی، چندین روش درمانی جایگزین و مکمل وجود دارد که می‌توانید از پزشک خود در مورد آنها سوال کنید.

    تفاوت زوال عقل (دمانسیا) با آلزایمر

    اصطلاحات “زوال عقل” و “آلزایمر” گاهی اوقات به جای یکدیگر استفاده می شوند. با این حال، این دو بیماری یکسان نیستند. آلزایمر نوعی زوال عقل است.

    زوال عقل یک اصطلاح گسترده‌تر برای شرایطی است که علائم مربوط به از دست دادن حافظه مانند فراموشی و سردرگمی را نشان می‌دهد. زوال عقل شامل شرایط خاص‌تری مانند بیماری آلزایمر، بیماری پارکینسون، آسیب مغزی تروماتیک و موارد دیگر است که می توانند این علائم را ایجاد کنند.

    علل، علائم و درمان برای زوال عقل ممکن است با آلزایمر متفاوت باشد.

    علل و عوامل خطر بیماری آلزایمر

    علت دقیق ابتلا به بیماری آلزایمر هنوز برای متخصصان و دانشمندان مشخص نشده است اما برخی عوامل موثر در ابتلا که تاکنون شناسایی شده‌اند عبارتند از:

    • سن: اکثر افرادی که به بیماری آلزایمر مبتلا می شوند 65 سال یا بیشتر سن دارند.
    • سابقه خانوادگی: اگر یکی از اعضای نزدیک در خانواده به این عارضه مبتلا شده باشد، احتمال ابتلا به آن بیشتر است.
    • ژنتیک: ژن‌های خاصی با بیماری آلزایمر مرتبط هستند.

    داشتن یک یا چند مورد از این عوامل خطر به این معنی نیست که شما قطعاً به بیماری آلزایمر مبتلا خواهید شد. بلکه فقط سطح ریسک ابتلا افزایش می‌یابد.

    سایر عوامل خطر احتمالی شامل سابقه موارد زیر است:

    • افسردگی
    • سیگار کشیدن
    • بیماری قلبی و عروقی
    • آسیب تروماتیک مغزی قبلی

    برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد خطر ابتلا به آلزایمر، باید حتماً با پزشک متخصص خود صحبت کنید.

    آلزایمر و ژنتیک

    در حالی که هیچ علت قابل شناسایی قطعی برای آلزایمر وجود ندارد، ژنتیک ممکن است نقش کلیدی در ابتلا به آلزایمر داشته باشد. یک ژن وجود دارد که به طور خاص مورد توجه محققان قرار گرفته است. آپولیپوپروتئین ای (Apolipoprotein E) ژنی است که با شروع علائم آلزایمر در افراد مسن مرتبط است.

    آزمایش خون می‌تواند نشان دهد که آیا نسخه خاصی از این ژن دارید که خطر ابتلا به آلزایمر را افزایش دهد یا خیر. به خاطر داشته باشید که حتی اگر فردی این ژن را داشته باشد، ممکن است به آلزایمر مبتلا نشود.

    عکس این موضوع نیز صادق است: ممکن است فردی حتی اگر این ژن را نداشته باشد، همچنان به آلزایمر مبتلا شود. هیچ راهی برای تشخیص قطعی وجود ندارد که آیا کسی به آلزایمر مبتلا خواهد شد یا خیر.

    ژن های دیگر نیز می‌توانند خطر ابتلا به این بیماری را افزایش دهند. چندین ژن نادر با برخی از موارد شروع این بیماری در سنین کم مرتبط هستند.

    مراحل پیشرفت آلزایمر

    آلزایمر یک بیماری پیشرونده است، به این معنی که علائم به تدریج در طول زمان افزایش می‌یابد. هفت مرحله اصلی در پیشرفت این بیماری وجود دارد:

    مراحل 1 تا 3: پیش از زوال عقل و اختلال شناختی خفیف

    مرحله 1: هیچ علامتی در این مرحله وجود ندارد. اگر سابقه خانوادگی آلزایمر دارید و هیچ علامتی ندارید، ممکن است نیاز باشد با یک پزشک در مورد راهکارهایی برای سلامت در دوران پیری صحبت کنید.

    مرحله 2: اولین علائم ظاهر می‌شوند، مانند فراموشی.

    مرحله 3: اختلالات جسمی و شناختی خفیف ظاهر می‌شود، مانند کاهش حافظه و تمرکز. یادگیری مهارت‌های جدید ممکن است سخت‌تر شود. این تغییرات تنها توسط نزدیکان بیمار قابل توجه خواهد بود.

    مراحل 4 تا 7: زوال عقل

    • مرحله 4: آلزایمر اغلب در این مرحله تشخیص داده می‌شود، اما هنوز این بیماری خفیف در نظر گرفته می‌شود. از دست دادن حافظه و مشکل در مدیریت کارهای روزمره در این مرحله رایج است.
    • مرحله 5: علائم متوسط تا شدید در این مرحله باعث می‌شود که بیمار به کمک نزدیکان یا پرستار نیاز داشته باشد. این کار برای اطمینان از برآورده شدن نیازهای روزانه، مانند خوردن وعده‌های غذایی و مدیریت خانه، ضروری است.
    • مرحله 6: در این مرحله، فرد مبتلا به آلزایمر برای کارهای اساسی مانند غذا خوردن، لباس پوشیدن و دستشویی رفتن به کمک نیاز دارد.
    • مرحله 7: این مرحله شدیدترین و آخرین مرحله آلزایمر است. معمولاً از دست دادن تدریجی گفتار و حالات چهره وجود دارد. حرکت به احتمال زیاد محدود می‌شود.

    زمانی که آلزایمر فرد پیشرفت می‌کند، بیشتر به کمک پرستار و نزدیکان نیاز خواهد داشت.

    با پزشک متخصص مغز در مورد استراتژی هایی صحبت کنید که به شما در مدیریت این تغییرات کمک می‌کند. کمک گرفتن از یک پرستار خوب می‌تواند آسایش زندگی شما را حفظ و کیفیت زندگی را بهبود ببخشد.

    افراد مبتلا به آلزایمر معمولاً 4 تا 8 سال پس از تشخیص این بیماری زندگی می‌کنند، اگرچه برخی از آن‌ها تا 20 سال نیز عمر می‌کنند.

    آلزایمر زودرس

    آلزایمر معمولاً در افراد 65 سال به بالاتر اتفاق می‌افتد. با این حال، ممکن است در سنین 30، 40 یا 50 سالگی هم در بعضی افراد رخ دهد. به این حالت، آلزایمر زودرس می‌گویند. این نوع آلزایمر کمتر از 10 درصد از افراد مبتلا به این بیماری را تحت تاثیر قرار می‌دهد.

    از آنجایی که پزشکان همیشه به دنبال علائم آلزایمر در جوانان نیستند، تشخیص آن می‌تواند زمان زیادی طول بکشد. علائم شروع زودرس آلزایمر به مرحله بیماری بستگی دارد. علائم اولیه می‌تواند شامل از دست دادن خفیف حافظه و مشکل در تمرکز یا اتمام کارهای روزمره باشد. پیدا کردن کلمات مناسب در گفت و گوهای روزمره ممکن است برای این بیماران سخت باشد.

    بعضی از مطالعات نشان داده‌اند که برخی تغییرات بینایی و چشمی می‌تواند نشان‌دهنده مرحله اولیه این بیماری برای افراد 50 ساله و بالاتر باشد.

    افرادی که سابقه خانوادگی ابتلا به آلزایمر در سنین پایین‌تر دارند، بیشتر در معرض خطر ابتلا به این بیماری هستند. چندین ژن نادر وجود دارد که باعث بروز آلزایمر در برخی خانواده‌ها می‌شود. افرادی که سابقه خانوادگی آلزایمر دارند باید حتماً تحت نظر پزشک متخصص مغز باشند.

    راه‌های پیشگیری از آلزایمر

    همانطور که هیچ درمان شناخته شده‌ای برای آلزایمر وجود ندارد، هیچ اقدام پیشگیرانه‌ای هم وجود ندارد. در حال حاضر،بهبود عادات و سبک زندگی سالم بهترین ابزاری هستند که می‌توانند از زوال شناختی جلوگیری کنند.

    راه‌های زیر به پیشگیری از این بیماری کمک می‌کنند:

    • سعی کنید سیگار را ترک کنید. اگر سیگار می‌کشید، ترک آن هم فوراً و هم در درازمدت برای سلامتی شما مفید است.
    • به طور منظم ورزش کنید. ورزش و فعالیت خطر ابتلا به بسیاری از بیماری‌ها مانند بیماری های قلبی عروقی و دیابت را کاهش می‌دهد.
    • مغز خود را فعال نگه دارید. برخی از تمرینات آموزشی شناختی را برای فعالیت مغز امتحان کنید.
    • رژیم غذایی مناسب و سالم داشته باشید. رژیم غذایی متعادل همراه با میوه‌ها و سبزیجات فراوان برای سلامت عقل و بدن ضروری است.
    • زندگی اجتماعی فعال داشته باشید. دوستی، کار داوطلبانه و سرگرمی‌ها احتمالاً برای سلامت کلی شما مفید است.

    قبل از ایجاد هر گونه تغییر بزرگ در سبک زندگی خود حتما با پزشک خود صحبت کنید.

    بهترین متخصص مغز و اعصاب برای بهبود آلزایمر

    اگر فکر می کنید که شما یا یکی از عزیزانتان ممکن است آلزایمر داشته باشید، حتماً باید به یک متخصص مغز خوب مراجعه کنید.

    دکتر مغز و اعصاب با آزمایش‌هایی که تجویز می‌کند، تشخیص می‌دهد که آیا آلزایمر وجود دارد یا خیر. در صورتی که این بیماری در مراحل اولیه تشخیص داده شود، پیشرفت آن را می‌توان به تاخیر انداخت. شما می‌توانید بهترین متخصصان مغز و اعصاب را در وبسایت دکتر با من جست و جو کنید.

    مراقبت از افراد مبتلا به آلزایمر

    با پیشرفت آلزایمر، فرد مبتلا به حمایت و کمک بیشتری در انجام کارهای روزمره خود نیاز دارد. اگر یکی از عزیزانتان مبتلا به این بیماری است، حتماً باید برای مراقبت از آن‌ها شروع به تمرین و آموزش کنید و نکات زیر را در مراقبت از او در نظر داشته باشید:

    • در مورد آلزایمر، مراحل و علائم معمول آن آموزش تحقیق و جست و جو کنید. همین خواندن مقاله، و سرچ در موتورهای جست و جود در سایت‌های پزشکی به آموزش بیشتر شما کمک می‌کند.
    • با اعضای خانواده که می‌توانند به شما کمک کنند ارتباط برقرار کنید.
    • پیوستن به گروه‌های حمایت از افراد مبتلا به آلزایمر برای افراد مراقبت‌کننده از این بیماران ضروری است.
    • حتماً برای بیمار پرستار دلسوز و حرفه‌ای بگیرید.
    • به یاد داشته باشید که شما نیز به حمایت نیاز دارید. با افرادی که با آنها نزدیک هستید تماس بگیرید و برای پذیرش کمک آماده باشید.

    مراقبت از بیماران آلزایمری لحظات سخت خود را دارد و فشار ناشی از مسئولیت های مداوم می‌تواند بر سلامت روح و جسم شما تأثیر منفی بگذارد. پس با نزدیکان خود در ارتباط باشید تا دچار آسیب روحی و روزمرگی نشوید.

    و در پایان این که…

    آلزایمر یک بیماری پیچیده است و دانشمندان در حال کار بر روی اسرار آن هستند. داشتن یک سبک زندگی سالم ممکن است به پیشگیری از آن کمک کند. اگر سابقه خانوادگی این بیماری را دارید، مهم است که آن را با پزشک متخصص مغز در میان بگذارید.

    تا زمانی که آلزایمر تشخیص داده نشود، پیشرفت بیماری متوقف نخواهد شد. اما درمان می تواند به تاخیر در علائم و بهبود کیفیت زندگی شما کمک کند.

    اگر به دنبال بهترین پزشکان و متخصصان مغز و اعصاب هستید به سایت دکتر با من مراجعه کنید.